اخبار ویژه

 
  المانیتور: برخلاف میل آمریکا تحریم تسلیحاتی ایران ادامه نخواهد یافت
یک سایت معتبر آمریکایی می‌گوید: آرزوی آمریکا برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران امکان‌ناپذیر است.
المانیتور به قلم مارک فیتز پاتریک، به تقلای دولت آمریکا برای تمدید تحریم‌های تسلیحاتی مندرج در برجام پرداخته و می‌نویسد: مایک پمپئو در دومین سالگرد خروج دولت دونالد ترامپ از توافق هسته‌‌ای ایران اعلام کرد از «همه گزینه‌‌های دیپلماتیک» برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران بعد از انقضای آن در 18 اکتبر، استفاده خواهد کرد. اما استراتژی آمریکا بخت چندانی برای موفقیت ندارد.


استراتژی مطرح شده توسط پمپئو دو بخش دارد: ایالات متحده قطعنامه‌‌ای را در شورای امنیت سازمان ملل برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران ارائه خواهد کرد. در صورت شکست خوردن این قطعنامه ایالات متحده به‌طور یک‌جانبه بند بازگشت تحریم‌‌های شورای امنیت در قطعنامه ۲۲۳۱ مربوط به توافق هسته‌ای ایران را به اجرا خواهد گذاشت. بخش اول این استراتژی بی‌شک شکست خواهد خورد چون احتمال موافقت روسیه و چین با قطعنامه‌‌ای برای مجازات ایران بسیار اندک است. مسکو و پکن هر دو خواستار پایان ممنوعیت تجارت تسلیحاتی در توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ بودند. حتی متحدان آمریکا در شورای امنیت نیز با چنین اقدامی مخالفت خواهند کرد. بخش دوم استراتژی یعنی بازگشت سریع تحریم‌های سازمان ملل ممکن است موفق شود، اما هنوز مباحثات حقوقی گسترده‌ای حول آن در جریان است چون آمریکا دیگر یکی از طرفین برجام به شمار نمی‌رود و معلوم نیست حق استفاده از بند بازگشت تحریم‌ها را دارد یا خیر.
با این حال، بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل همچنان اقدامی دشوار است. ایالات متحده باید ابتدا کشوری که ریاست دوره‌‌ای شورای امنیت را برعهده دارد، به مطرح کردن تدابیر مربوطه در شورا ترغیب کند. فرانسه و آلمان که ریاست شورا را در ماه‌‌های ژوئن و ژوئیه برعهده دارند، احتمالا از چنین کاری خودداری خواهند کرد. شرایط درباره اندونزی و روسیه، رؤسای شورا در ماه‌های اوت و اکتبر نیز مشابه است. تنها نیجریه، رئیس شورا در ماه سپتامبر، ممکن است تحت فشارهای ایالات متحده تسلیم شود. آمریکا ابتدا قطعنامه تحریم تسلیحاتی علیه ایران را ارائه خواهد کرد و در صورت شکست قطعنامه، سازوکار بازگشت تحریم‌ها را به اجرا در می‌آورد. آن زمان است که روسیه چالش عدم عضویت آمریکا در برجام را پیش خواهد
کشید.
حتی اگر تحریم تسلیحاتی ایران مطابق برنامه تمدید شود، تاثیرات آن اندک خواهد بود. روسیه و چین که خود را برای فروش سلاح به ایران آماده کرده و از منتقدان اصلی اقدام ایالات متحده برای نابودی برجام به‌شمار می‌روند، به هر حال ممنوعیت تجارت تسلیحاتی با ایران را نادیده خواهند گرفت. دیگر کشورهایی که از تجارت تسلیحاتی با ایران سود می‌‌برند نیز همین کار را خواهند کرد.
