بلیط هواپیما

دلخوشی به شورای سینما چقدر توجیه دارد؟

محمد خزاعی اخیراً در جلسه شورای هنر بار دیگر نسبت به تشکیل شورای سینما با حضور معاون رئیس‌جمهور وعده داد، اما اساساً تشکیل چنین شورایی با حضور رئیس‌جمهور یا معاون وی تا چه میزان می‌تواند موجب حل مشکلات سینما شود. اساساً حضور رئیس‌جمهور یا معاون اول وی در یک شورا زمانی موضوعیت پیدا می‌کند که مشکل مورد بررسی با دو عامل قدرت یا منابع مالی قابل حل باشد، یعنی گیر اصلی مشکل به امضای یک مقام ارشد اجرایی وابسته باشد، اما آیا سینمای ایران چنین مشکلی دارد؟
حقیقت ماجرا این است که مشکل سینمای ایران کمبود منابع یا امکانات نیست تا شورای عالی سینما بتواند آن را مرتفع کند. مشکل سینمای ایران کمبود پژوهش دقیق و آسیب‌شناسی ماهرانه است، مشکل سینمای ایران کمبود اقدامات کارشناسانه است. وقتی از غلبه نگاه سخت‌افزاری در حل مشکلات کشور حرف می‌زنیم، دقیقاً به این اشاره می‌کنیم که در تأسیس شورای عالی برای سینما نگاه و رویکرد کارشناسی‌محور نیست.
سینما هنری تخصصی است که نیاز به کار کارشناسی دقیق و موشکافانه دارد و به‌طور قطع رئیس‌جمهور یا معاون او نمی‌توانند به حل مشکلات اساسی آن کمکی کنند، جز اینکه مشخص شود این حوزه گیر کمبود منابع است یا مشکلی دارد که بازوی قدرت می‌تواند آن را در یک جلسه و با یک امضا مرتفع کند.
مهدی کلهر اولین مدیر سینمایی پس از انقلاب اسلامی سه سال پیش در گفتگو با «جوان» درباره شورای عالی سینما به این نکته اشاره کرده بود: «برخی سیاست‌های شمقدری اشتباه بود. همان زمان که شورای عالی سینما را که رأس آن معاون سینمایی است به رئیس‌جمهور ارتقا داد، کار اشتباهی کرد. اصلاً به رئیس‌جمهور چه ربطی دارد، کدام رئیس‌جمهوری می‌تواند بنشیند و ۲۰۰ فیلم ببیند. او آن یک فیلمی را که مورد بحث است، می‌تواند ببیند. اصلاً ببیند، مگر می‌تواند بفهمد؟ حالا مردم مثلاً به رئیس‌جمهوری رأی می‌دهند که سینما هم بفهمد، یعنی لایه دهم فیلم را بفهمد! از کجا می‌خواهد بفهمد. سینما احتیاج به متخصص سینما دارد. این‌ها کار‌های غلطی بود که انجام گرفت و اشتباه بود. فرهنگ چیزی است که متولی آن وزارت فرهنگ است. صداوسیما متولی است، رسانه‌ها متولی هستند. آن‌ها باید به فیلمساز خط بدهند، این خط دادن هم نباید مستقیم باشد، یعنی باید فضایی فراهم کند که فیلمساز به آن سمت برود، وقتی تو سیاستگذاری نمی‌کنی، وقتی تو خط نمی‌دهی، او از جای دیگری خط می‌گیرد.»

البته برخی از اعضای شورای موسوم به عالی سینما که در دولت دهم به عضویت درآمدند از جمله احمد نجفی معتقد بودند دنبال نشدن مصوبات این شورا در دولت‌های بعدی منجر به نتیجه ندادن آن شده بود: «متأسفانه به کرات شنیده‌ام که گفته می‌شود شورای عالی سینما در دولت دهم هیچ خروجی نداشته است و من به عنوان یکی از اعضای این شورا این گفته‌ها را تأیید نمی‌کنم، زیرا در این جلسات تصمیم‌های بسیاری گرفته شد، اما هیچ یک از این مصوبات در دولت یازدهم پیگیری نشد.»
وی درباره مصوبات پیگیری نشده نیز گفته بود: «به عنوان مثال ۲ هزار و ۸۰۰ سهمیه مسکن مهر برای سینماگران گرفتیم و افراد بسیاری نامنویسی کردند، اما پیگیری نشد.» همین حرف از احمد نجفی نشان می‌دهد شورای عالی سینما وقتش را نه به مسائل عادی سینما، بلکه به مسائل حاشیه‌ای سینما اختصاص داده است، مسائلی که ذاتاً ربطی به سینما ندارند و می‌توان آن‌ها را از طرق دیگری دنبال کرد.
عضو سابق شورای عالی سینما با اشاره به اینکه نگاه جدیدی به آموزش در رشته‌های مختلف سینما در شورای عالی سینما وجود داشته، توضیح داده بود: «یکی دیگر از سرفصل‌های مصوب در این شورا، رویکرد تازه به مقوله آموزش در صنعت سینما بود، ولی آن موضوع هم هیچ خروجی در دولت جدید نداشت. ما تا آخرین جلسه شورا همه کار‌ها را با دقت و حساسیت پیش بردیم و دولت جدید باید راه را ادامه می‌داد، اما بدون هیچ دلیل موجهی مجموع فعالیت‌های شورای عالی سینما رها شد.»
به نظر می‌رسد اگر قرار باشد در طول دوره یک دولت برای مثال دو یا سه بار شورای سینما با حضور مقامات ارشد تشکیل و مصوبات آن موکول به آینده شود و به عمر دولت فعلی نرسد باز فلسفه وجودی چنین شورایی زیر سؤال است.
بلیط هواپیما