نگاهی به سخنان رئیس‌جمهور و وزیر گردشگری و آثارش

نوید مجیدی‪-‬ در روزهای گذشته سخنان رئیس‌جمهور محترم و وزیر گردشگری، بازتاب‌های فراوانی یافت که عموما بسیار ارزشمند بودند و از قضا برای کارکرد شایسته‌ی دولتمردان، بسیار به‌کار آنان می‌آید زیرا انتقادات سازنده چون گنجی می‌ماند که چراغ راه همه‌ی انسان‌ها به‌ویژه صاحبان مناصب است تا رفتار و گفتار خوبش را بیش از پیش بسنجند تا در دل‌ها جای بگیرند. در نوشتار حاضر، هم به سخنان ایشان و هم به طرح مسئله‌ی بااهمیتی می‌پردازیم که مربوط به حریمِ اثر تاریخی ارجمندی در نزد ایرانیان است. رئیس‌جمهور محترم در تخت‌جمشید بیان داشته‌اند: «پیام تخت‌جمشید خطاب به ستمگران است که ببینند سرنوشت کسانی که به‌مردم ظلم می‌کنند، چیست! »بجاست خطاب به ایشان بگوییم به گواه تاریخ‌نگاران و منابع مذهبی، تاریخ ایران پر از شخصیت‌های بزرگی‌ست که نه‌تنها شخصیت‌هایی ملی‌اند بلکه چهره‌هایی جهانی و متعلق به همه‌ی جهانیانند
و سرآمد شخصیت‌های کهنِ مربوط به جهانِ ۲۶۰۰ سال پیش، کوروش بزرگ است که شرح احترام او به مردمانِ ساکن در فتوحاتش و تلاشش برای همبستگی و یکپارچه‌ساختن مردمان کشورمان، ایران، در تاریخ آمده و نیازی به تکرار من نیست. طبیعی‌ست که زندگی حاکمان و عملکردشان را باید با روزگار خودشان سنجید و ارزش‌گذاری کرد و حتی با همین دیدگاه نیز، روی‌هم، امپراتوری‌های باستانی ایران و بنیان‌گذاران کشورمان، کارنامه‌ای ارزشمند دارند که امروز مایه‌ی ماندگاری و بالندگی هویت ایرانی و میراثی ارجمند برای آحادِ ملت ایران است. حال باید پرسید چگونه می‌توان فرمانروایی چون کوروش را ستمگر - یا نمادی از ستمگری - نامید؟! چگونه می‌توان بنیان‌های هویت و همبستگی ملی را بدون ارائه‌ی دلیلی به چالش کشید، آن‌هم در روزگاری که قدرت‌ها و یا نوکشورانِ دوروبرمان با پشت‌گرمی به قدرت‌ها، چشم به این آب‌وخاک و اجزای سازنده‌اش دوخته‌اند (نمونه‌اش را در این روزها شاهدیم) تا آن‌ها را از هم بگسلند؟ ملیت ایرانی و مذهب،
دو بعد از ابعاد سازنده‌ی فرهنگ و تاریخ ایرانیان است و همه، اعم از مسلمان، مسیحی و زرتشتی و غیره، ایرانی هستیم و شیفته‌‌ زندگی صلح‌آمیز در کنار هم و در سرزمین پرشکوه ایران اما روشن است که هویت تاریخیِ هیچ ملتی انکارپذیر نیست و مقدم بر هر برچسب هویتی دیگر قرار دارد، زیرا در گذر صدها و هزاران سال، جغرافیای سرزمین‌ها ثابت می‌ماند - اگرچه مرزبندی‌ها دگرگون شده باشد- اما آیین‌ها، باورها و حاکمان در رفت‌وآمدند. ازاین‌رو از رئیس‌جمهور محترم انتظار می‌رود که ضمن احترام به بنیان‌های ارجمندِ ملی - که یکی از رکن‌های هر حاکمیتی است - در راستای استوارسازیِ همبستگی ملی حرکت کنند؛ همان‌گونه که شعار انتخاباتی‌شان عبارت بود از: «ایران قوی» و طبیعی‌ست یکی از راه‌های نیل به آن شعار، پاسداری از ارزش‌های ملی‌ست. در این میان حتی دولت محترم می‌تواند از ظرفیتِ وحدت‌آفرین کوروش، برای ارج نهادن به ارزش‌های ملی (همان‌گونه که بزرگداشت‌های مذهبی ارزشمند است) بهره بگیرد.
