تاریخ، ابزاری قدرتمند در دست نویسندگان

مریم شهبازی/ چند سالی است که طیف بیشتری از نویسندگان متوجه کارکردهای بهره‌مندی از تاریخ، به‌عنوان ابزاری اثرگذار در خلق داستان‌ و رمان شده‌اند. اکبر صحرایی هم از جمله این افراد است، نویسنده‌ای که عمده تمرکز خود را بر مخاطبان نوجوان گذاشته و آثار متعددی پیرامون ادبیات دفاع مقدس و انقلاب، منتهی با روایتی طنز و داستانی روانه کتابفروشی‌ها کرده است. برخی اما و اگرهای داستان‌نویسی تاریخی را در گپ‌و گفت امروزمان با این نویسنده می‌خوانید.

قدم در ورطه‌ای که جسارت می‌طلبد
همان‌طور که اشاره شد، توجه به وقایع تاریخی از جمله مضامینی است که چندی است با استقبال بیشتری از سوی نویسندگان روبه‌رو شده، پیش‌تر معدود افرادی حاضر به ورود به این عرصه می‌شدند، چراکه بهره‌مندی از تاریخ، حتی زمانی که قرار به درآمیختن آن با تخیل باشد نیازمند مطالعه و تحقیق بیشمار است. اکبر صحرایی که به سال‌های ابتدایی بعد از پیروزی انقلاب در آثار خود توجهی جدی دارد در پاسخ به اینکه چطور می‌توان از تاریخ در خلق آثار داستانی بهره گرفت به «ایران» می‌گوید: «در تألیف چنین آثاری توجه به برخی موارد ضروری است، از جمله اینکه نویسنده نباید سراغ تاریخ برود مگر آنکه احاطه کافی به وقایع برهه زمانی مورد نظر داشته باشد.»


بخشی از چرایی علاقه‌مندی کمتر نویسندگان به خلق آثاری براساس وقایع تاریخی را می‌توان در گفته صحرایی جست‌و‌جو کرد، اینکه بدون مطالعه نمی‌توان سراغ داستان و رمان‌نویسی تاریخی رفت. صحرایی که کسب عنوان برگزیده رویدادهایی همچون جایزه «جلال آل احمد» و جایزه «کتاب دفاع مقدس» در کارنامه کاری‌اش ثبت شده ادامه می‌دهد: «بخش عمده‌ دلیل اینکه نویسندگان‌مان سراغ تاریخ‌نویسی نمی‌روند برخاسته از ناآشنایی آنان است. درست است که بهره‌مندی از تاریخ به جذابیت بیشتر اثر می‌انجامد اما از طرفی برای افرادی که بی‌توجه به ضرورت‌ها، سراغ آن بروند ورطه خطرناکی است.»این نویسنده و پژوهشگر ادبی- تاریخی معتقد است که با‌وجود افزایش تعداد نویسندگانی که آگاهانه و براساس مطالعه قدم به عرصه داستان‌نویسی تاریخی می‌گذارند، همچنان با ضعف بسیاری در این زمینه روبه‌رو هستیم. نکته دیگری که صحرایی و همچنین منتقدان ادبی بر آن تأکید دارند، برخی کم‌کاری‌ها در حوزه‌های پژوهشی تاریخی است. با برطرف شدن نقاط مبهم در حوزه تاریخ، برای نویسندگان نیز در صورت علاقه‌مندی بستر کامل‌تری برای تلفیق تاریخ با ادبیات داستانی فراهم می‌شود.
صحرایی با اشاره به سوژه‌های بیشماری که در وقایع تاریخی نهفته است تأکید دارد از شخصیت‌های اثرگذار بر اتفاقات و موضوعات مختلف نیز می‌توان برای خلق آثار بدیع و خواندنی بهره گرفت، می‌گوید: «چرا راه دور برویم، در تاریخ همین یکصد سال اخیر با شخصیت‌های مثبت و منفی بسیاری در دایره جغرافیایی کشورمان روبه‌رو هستیم که مواجهه با آنها برای خوانندگان جذاب است. شخصیت‌هایی نظیر «شعبان جعفری» یا «طیب» هنوز هم وجوه جالبی برای به تصویر کشیدن در قالب رمان و داستان کوتاه دارند. نویسنده‌ای که سراغ تاریخ و شخصیت‌های اثرگذار آن برود حتی گاهی از خلق شخصیت‌های تازه هم بی‌نیاز می‌شود.»
 
