روزنامه شهروند
1398/05/02
نشنال یا اینترنشنال؛ مسأله این است
عیسی عظیمی روزنامهنگار سالها پیش وقتی شادمهر عقیلی برای همیشه از ایران رفت، وبسایت انگلیسی بیبیسی در گزارشی نوشت که اگر تعبیر جمهوری اسلامی ایران را در مورد جنگ فرهنگی علیه خودش بپذیریم، این کشور یکی از مهمترین سلاحهای دفاعیاش را از دست داد. چنین تعبیری در مورد کوچ مزدک میرزایی البته که اغراقآمیز است، اما جنس موضوع همان است؛ از دست رفتن نیرویی که شاید میزان اهمیت جایگاه رسانهایاش محل بحث باشد، اما چنین اتفاقی در سیستم کند و دیرچرخی که سالها از تربیت نیروهای مشابه در تیراژ قابل قبول عاجز بوده، اتفاق مهمی محسوب میشود. پرسش، اگر این نباشد که مزدک چرا رفت، میتواند اینگونه پرسیده شود که صداوسیما کدام نیروی جایگزینی را تربیت کرده که بتواند همین کار میانرده و معمولی مزدک میرزایی را در حد او انجام دهد؟این پرسش و پرسشهایی از این قبیل، البته منتظر پاسخ صداوسیمایی نمیماند که همواره رویه ثابتی در ماجراهایی اینچنین داشته است: ابتدا انکار و تکذیب و بعد که قطعیت ماجرا ثابت شد، تلاش برای انگزنی یا نادیده گرفتن موضوع. اگر قرار بر پاسخگویی باشد که نیست، سوالهای بیجواب مهمتری سالهاست در افکار عمومی تاب میخورد: چرا تلویزیون ما ساز را نشان نمیدهد؟ و سوالهایی مربوطتر از این: چرا تلویزیون ما عادل فردوسیپور، مهمترین ستارهاش را کنار گذاشت؟ پاسخ به این چراهای افکار عمومی البته که وظیفه سازمانی است که از اموال عمومی ارتزاق میکند، لیکن چه چاره با بخت گمراه که رابطه صداوسیما با مخاطبانش، خیابانی است که انگار از ازل یکطرفه ساخته شده است.
سازوکار نوین رسانههای مخاطبمحور را که دارد جهان را هر روز دگرگون میکند و از نو میسازد، با حسرت و اندوه کنار بگذاریم و برگردیم به خلوت اتاقی که در آن مزدک میرزایی نامی نشسته و به آینده شغلیاش فکر میکند. بسیار محتمل است که او برای گرفتن چنین تصمیم مهمی، دستکم در ماههای اخیر، بارها به سرنوشت دوست و همکارش عادل فردوسیپور فکر کرده باشد. همین، حتی اگر دلیل اصلی تصمیم او نباشد، تکلیف مخاطب عام خبر را در تعیین زاویه نگاهش به ماجرا روشن میکند. اما چیزهای دیگری هم هست؛ پرسشهای مهمتری. ازجمله اینکه این روند تند ریزش و کند رویش تا به کی قرار است حق ما را در داشتن رسانه ملی دلخواهمان به آرزو تبدیل کند؟ آرمان رسانه ملی پاسخگو به نیاز ملت چقدر میتواند دورتر از اینی شود که میبینیم و به جای کسانی که دوست داریم از تلویزیون ببینیم و حقشان است به خاطر استعدادی که دارند دیده شوند، چه کسانی قرار است سکان رسانه را در دست بگیرند؟ پرسش بسیار، پاسخ اندک و چشمانداز مبهم. همانقدر برای ما که برای مزدک میرزایی. در مورد این ماجرا اما، بهتر که حق تعیین مسیر شغل و زندگی را برای مزدک قایل شویم. همان پاسخ اندک هم اگر باشد، جایی همین حوالی است؛ بسیار نشنالتر از اینکه اینترنشنال باشد.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
من خودم از هیأتیها و مداحان هستم
برجهای الهیه با دیوارطلا!
استعداد ایرانی در انتظار ابر ناشناس
شنبه تلخ خانواده پرهیزکار
قدم زدن در برزخ
چرا آلبالو برای ایرانیها جالب شد؟
رفته بودیم تمشک بچینیم
شبیهساز زلزله برای نجات انسانها
ریختوپاش آب در تهران!
پاسخ به همه پرسشهای کارت سوختی شما
با بهترین ماساژورهای حرفهای سال 2019 آشنا شوید
آپارتمانهای وحشت متری 13 میلیون تومان
«فقط اجازه بدهید سوال کنیم»!
صفحه شهرونگ
رفتن مزدک و عوارض دوروییها
نشنال یا اینترنشنال؛ مسأله این است
حرکت در مه
در میان بهشت وجهنم