در بخش دوم، به سخنان وزیر محترم گردشگری می‌پردازیم که بسیار بااهمیت است. در بخشی از سخنان وی آمده: «پاسارگاد متعلق به شخصیت جهانی کوروش است صرف‌نظر از این‌که در این‌جا دفن شده یا نشده آن‌چه مهم است احترام به شخصیتی‌ست که متعلق به ایرانیان است. ... تاریخ ایرانیان قدمت ۷ هزارساله و بیشتر دارد. یک نقطه‌ی برجسته‌ی تاریخ اقدامات کوروش است، مدنیتِ پاسارگاد که هویت پدران ماست ارزشمند است.» تا این‌جا باید سخن ضرغامی را ستود؛ اما ادامه‌ی سخنان وی باز هم خطر نسنجیدگیِ مواضع و بیان کارهای کارشناسی‌نشده و احساسی را به‌میان می‌کشد. ضرغامی در حالی از انقباض حریم پاسارگاد سخن می‌گوید که در دهه‌های گذشته هم یا با برخی بی‌تدبیری‌ها و یا با عملکرد فاجعه‌بار مسئولان و دولتمردان، زیست‌بوم ایران و نیز آثار تاریخی کشور زیان‌هایی دیده است. از آن جمله می‌توان به برداشت بی‌رویه‌ی آب چاه‌ها در حوزه‌ی زراعیِ دریاچه‌ی ارومیه (که سبب فاجعه شد)، ساخت برج در حریم تاریخیِ نقش‌جهان و ساخت سد سیوند اشاره کرد؛ سدی که با ساخت آن بخش بزرگی از آثار تاریخی خفته در دشت پاسارگاد به زیر آب رفت! و در جریانیم که به‌دلیل شوریِ آب که از ده‌ها سال پیش کارشناسان در آن زمینه هشدار داده بودند، آبگیری سد منجر به تشکیل هزاران هزار تن نمک در عمق خاک و در پشت سد شد! سرمایه‌ی مادیِ صرف‌شده برای ساختش به هدر رفت و اکنون هم امکان رهاسازی آب پشت سد نیست، زیرا سراسر دشت را غیرقابل‌کشت خواهد کرد؛ به این‌ها باید اثر رطوبت آب بر منطقه و آثار باستانی را هم افزود! در سال ۱۳۸۳، پس از آن‌که در نهایت کارشناسان خبره حدود و حریم محوطه آرامگاه را معین کردند آرامگاه کوروش به ثبت جهانی رسید. از جمله‌ی آن محدوده‌ها، محدوده‌ی حریم درجه یک محوطه‌ی پاسارگاد بود، که مساحتی بالغ بر ۲۲۸۷۰ هکتار دارد. از منظرِ ارزش، منطقه‌ی پاسارگاد شامل بخش بزرگی از آثار هخامنشی؛ آثار تاریخیِ تل باکون -متعلق به دوران پیش از تاریخ‌- و آثاری از دوره‌ی اسلامی است. بنابراین هرگونه تصمیمی در این حوزه باید بسیار دقیق و کارشناسی انجام شود. باید هوشیار بود که هرگونه عملکرد ما زیر ذره‌بین نهادهای جهانی، یونسکو و دلسوزان درون کشور قرار دارد. پس سخن از انقباضِ حریم آرامگاه در گفتار وزیر گردشگری بسیار جای درنگ دارد؛ حتی سخنان امروز وی که اشاره کرده ما قصد حفر چاه در کنار آرامگاه کوروش را نداریم! خطای وی و نگرشِ همفکران ایشان را مبرا نمی‌کند. زیرا چنان‌که اشاره کردیم آثار زیستی، محیطی و آب‌وهوایی هرگونه تصمیمی را باید سنجید و به ده‌ها و صدها سال دیگر اندیشید. بی‌گمان نقل قول وزیر از فرمایش رهبری در سفر به استان فارس مبنی بر این‌که: «اگر گردشگری درست‌کار کند این استان هیچ نیازی به هیچ بودجه‌ای ندارد.» همسو با تلاش


- ناآگاهانه یا آگاهانه - برای آسیب‌زنی به آثار تاریخی
نیست.