خاطرات تاریخی، مفید برای نویسندگان علاقه‌مند
صحرایی که در جمع داوران جایزه ادبی جلال آل احمد دوره قبل هم حضور داشته پیشنهادی هم برای نویسندگان جوان و آنهایی که خواهان قدم گذاشتن به این عرصه هستند هم دارد و تصریح می‌کند: «مطالعه خاطرات شخصیت‌هایی که جزئی از تاریخ سرزمین‌مان هستند یکی از راه‌های خوب برای سوژه‌یابی است، بگذارید مثالی بزنم. خاطرات هفت جلدی «اسدالله علم» یکی از همین کتاب‌هاست، علم از کارگزاران مهم رژیم پهلوی بوده و به همین واسطه نویسنده‌ قادر است خرده‌روایت‌های بسیاری از میان نوشته‌های وی بیرون بکشد. خرده‌روایت‌هایی که در صورت آمیختن آنها با تخیل خود نویسنده به آثاری خواندنی تبدیل خواهند شد.»
او ادامه می‌دهد: «در کنار ضرورتی همچون مطالعه و تسلط نویسنده به بخش تاریخی مورد نظرش، نکته مهم دیگر، بحث بازآفرینی تاریخ است. چگونگی درآمیختن ادبیات و تاریخ هم مهم است و اغراق نیست اگر بگویم کار هر نویسنده‌ای نیست. فارغ از این ضرورت‌ها، تاریخ و شخصیت‌های برخاسته از آن جذابیت بسیاری به کتاب‌ها می‌بخشد.»
از آنجایی که تمرکز بیشتر اکبر صحرایی بر داستان‌ و رمان‌نویسی برای گروه سنی نوجوان است، او درباره تفاوت‌های چگونگی استفاده از تاریخ در ادبیات داستانی نیز می‌گوید: «وقتی بحث نوشتن برای گروه‌های سنی کودک و نوجوان به میان می‌آید کار نویسنده به مراتب دشوارتر هم می‌شود. اینها نسلی هستند که از همان ابتدا زندگی‌شان به دنیای تکنولوژی و رهاوردهای دنیای مدرن گره خورده است. جذب اینها خیلی سخت‌تر از مخاطبان بزرگسال است.»

ادبیات کهن را فراموش نکنیم
وی درباره راهکارهایی که می‌توان برای جذب مخاطبان کم‌ سن‌وسال به داستان‌ها و رمان‌های تاریخی، از آنها بهره گرفت ادامه می‌دهد: «در چنین مواقعی می‌توان حتی سراغ افسانه‌ها و داستان‌های بومی و برخاسته از تاریخ شفاهی رفت، چه ایرادی دارد که یک داستان یا رمان تلفیقی از ادبیات کهن، تاریخ و تخیل نویسنده باشد. حداقل، تجربه خود من که از این درآمیختن خوب بوده و بازخوردهای مثبتی هم از نوجوانان داشته‌ام.»نویسنده مجموعه چند جلدی طنز دفاع مقدس «دارو دسته دارعلی» تصریح می‌کند:«برخی تصور می‌کنند مخاطبان کم سن‌وسال امروز علاقه‌ای به ادبیات کهن ندارند. این تصور اشتباهی است و اگر کودک و نوجوان امروز آن استقبالی که باید را نشان نمی‌دهد از کم‌کاری یا نقص در کار خود ماست، وگرنه در همین سال‌ها هم داستان‌ها و رمان‌هایی نوشته و اتفاقاً پرفروش شده‌اند که در آنها ردپای پررنگی از کتاب‌های شاخص ادبیات کهن همچون بوستان و گلستان دیده می‌شود. ادبیات کهن ظرفیت بسیاری برای استفاده همزمان با دیگر موضوعاتی همچون مفاهیم دینی، اخلاقی و تاریخی دارد.»
وی در پایان تأکید می‌کند:«بخش قابل توجهی از وقایع تاریخی برای همه مردم قابل درک و لمس نیستند، از جمله جنگی که طی هشت سال، رژیم بعث عراق به کشورمان تحمیل کرد. در این بین با آثاری همچون خاطره‌نگاری‌ها ، داستان‌ها و رمان‌های تاریخی می‌توان بخشی از آنچه در وقایع اینچنینی بر نقاطی از جمله خرمشهر و خوزستان بر مردم گذشته را به ساکنان دیگر قسمت‌های کشورمان نیز نشان داد. هرچند اینجا بحث میزان استفاده نویسنده از تخیل هم در میان است.»