همراه اما مخالف جرج بوش!

جرج بوش پسر در کتاب خاطرات خود - لحظات تصمیم - می‌نویسد: «اولین انتخاب کابینه، برایم آسان بود. کالین پاول باید وزیر امورخارجه می‌شد.
کالین را اولین بار در سال ۱۹۸۹ در «کمپ دیوید» ملاقات کردم. آن موقع، مسئول هماهنگی بین روسای کارمندان بود. او و دیک چنی باید به پدر درباره
تسلیم شدن «مانوئل نوریگه»، دیکتاتور پاناما، اطلاعاتی خلاصه ارائه می‌دادند. » علی بیگدلی استاد تاریخ دانشگاه درباره‌ی شصت و پنجمین وزیر امورخارجه آمریکا که در هشتاد و چهار سالگی بر اثر ویروس کرونا درگذشت، می‌گوید: او اگرچه وزیر امور خارجه‌ی بوش پسر بود اما با سیاست‌های این رئیس جمهور آمریکا چندان موافق نبود. وی تاکید می‌کند؛ انتخاب پاول که یک نظامیِ شناخته شده بود نشان می‌دهد وزارت امورخارجه بسیار مهم است
آفتاب یزد - رضا بردستانی: کالین پاول، وزیر پیشین امور خارجه ایالات متحده آمریکا در دوران ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش در ۸۴ سالگی و در پی ابتلا به بیماری کووید-۱۹ درگذشت. خانواده وی با انتشار بیانیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی، با اعلام این خبر تاکید کرد آقای پاول دو دوز واکسن کووید را تزریق کرده بود.


شاید شناخته‌شده‌ترین تصویر جهان از کالین پاول، زمانی است که وی در پنجم فوریه سال ۲۰۰۳ در شورای امنیت سازمان ملل متحد با نشان دادن یک فلش مموری به دروغ گفت اطلاعاتی دارد که نشان می‌دهد عراق ذخایر تسلیحات کشتار جمعی دارد. سخنرانی آقای پاول سنگ بنای حمله ایالات متحده آمریکا و معدود همپیمانانش به عراق و سرنگونی رژیم صدام حسین در ماه مارس همان سال بود. کالین پاول بعدها پذیرفت که آن سخنرانی معروف «لکه سیاهی بر خوشنامی» وی بوده است و گفت: «این یک لکه سیاه است چراکه من کسی بودم که آن سخنرانی را به نام ایالات متحده در برابر جهانیان انجام دادم و این ماجرا همواره در کارنامه حرفه‌ای من باقی خواهد ماند.»
یک استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل آمریکا در گفتگو با آفتاب یزد؛ «کالین پاول» را یک نظامیِ شناخته شده معرفی می‌کند که چندان با سیاست‌های جنگ طلبانه‌ی رئیس جمهور جمهوری خواه آمریکا موافق نبود.
علی بیگدلی می‌گوید: «این که می‌بینیم یک چهره‌ی شناخته شده نظامی به عنوان وزیر در وزارت امورخارجه معرفی می‌شود این پیام را به جهان صادر می‌کند که وزارت امورخارجه‌ی ایالات متحده‌ی آمریکا یکی از تاثیرگذارترین، مهم‌ترین و تعیین کننده‌ترین وزارت خانه‌ها در تمامی دولت‌های آمریکا است.» وی ادامه می‌دهد: «وزرای امورخارجه بر اساس قوانین آمریکا از اختیارات گسترده‌ای برخوردار هستند.»
> دومین جرج مارشال آمریکا
جرج بوش پسر در معرفی «کالین پاول» در کتاب خاطرات خود - لحظات تصمیم - می‌نویسد: «کالین، دخال کشور، خیلی تحسین می‌شد و همه‌ی جهان هم او را می‌شناختند و به خوبی از منافع و ارزش‌های آمریکا مثل ناتوی نیرومندتر یا تجارت آزادتر دفاع می‌کرد. باور دارم که کالین می‌توانست دومین جرج مارشال کشور لقب بگیرد. جرج مارشال، سرباز ساده‌ای بود که تبدیل به سیاست مداری برجسته شد.»
مادلین آلبرایت در کتاب: «به جهنم و جاهای دیگر» درباره ی «کالین پاول» نوشته: «وقتی بوش به ریاست جمهوری انتخاب شد و کالین پاول را نامزد وزارت خارجه کرد، همه به او برای حسن انتخابش آفرین گفتند. من هم اگرچه در خیلی مسائل با او اختلاف نظر داشتم، مطمئن بودم این وزارت خانه در دستان آدم توانمندی قرار
گرفته است.»