در عین حال اعمال مجدد همه تحریم‌های پیش از برجام علیه ایران تاثیر فاجعه‌آمیزی برای معاهده NPT، دیپلماسی چندجانبه و صلح منطقه‌ای خواهد داشت. در چنین شرایطی، ایران می‌تواند نه تنها از طریق از سرگیری غنی‌سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی، بلکه با عقب‌نشینی از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و ممانعت از بازرسی‌ها، به یک تهدید جدی تبدیل شود. همان‌طور که ژار بلانش، هماهنگ‌کننده پیشین وزارت خارجه آمریکا در امور هسته‌ای ایران، هشدار داده، استراتژی ترامپ برای بازگرداندن تحریم‌ها مخاطرات مهم دیگری نیز خواهد داشت که از نمونه آنها می‌توان به بحران قرارگیری ایالات متحده در برابر سازمان ملل، از بین رفتن مشروعیت تحریم‌های سازمان ملل، تضعیف ابزار تحریم‌ها برای دیگر موارد استفاده اشاره کرد.کارگزاران: شکست در انتخابات نتیجه توهم برخی اصلاح‌طلبان بود
مدیرمسئول ارگان حزبی کارگزاران می‌گوید: اصلاح‌طلبان به‌خاطر عدم واقع‌بینی، متحمل شکست در انتخابات مجلس شدند.
سید افضل موسوی در یادداشت روزنامه سازندگی نوشت: آنچه در اسفند 98 و ماه‌های پیش از آن در جریان اصلاح‌طلب درباره حضور و نحوه حضور در انتخابات مجلس یازدهم رخ داد نشان از فاصله بخش‌های زیادی از این جریان سیاسی با واقعیت داشت. گروهی که تصور می‌کردند با عدم حضور به یک‌باره معجزه می‌شود و آنها تاثیرگذاری یا شرایط متفاوتی را در مقابل خود می‌بینند. نتیجه این رفتار و این فقدان واقع‌بینی سیاسی در گروهی که بسیار هم مدعی سیاست‌ورزی هستند، ترکیب مجلس یازدهم است که از هم‌اکنون از بهار آن مشخص است که چه شرایطی را می‌توانند برای حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات 1400 مهیا کنند. اصلاح‌طلبان به تماشای شروع به کار مجلس یازدهم با اکثریتی اصولگرا نشستند.
بعد از برگزاری انتخابات البته بحث‌های بازسازی جبهه اصلاحات و مواردی از این دست بسیار مطرح شد اما تصور من بر این است که واقع‌بینی بر هرگونه بازسازی در درون اصلاحات ارجح است. این اظهارات به این معنا نیست که منکر ضرورت‌های بازسازی در جریان اصلاحات هستیم بلکه به نظر می‌رسد مقدمات آن لزوم واقع‌بینی طیف‌های درونی جبهه اصلاحات است.
سلسله رفتارهای اشتباه از درون جریان اصلاح‌طلبی، اشتباهات برخی طیف‌ها و مهم‌تر از آن برخی چهره‌ها که منتهی به شمایل کلی تحریم انتخابات اسفند 98 شد نه تنها هیچ دستاوردی برای اصلاح‌طلبان نداشت بلکه اصلاح‌طلبان را در شرایط سختی قرار داده است. بحث واقع‌بینی نیز از این منظر مطرح می‌شود چراکه آنها باید در نگاه خود به فضای سیاسی تجدیدنظر کنند. تجربه اسفند 98 باید همواره پیش چشم آنها باشد که شعار و ژست سیاسی سیاست‌ورزی تلقی نمی‌شود.
چندبارگی در تصمیم‌گیری در این شرایط و بیان اینکه پاسخ رد صلاحیت باید عدم مشارکت سیاسی در ارائه لیست و معرفی کاندیدا باشد رویکردی بود که به نام اصلاح‌طلبان در انتخابات 1400 ثبت شد، رویکردی که نه‌تنها هیچ فایده‌ای ندارد، بلکه خروجی آن تقلیل جدی تعداد اصلاح‌طلبان در مجلس یازدهم شد. ترکیبی که تجربه‌هایی را به اصلاح‌طلبان در 4 سال آتی تحمیل می‌کند که جبرانش به راحتی ممکن نیست. در شرایطی که اصلاح‌طلبان می‌توانستند کاندیداهای خود را از شهرستان‌ها معرفی کنند تا در مجلس یازدهم نماینده‌هایی داشته باشند، فرصت‌سوزی کردند و در نتیجه به قول بسیاری از چهره‌های اصلاحات به استقبال حاشیه‌نشینی رفتند.
