عاشورا لیله القدر مقام عصمت

  لَئِنْ كانَ ذَنْبى حُبَّ آلِ مُحَمَّدٍ   
فَذلِکَ ذَنْبٌ لَسْتُ عَنْهُ أتُوبُ
هُمُ شُفَعائى يَومَ حَشرى وَ مَوقِفى
إذا كَثُرَتْنى يَومَ ذاکَ ذُنُوبُ


اگر گناه من عشقی است که نسبت به خاندان پیامبر(ص) دارم، من از این گناه هرگز توبه نخواهم کرد. زیرا روز محشر که با انبوه گناهان در برابر پروردگار جهانیان می‌ایستم، آنان شفیعان من خواهند بود.
(امام شافعی)
***
 خداوند به پیامبر(ص) فرمان می‌دهد که در معرفی خود بگوید: «قُلْ إنَّما أنا بَشَرٌ مِثلُكم یُوحَی إلَىَّ؛ بگو جز این نیست که من هم انسانی مانند شما هستم (با این تفاوت) که بر من وحی می‌شود.:» (کهف/۱۱۰) 
   انسان بودن پیامبر به این معنا است که روزی متولد می‌شود، روزی می‌میرد و مانند سایر انسان‌ها نیازهایی طبیعی و جسمانی دارد؛ «غذا می‌خورد و در کوچه و بازار گام می‌نهد» [برگرفته از آیه ۲۰ سوره فرقان] اما اینکه پیامبر هم مانند سایر انسان‌ها دچار خطا و فراموشی و گرفتار خشم و شهوت باشد، تفکری منحطّ و منحرف و برخاسته از آموزه‌های وهابیت است. امتیاز رسول مکرم اسلام(ص) نسبت به دیگر انسان‌ها از  ادامه آیه به دست می‌آید: «... یُوحَی إلَیَّ؛ بر من وحی می‌شود» این عبارت، وصفی کوتاه و در عین حال باعظمت است که به اصطفا(برگزیده بودن)، عصمت، مقام قرب و اتصال پیامبر(ص) به عالم بالا، ‌اشاره‌ای لطیف دارد.
   درک مقام معصومین(ع) در حوصله بشريت نمی‌گنجد. آنها جامع تمام فضایل و صفات متعالی در کامل‌ترین شکل هستند و با داشتن همه کمالات در بالاترین جایگاه قرب قرار دارند. در حدیثی رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنين(ع) می‌فرماید: «یا عَلِیُّ ماعَرَفَ اللهَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ غَیرِی وَ غَیرُکَ وَ ماعَرَفَکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ غَیرُ اللهِ وَ غَیرِی؛‌ای علی! هیچکس خداوند متعال را آنگونه که حق معرفت اوست نشناخت جز من و تو و کسی نیز تو را به حقیقت نشناخت جز خدا و من» (مناقب ابن شهر آشوب ۲ / ۲۶۷) 
   از سوی دیگر امیرالمومنين(ع) فرموده‌ است: «لاتَتَجاوَزُوا بِنَا الْعُبُودِيّهًْ ثُمَّ قُولُوا ما شِئْتُمْ وَ لَنْ تَبْلُغُوا؛ در‌باره ما از حد بندگی تجاوز نکنید و آنچه در وصف ما دوست دارید، بگویید. اما به کنه مقام ما نخواهید رسید» (بحار الانوار ٢٥ / ٢٧٤) غُلو در‌باره ائمه هدی یعنی نسبت خدایی به آنان دادن و اعتقاد بر اینکه آنان مستقلانه روزی می‌دهند و عالم خلق و امر را در دست دارند. امامان معصوم(ع) نسبت به غلو کنندگان که در تاریخ به نام غالی(در شکل جمع غُلات) مشهور بودند، خشم می‌گرفتند و پیوسته آنان را مورد لعن قرار می‌دادند و در برابر اعتقاد تباه و منحرف آنان اظهار می‌داشتند ما بندگانی هستیم که کراماتمان به جهت طاعت خداوند و خشیت اوست و چیزی از خود نداریم. خداوند چنین بلندمرتبگانی را پیشوایانِ بشریت و مقتدای انسان‌ها قرار داده است.