«آلبرایت» در بخش دیگری از خاطرات خود با محوریت «کالین پاول» می‌نویسد: «تنها کسی که در این میانه روی حقانیت این ادعاها شک آورد کالین پاول بود و در گفتگویی که سال‌ها بعد با رسانه‌ها کرد از این گفت که زمانی با بوش سر این مسئله - وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق - حرف زده که: «رفتن به بغداد که کاری ندارد. من هم بلدم. ولی بعدش چی؟ باید حواست باشد که وقتی یک دولت را بر می‌داری و رژیمی را ساقط می‌کنی همه چیز گردن کی می‌افتد. چه کسی می‌شود دولت و رژیم پاسخگوی همه چیز؟ خودت! اگر زدی و این شیشه را شکستی باید تاوانش را بدهی. حواست باشد که بیشت و هشت میلیون عراقی آن جا نشسته‌اند منتظر و چشم به دست ما که کاری بکنیم و من هنوز نشنیدم که شما برای این مسئله برنامه‌ای ریخته باشید.»
> آمریکایی‌ها فقط اشغالگرانی ویرانگر هستند نه سازنده!
علی بیگدلی می‌گوید: «قطعاً پاول با سیاست‌های بوش مخالف بوده اما اگر همراهی کرده به دلیل وزیر امورخارجه بودن، بوده وگرنه همان زمان‌ها نیز معلوم بود که وی مخالف حمله به عراق است.» نظر بیگدلی را «آلبرایت» که وزارت امورخارجه را تحویل پاول داد نیز تایید می‌کند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی در ادامه می‌گوید: «اخیراً مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز داشتم و به صراحت به آن‌ها گفتم؛ آمریکایی‌ها خوب حمله و اشغال می‌کنند اما برای بعدِ آن هیچ نقشه‌ای ندارند (!) شما نگاه کنید در هرکجا که پا گذاشتند فقط ویران کردند اما وقتی رفتند، ویرانه‌ای بیش برجای نگذاشتند.»
بیگدلی به آفتاب یزد می‌گوید: «اصلا برداشتن پاول و گذاشتن خانم رایس به همین دلیل بوده چون رایس در جنگ افروزی، نظرش به بوش پسر نزدیک‌تر بوده است!»
آلبرایت پیرامون این سخنان پاول که گفته بود: «هر آن چه امروز گفتم بر پایه‌ی شواهد و مدارک مستند و مستدل است. این‌ها ادعا و اتهام نیستند. آنچه امروز به شما ارائه می‌کنیم نتیجه‌ی تحقیقات فراوان و کار اطلاعاتی مخفی ما است...» می‌نویسد: «او هم مثل من بر پایه‌ی اسنادی حرف می‌زد که به دستش داده بودند. فرق‌مان این بود که اسناد توی دست او چیزی نبود جز یک مشت اراجیف و چرت و پرت. بازی‌اش دادند؛ او و همه‌ی جهان را.»
علی بیگدلی با بیان این موضوع که سیاست در آمریکا موضوع پیچیده‌ای است در پایان خاطرنشان می‌کند: «این که می‌بینیم هر رئیس جمهور در دوران هشت ساله‌ی خود از دو و یا حتی سه وزیر امور خارجه بهره می‌برد، جدای از برخی اختلافات که بی‌تاثیر نیست اما در ادبیات سیاسیِ آمریکا جایی برای مقام‌ها و صندلی‌های موروثی پیش‌بینی نشده است برخلاف برخی کشورها از جمله کشور ایران که فردی سال‌ها در سطح بالایی از سیاست باقی می‌ماند اما در آمریکا بیشتر از سه یا چهار سال به فرد اجازه و فرصت نمی‌دهند زیرا معتقدند یک فرد طی دورانی چهارساله، قطعاً هرچه باید نشان دهد را نشان می‌دهد و اضافه بر این زمان، باقی ماندنش بر جایگاهی جز هزینه و آثار سوء چیزی نخواهد داشت.»
بیگدلی البته به این نکته نیز اشاره می‌کند که در بین وزرای امور خارجه‌ی آمریکا، همچنان «هنری کیسینجر»ِ ۹۸ساله از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است چون او علاوه بر سیاستمداری، یک تئوری‌پرداز برجسته و یک یهودی دارای جایگاه در ایالات متحده‌ی آمریکا است!