آنچه اصلاح‌طلبان در اسفند 98 چندباره آزمودند، تجربه‌ای بود که در بیش از یک دهه قبل نیز آن را طی کرده بودند و نتیجه قابل تعریف و اتکایی نیز از آن کسب نکرده بودند. اصرار برخی دوستان برای آزمودن آزموده غیرقابل درک است. از این حیث به نظر می‌رسد برخی طیف‌ها در جریان اصلاحات باید «واقع‌بینی سیاسی» را به عنوان یک اصل اساسی برای خود تعریف کنند.آرزوی کارگزاران برای رقابت با نامزدی که پیشاپیش او را بازنده می‌داند
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران می‌گوید؛ انتخابات ایده‌آل ما این است که فردی مثل جهانگیری یا محسن هاشمی را نامزد ریاست جمهوری کنیم.
محمد قوچانی در گفت‌وگو با روزنامه ایران و در پاسخ این سؤال که حمایت کارگزاران از لاریجانی در انتخابات 1400 چقدر صحت دارد؟ اظهار داشت: ما در کارگزاران در هیچ مصاحبه و سخنرانی صحبت از رئیس‌جمهوری آقای علی لاریجانی نکرده‌ایم. من در مصاحبه با نشریه مثلث گفتم انتخابات ریاست‌جمهوری برای ما ایده‌آل است که ما بتوانیم فردی مانند آقای جهانگیری یا آقای محسن‌ هاشمی را نامزد کنیم و طیف مقابل‌مان هم آنقدر عاقل باشد که لاریجانی را نامزد کند. اگر این اتفاق بیفتد یک رقابت هدفمند در کشور رخ می‌دهد.
وی در این مصاحبه گفته است: بعضی دوستان ما از اصلاح‌طلبی جامعه‌محور صحبت و سعی می‌کنند به آن رنگ و بویی بدهند که گویی تا به حال در جریان اصلاحات به جامعه بی‌توجهی شده است. بعضی هم از توجه به اقشار فرودست سخن می‌گویند و بیانیه‌های چپ‌گرایانه می‌دهند. از نظر ما ولی اصلاح‌طلبی تعریف، تاریخ، ریشه و مبنا و راهبرد مشخص دارد. سال ۷۳ اصلاح‌طلبی به این معنا وجود نداشت اما یک جریان چپ اسلامی یا جریان خط امامی بود که تمام این دغدغه‌ها درباره مستضعفین و طبقات محروم جامعه در گفتمانش مطرح بود. در مقابل هم جریان راست سنتی که شامل گروه‌هایی نظیر حزب موتلفه اسلامی و جامعه روحانیت مبارز بود قرار داشت؛ دوگانه اسلام پابرهنگان و اسلام ثروتمندان. حالا اگر دوستان می‌خواهند به آن تعبیر اسلام پابرهنگان برگردند، مسئله‌ای نیست؛ می‌توانند برگردند. البته آن گفتمان الان نمایندگان بهتری دارد، مانند جنبش عدالت‌خواه.
قوچانی افزود: جریان اصلاح‌طلبی آن موقع که گفت من نماینده طبقه متوسطم منظورش این نبود که به محروم‌ها و به عدالت توجه نمی‌کند، بلکه روش‌های دهه‌های ۶۰ و ۷۰ را در دست‌یافتن به عدالت موثر نمی‌داند. مخالفت با سرکوب قیمت دلار برای نگه‌داشتن آن در قیمت ۷ تومان برای یک دوره طولانی و پرداخت مابه‌التفاوت آن از جیب بیت‌المال نگاه لیبرالی نبود بلکه عدالت‌خواهانه بود.
عضو کارگزاران در ادامه می‌گوید: دوستان اصلاح‌طلب ما می‌گویند دیگر نامزد اجاره‌ای نمی‌خواهیم. حال آنکه به باور من آقای روحانی از خیلی از اصلاح‌طلب‌ها اصلاح‌طلب‌تر است. اصلاح‌طلبی ژن نیست. افکار آقای روحانی در سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد و در مسائل فرهنگی و اجتماعی بسیار بازتر از بسیاری از دوستان اصلاح‌طلب است. کافی است ایشان را با آقای محتشمی مقایسه کنید. نمی‌شود چون آقای محتشمی منسوب به جناح چپ است او را اصلاح‌طلب بدانیم و روحانی را چون از جناح راست برآمده، اصولگرا و نامزد قرضی.
