بهانه‌ای دیگر برای دوشیدن

برایان هوک مسئول دایره ضدایرانی در وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد به‌زودی اجلاسی متشکل از 65 کشور در چارچوب ابتکار عملیات حفاظت از امنیت دریائی در خلیج‌فارس در بحرین برگزار خواهد شد. ازسوی دیگر وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) از اعزام 500 نیروی نظامی به عربستان برای استقرار در ریاض خبر داد.
ترامپ مرتباً رژیم‌های فاسد عربی در منطقه را تحقیر می‌کند که اگر آمریکا از آنها حمایت نکند، حتی یک هفته هم دوام نمی‌آورند. بعلاوه آنها باید هزینه حمایت آمریکا از رژیم‌های فاسد عربی را بپردازند. ترامپ رژیم‌های عرب را گاوهای شیرده معرفی می‌کند که باید آنها را دوشید. جنجال سیاسی – تبلیغاتی جدید آمریکای ترامپ برای اینست که وانمود کند اوضاع به‌کلی فرق کرده و باید ساختار جدیدی به‌ وجود آید و هزینه‌های بیشتری برای ادامه حضور نظامی آمریکا در منطقه لازم است پرداخته شود.
به نظر می‌رسد اقدام جدید واشنگتن در واقع یک اقدام چند منظوره است که اهداف متفاوتی را دنبال می‌کند و کاملاً آشکار است که امنیت کشتیرانی در خلیج فارس، یک بهانه است که به استناد آن ادامه حضور نظامی آمریکا در منطقه و البته با هزینه دیگران را توجیه کند.
یک نکته مهم و کلیدی در این زمینه اینست که اگرچه آمریکا ادعا کرد انفجار چهار نفتکش در فجیره و حمله به دو کشتی در دریای عمان توسط ایران صورت گرفته اما هیچ‌کس چنین ادعائی را از آمریکا نپذیرفت. چرا که بندر فجیره به عنوان گلوگاه نفتی امارات در محاصره چندین حلقه امنیتی است که به‌شدت حفاظت می‌شود و رخنه در آن غیرممکن است. بنابراین،‌ چه بسا انفجار در کشتی‌های نفتی در بندر فجیره توسط همان کسانی صورت گرفته باشد که باید از نفتکش‌ها حفاظت می‌کرده‌اند و انفجارها با هدف ایجاد بهانه برای برداشتن قدم‌های بعدی سازماندهی شده است.
از این دیدگاه، انفجار در دو کشتی عبوری از دریای عمان هم قابل بررسی است. به‌ویژه آنکه هر دو حادثه همزمان با سفر آبه شینزو نخست‌وزیر ژاپن به ایران صورت گرفته و مالکیت یکی از 2 کشتی متعلق به ژاپن بوده است. منطقاً قابل تصور نیست که ایران میزبان رسمی نخست‌وزیر ژاپن باشد ولی به‌طور همزمان به کشتی ژاپنی حمله کند. آمریکا با این قرینه‌سازی‌ها اهداف خاص خود را دنبال می‌کند. به همین دلیل، هیچ کشوری ادعای واشنگتن را نپذیرفت و ترامپ برای سرپوش گذاشتن بر انزوای آمریکا در این زمینه می‌خواهد چنین وانمود کند که 65 کشور با تشکیل یک اجماع جهانی با آمریکا همراهی می‌کنند. ولی کاملاً روشن است که به جز چند کشور ریز و درشت، بقیه «سیاهی‌لشکر» آمریکا در این حرکت نمایشی محسوب می‌شوند.
این برای آمریکای ترامپ بسیار زجر‌دهنده است که ادعاهایش در این زمینه مورد استقبال دیگران قرار نمی‌گیرد و کشورها با بی‌اعتمادی به سیاست‌های واشنگتن واکنش نشان می‌دهند. اما ترامپ با توسل به این ترفند سیاسی – تبلیغاتی می‌خواهد چنین وانمود سازد که در این ماجرا تنها نیست و دیگران هم با پرداخت هزینه یا بدون پرداخت هزینه با آمریکا همراهند.
این پدیده با هرتوجیهی که برای جا انداختن آن مطرح شود و به هرصورتی که عملاً اجرائی شود، نشانگر آنست که حتی آمریکا هم پذیرفته است که در حل و فصل مسائل در منطقه به تنهائی کاری از پیش نمی‌برد و ترجیح می‌دهد که در پشت یک اجماع نیم‌بند جهانی پنهان شود و نقش خود را از پشت یک نقاب جدید و به ظاهر بین‌المللی، ایفا کند. این مسئله به‌ویژه پس از سقوط پهپاد فوق پیشرفته آمریکائی در آب‌های ایران، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته و عملاً ادعاهای تبلیغاتی آمریکا درباره جنگ‌افزارهای شکست‌ناپذیر و پهپادهای غیرقابل رهگیری و هدفگیری پنتاگون را به‌شدت زیر سوال برده است. علاوه بر این آمریکای ترامپ امیدوار است با تلاش برای بین‌المللی جلوه دادن حضور نظامی خود در خلیج فارس، به نیروهای خود نیز دلگرمی دهد که ظاهراً در منطقه تنها نیستند و 65 کشور دیگر هم در کنار آنها خواهند بود. ولی در میدان عمل به جز چند رژیم فاسد و ناتوان عربی و دولت نیم‌بند و مستعفی ترزا می که در باتلاق برگزیت دست و پا می‌زند، هیچ کشور قابل ذکری از این ترفند ترامپ استقبال نکرده است.
بدین‌ترتیب چنین به نظر می‌رسد که دار و دسته جنگ‌افروزان اطراف ترامپ یکبار دیگر تلاش می‌کنند شانس خود را با رونمائی از یک «ائتلاف کاغذی» دیگر در بحرین امتحان کنند ولی پیشاپیش اطمینان دارند که این ائتلاف نیز عقیم و ناکارآمد خواهد بود. ای‌کاش اطرافیان ترامپ به وی صادقانه توضیح می‌دادند که نمی‌تواند خواستار ایجاد، تقویت و حفظ امنیت در خلیج فارس شود ولی به طور همزمان تلاش کند دیگران را در منطقه و فرامنطقه علیه ایران یعنی کشوری که با بیش از 1300 کیلومتر ساحل آبی در خلیج فارس، بیشترین ساحل و نقش را که در امنیت منطقه دارد تحریک نماید. این سیاست‌های پرتناقض ترامپ هرگز نمی‌تواند کشورها را فریب دهد و حقایق عینی و ملموس را وارونه جلوه‌گر سازد.
روشن است که منطقه و آب‌های خلیج فارس به امنیت و ثبات نیاز دارد ولی آنها که تمامی توان و ظرفیت و امکانات خود را برای ایجاد ناامنی، بی‌ثباتی در منطقه و تقابل و تخاصم کشورهای دارای ساحل در منطقه به کار گرفته‌اند، نمی‌توانند خود را مدافع امنیت دریائی و ثبات منطقه جا بزنند و فریبکارانه بخواهند بر ناتوانی و انزوای روزافزون خود سرپوش بگذارند، گاوهای شیرده را بدوشند و ادامه حضور نظامی تجاوزگرانه خود را در منطقه توجیه نمایند.