قاصدک 24

حمايت از شليك بدون هشدار!

هر چند هنوز ماهيت دقيق حوادث خونين قزاقستان مشخص نيست و به نظر مي‌رسد دولت اين كشور در حال تسلط بر اوضاع است ولي مطابق آنچه برخي خبرگزاري‌ها اعلام كرده‌اند تلفات اين حوادث تا 400 نفر برآورد مي‌شود و مقامات رسمي هم از بازداشت 4000 نفر خبر مي‌دهند. سرعت و گستردگي حوادث مذكور حاكي از نارضايتي شديد و پنهان مردم است كه با جرقه‌اي به انفجار تبديل شد و حتي تا آستانه سقوط رژيم آن كشور هم پيش رفت. در اين زمينه بايد منتظر تحولات بعدي در اين كشور ماند تا امكان بررسي دقيق آن فراهم شود، اما مهم‌تر از حوادث داخلي قزاقستان مواضع صريح و سريع دولت‌هاي روسيه و چين در قبال اعتراضات اين كشور است كه رفته‌رفته در حال پيدا كردن يك چارچوب مشخص و جديد است و خبر از صف‌آرايي مجدد ميان غرب و شرق پيرامون مسائل گوناگون مي‌دهد.البته مواضع غربيان در قبال حوادث قزاقستان محتاطانه بوده و دولت اين كشور هم هنوز دخالت‌هاي خارجي كه مدعي آن است را به غرب نسبت نداده است ولي روشن است كه چين و روسيه در حال تقويت مواضع خود خصوصا در آسياي ميانه و مناطق پيراموني خويش هستند و حضور نظامي گسترده روسيه در مرز اوكراين يكي از نمودهاي اين رويكرد است. ظاهرا غرب هم از توان و انسجام و شايد انگيزه پيشين براي ورود به يك رويارويي سرد برخوردار نيست.چين با تكيه بر قدرت اقتصادي و روسيه با تاكيه بر قدرت نظامي نه‌تنها در حال متوقف كردن پيشروي‌هاي گوناگون غرب هستند كه بعضا حالت تهاجمي به خود گرفته نفوذ روزافزون خويش را تقويت مي‌كنند. نكته بسيار مهم نوع مواجهه چين و روسيه در قبال اعتراضات مردمي در حوزه‌هاي نفوذ خود است. آنها در داخل كشورهاي خويش كوچك‌ترين اعتراضات را در نطفه خفه مي‌كنند و  ظاهرا رفته‌رفته اين نسخه سريع‌النتيجه را هم به كشورهاي دوست توصيه مي‌كنند. حمايت قاطع از برخورد با معترضان قزاقستان و شليك بدون هشدار به معترضان و ارسال نيروهاي نظامي از روسيه به اين كشور نشان مي‌دهد كه مماشات با موج‌هاي اعتراضي كه احيانا از سوي غرب هم قابليت پشتيباني داشته باشد به هيچ‌وجه در دستور كار نيست و عزم اين دو كشور براي بازگشت به تقابل سخت و ايستادگي در مواضع خود جزم شده است. اگر اين معنا رفته‌رفته عينيت بيشتري پيدا كند و حتي حالت تهاجمي به خود گيرد، رسيدن به دموكراسي يا تقويت آن در كشورهاي آسيايي از غرب تا شرق اين قاره دچار چالش جديدي خواهد شد و ايجاد فضاهاي بسته و بن‌بست درآنها با شمايل جديد خودنمايي خواهد كرد. مثال روشن روند مذكور در حمايت آشكار و نهان چين و روسيه از حاكميت طالبان در افغانستان است. رويكردي كه در آن خبري از دغدغه‌هاي حقوق بشري نيست و اعتنايي به اين مقولات صورت نمي‌گيرد.درصورت موفقيت و تثبيت اين راهبرد احتمالي در طرف غربي هم انگيزه براي حمايت سنتي از كشورهاي متحد خود با حكومت‌هاي استبدادي افرايش پيدا خواهد كرد و اميدها براي بهبود مناسبات انساني و دموكراتيك در منطقه رو به ضعف خواهند گذاشت.
در چارچوب پر ابهامي كه چين و روسيه در حال ساختن آن هستند، مسائل ايران از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار خواهد بود. تهران با چين يك نقشه راه 25 ساله توسعه روابط ترسيم كرده است و با روسيه هم همين مسير را دنبال مي‌كند. افزايش حضور كنسولي و اقتصادي و ديپلماتيك اين دو كشور در ايران خبر از برنامه‌هاي گسترده‌اي مي‌دهد كه احتمالا ابعاد ديگر آن در آينده نزديك روشن خواهد شد ولي بايد در نظر بگيريم كه در قطب‌بندي جديد احتمالي كشور ما دقيقا در چه موقعيتي قرار گرفته و كجا ايستاده است؟ حتما دو كشور چين و روسيه متوجه عمق استقلال‌طلبي ملت ايران هستند و خوب مي‌دانند كه يكي از وجوه اصلي انقلاب اسلامي رويكرد نه شرقي  و نه غربي آن بود. آنان نبايد و نمي‌توانند در رقابت با غرب روي هر گونه بازي با مهره ايران حساب باز كنند.ايران مسير مستقل خود را دارد و منافع و اهداف خاص خود را تعقيب مي‌كند.ما نه تنها در موازنه‌هاي جديدي كه در حال روشن شدن هستند نبايد به انفعال دچار شويم كه در رقابت‌ها و چالش‌هاي ديگران منافع ملت خويش را مجدانه‌تر از هميشه پيگيري كنيم. نه تنها امريكا و غرب بلكه بلوك شرق پيش و پس از جنگ سرد بارها ثابت كرده‌اند كه براي رضاي خدا از كسي يا كشوري حمايت نمي‌كنند و اگر منافع ملي‌شان ايجاب كند در قرباني كردن هم‌پيمانان خود لحظه‌اي ترديد نمي‌كنند. نه غرب‌ستيزي و نه شرق‌گرايي اصول مسلم حركت ملت ايران نبوده و نيست، حفظ و توسعه منافع ملي اصلي‌ترين و اساسي‌ترين راهبرد هميشگي همه ايرانيان وطن‌دوست و حتي آرمانگرايان واقعي و انقلابي است كه هيچ‌گاه و در هيچ شرايطي نبايد به آن خدشه‌اي وارد شود. در اين ميان اصلاح‌طلبان هم بايد به دقت تحولات مذكور را زير نظر داشته باشند، چه بسا راه سخت و پيچيده اصلاح‌گري از صعوبت كنوني خود سخت‌تر هم بشود.