- آیا پیروی از انسان کامل میسّر است؟
   یکی از شبهات مطرح شده در مقوله عصمت، این است که «بین صفات دست نایافتنی اهل بیت(ع) و قابل اقتدا بودن آنها تعارض وجود دارد» به عبارت دیگر «انسان‌هایی که والاترین کمالات را دارا هستند، چه جای آن است الگوی بشری باشند که محبوس عالم خاکی و در بند خشم و شهوت خویش است؟ و اساسا آدمیانِ سراپا سهو و اِهمال چگونه می‌توانند از کسی پیروی کنند که خداوند او را از همه پلیدی‌ها و کاستی‌ها پیراسته و بر ستیغ قله آفرینش جا داده است؟» نتیجه این شبهه، غیر قابل پذیرش بودن معادله فوق است. یعنی یا باید برای اهل بیت(ع) مقامی اینچنینی قائل نبود یا موضوع پیروی از آنها و الگو و اسوه بودنشان را فراموش کرد.
   در پاسخ باید گفت این شبهه، حقیقت انسان را مورد غفلت یا انکار قرار داده است. زیرا آدمی موجودی محدود به همين خواسته‌های روزمره و نیازهای جسمی نیست و کردگار توانا وی را نامتناهی آفریده است؛ نه درکات او حد و مرزی دارد و نه سیر عِلوی و ملکوتی وی. انسان به هر مرتبه‌ای که برسد جایگاهی بالاتر را می‌طلبد. او سیری ناپذیر است و تا به گمشده حقیقی خود نرسد، پیوسته بی‌شکیب و شوریده خواهد بود. در نتیجه بایسته است که الگوی چنین موجودی، منطبق با روح سرکش و زیاده خواه او باشد تا وی را به والاترین مطلوب یعنی خداوند حکیم بی‌نیاز رهنمون گردد.
***
باور مقام عصمت و تسلیم در برابر حقیقت اهل بیت(ع)، بسیاری از معضلات و شبهه‌های فکری را حل می‌کند. انسانی که معتقد به مقام عصمت است، خاستگاه صلح امام حسن و قیام امام حسین علیهماالسلام را یکی دانسته و تعارضی بین آنها نمی‌بیند. زیرا هر دو امام بزرگوار به وظیفه الهی خود عمل کردند. همانگونه که بین جنگ بدر و صلح حدیبیه پیامبر اعظم(ص) ضدیت و ناسازگاری وجود ندارد و هر دو عمل، مستظهر به وحی هستند. [با قطع نظر از اینکه رفتارهای معصومین بر بلندای عقلانیت و شعور محض است.]
   اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام به عنوان جانشینان خداوند در زمین، رفتار و گفتارشان حجت و بیّنه و اراده‌شان جلوه‌گاه خواسته خداوند می‌باشد. آن حضرات به عنوان مأموران الهی، لحظه‌ای از ارتباط با عالم بالا فارغ نبوده‌اند. 
   حضرت سیدالشهدا(ع) نیز از ابتدا که در مسیر کربلا گام نهاد، خبر از انجام آن داشت و با وجود آنکه مأمور به رفتن بود، عاشقانه حرکت کرد و عاقلانه عمل نمود. در مدینه به اعجاز، سرزمین کربلا را به ام سلمه همسر گرامی پیامبر(ص) نمایاند و مشتی از تربت مینو سرشت آن را به او سپرد و خبر از شهادت خود داد. در مسیر، بارها از شهادت مظلومانه یحیای نبی سخن گفت. آنان را که در طلب دنیا با او همراهی می‌کردند، نومید و پراکنده ساخت و واقعه هولناک شهادت خود و اسارت خاندان گرامیش را بیان فرمود. آن حضرت در شب عاشورا بیعت را از اهل بیت و اصحاب برداشت و به شهادت همه همراهان خود حتی کودک شیرخوار تصریح کرد و جایگاهشان در بهشت را به آنان نشان داد. 
   عاشورا بزرگ‌ترین نماد و نمود از شکوه و عظمت مقام عصمت است و درک آن همچون شب قدر بر نخل بلند عالَم امر، به دور از دسترس کودک فهم ماست. [عاشُوراء وَ ما أدراکَ ما عاشُوراء؟!]
سید ابوالحسن موسوی طباطبایی
سایر اخبار این روزنامه