«منتقد درون گفتمانی» درگذشت

آرمان امروز، گروه سياسي: روز گذشته خبر درگذشت «عماد افروغ»، جامعه‌شناس‌سياسي و سياست‌مدار 67 ساله ايراني بعد از گذراندن دوره سخت بيماري در تهران، منتشر شد. او در سال 1335 در شيراز متولد شد. وي در سال 1355 براي تحصيل در رشته جامعه‌شناسي وارد دانشگاه «سالفورد انگلستان» شد.
 افروغ در شهريور 1359 به‌دليل برگزاري تظاهراتي عليه آمريکا در مقابل سفارتخانه اين کشور که در اعتراض به برخورد پليس آمريکا با «دانشجويان مسلمان ايراني» در آمريکا، برگزار شده بود، دستگير و زنداني شد و در زندان بيش از 5 بار محاکمه و سپس از انگلستان اخراج شد. او در سال 1365 از «دانشگاه شيراز» کارشناسي جامعه‌شناسي و در سال 1369 از همين دانشگاه کارشناسي ارشد را دريافت کرد.
وي دکتري جامعه‌شناسي را از دانشگاه «تربيت مدرس» در سال 1376 دريافت کرد و در سال 1373 به‌عنوان دانشجوي نمونه کشور در مقطع دکتري شناخته شد. افروغ در دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي، از حوزه انتخابيه تهران به همراه اصولگرايان در انتخابات شرکت کرده و به بهارستان راه يافت. پس از آن به رياست کميسيون فرهنگي مجلس انتخاب شد.
افروغ همواره از منتقدان اصولگرايان بود که همين باعث گرديد که در دوره بعدي مجلس، علي‌رغم خواست اصولگرايان کانديدا نشود و از قدرت کناره‌گيري نمايد. اين جامعه شناس پس از کناره گيري از سياست به کارهاي تئوريک مشغول گرديد و با شدت بيشتر به انتقاد از اصولگرايان پرداخت.


منتقد درون گفتماني
از اين جامعه شناس تئوري «نقد درون گفتماني» باقي مانده است. افروغ از نظريه پردازان سرشناس اصولگرا محسوب مي‌شود. او نظريه نقد درون گفتماني را ابداع کرد و بعدها به گفتماني غالب تبديل شد. افروغ در آخرين اظهارات خود مي‌گويد در امر اجتماعي به «عقلانيت انتقادي» معتقد شده‌ است. نظريات او درباره انقلاب اسلامي تأمل‌برانگيز است. يکي از کتاب‌هاي او «انقلاب اسلامي و مباني بازتوليد آن» نگاه جالبي را دربردارد.
ما همه ايراني هستيم
مرحوم عماد افروغ، جامعه‌شناس و سياستمدار ايراني در واکنش به حاشيه‌هايي که براي تيم ملي در رقابت‍‌هاي جام جهاني به وجود آمده بود به «آرمان امروز» گفت: ما بايد بپذيريم و آموزش ببينيم  که به هر موضوعي که برچسب ملي مي‌خورد، احترام بگذاريم. تيم ملي ما، جزو عزيزان ما هستند و مايه افتخار ما ايران و ايراني محسوب مي‌شوند، پس نبايد آنها را تضعيف کرد. فشارروحي و رواني ناشي از شعارها و بي‌احترامي‌هاي گروهي که با برنامه يا شايد به‌دليل عدم آگاهي، آرزوي باخت تيم ايران را مي‌کردند يا پرچم تيم انگلستان را در ورزشگاه و حتي خيابان‌هاي تهران مي چرخاندند، باعث شد تا بازي عادي تيم ملي تحت تاثير مستقيم قرار گيرد. در واقع بازي اخير ايران بيشتر از جنبه‌هاي فني، مسائل غيرفوتبالي دخالت داشتند و تکنيک و تاکتيک فداي حاشيه ها و جنگ رواني شد. «چنين قومي نبايد هيچ‌گاه دچار گسستگي و جدايي شود.
متاسفانه اين سرايه‌هاي سياسي و طيفي تحت هر شرايطي مي‌تواند اثرگذار باشند. کمااينکه در بازي با انگلستان مصداق آن را شاهد و نظاره‌گر بوديم. بازهم تاکيد مي‌کنم که تيم ملي مانند پرچم و سرود ايران هويت ملي ما محسوب مي شود، اينها شناسه‌هاي تاريخي ما ايراني‌ها هستند و نبايد به آنها توهين شود. نبايد با بي حرمتي و تضعيف روحيه کاري کرد که تيم ملي به عنوان نماينده ايران دچار تضعيف روحيه شوند و شکست مفتضحانه مقابل رقباي خارجي شوند.