وی درباره ناکارآمدی شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان هم گفت: باید سوال کنیم که چرا کار اصلاح ساختار شورای سیاستگذاری را اینقدر به تاخیر انداختند. امروز در حالی بر مزار مجلس دهم مویه می‌کنیم که بارها گفته بودیم فراکسیون اصلاح‌طلبان در مجلس باید تشکیل شود و با رئیس دولت اصلاحات ارتباط تشکیلاتی داشته باشد. ما زمان را کشته‌ایم.
درباره سخنان قوچانی گفتنی است که اولاً جهانگیری در انتخابات سال 96 حضور داشت اما قاطبه اصلاح‌طلبان او را کنار گذاشتند و روحانی را ترجیح دادند. حالا هم به اعتبار سنگینی کارنامه دولت روحانی بر سر معاون اول وی، بعید است جهانگیری نامزد طیف مدعی اصلاحات باشد.
ثانیاً تنازل انتخابات 1400 به رقابت جهانگیری با محسن هاشمی (و یا دیگر نامزد اصلاح‌طلبان) با علی لاریجانی، در واقع میل به مهندسی انتخابات است آن هم در حالی که حسین مرعشی پیش از این درباره حمایت از لاریجانی گفته بود حمایت از او، شرط‌‌بندی روی اسب بازنده است(!!)
ثالثاً عنوان «طبقه متوسط»، بهانه و پوششی بود تا حزب کارگزاران و دیگر احزاب لیبرالی قدرت ساخته، طبقات محروم را زیر پای اشرافیت و طبقات مرفه قربانی کنند و چنانکه در دولت‌های مدعی سازندگی و اصلاحات و اعتدال کردند. تشدید ضریب جینی و شکاف طبقاتی در دولت‌های مذکور، سندی بر این ادعاست.
رابعاً دولت سازندگی و دولت مدعی اعتدال با ادعای تعدیل اقتصادی بارها قیمت‌ها را به شکل انفجاری افزایش دادند و ضمن رانت‌های هنگفت مفسدانی پدید آوردند به نحوی که بیشترین اعتراضات اقتصادی و اجتماعی مربوط به این دولت‌ها و مدیریت‌های مربوط است.ائتلاف اصلاح‌طلبان با روحانی روی هوا بود(!)
عضو مرکزیت حزب اتحاد ملت می‌گوید: این بار مانند سال 92 و 96 در انتخابات ریاست‌جمهوری، «روی هوا» ائتلاف نمی‌کنیم.
در حالی که مدعیان اصلاح‌طلبی بارها دولت را رحم اجاره‌ای و روحانی را نامزد اجاره‌ای خوانده بودند، مصطفی درایتی (عضو حزب منحله مشارکت و عضو حزب اتحاد ملت) به نامه‌نیوز گفت: درباره انتخابات سال آینده ریاست‌جمهوری از حالا بسیار مشکل است و باید با توجه به امکانات و معذورات تصمیم گرفت. از حالا نمی‌توان با اطمینان گفت که چه اتفاقی می‌افتد اما یک نکته به هر حال مشخص است، آن هم اینکه بعد از انتخابات مجلس یازدهم و رویکرد اصلاح‌طلبان در مقطع خاصی شرایطی در کشور ایجاد شد که اکنون نیازمند ایجاد تغییراتی با توجه به شرایط جامعه هستیم».
درایتی با تاکید بر اینکه باید ببینیم شرایط در 1400 چگونه است، گفت: «اصلاح‌طلبان اگر ببینند که با توجه به انتظارات جامعه امکان حضور و تاثیر مثبت گذاشتن وجود دارد، وارد می‌شوند و درباره اینکه کاندیداهای مشخص خود را داشته باشند یا ائتلاف کنند تصمیم خواهند گرفت. در شرایط فعلی اما با ابهامات زیادی مواجه هستیم لذا تا وقتی که آرایش سیاسی در کشور شکل نگیرد هرگونه اظهارنظری زودهنگام است. باید دید که شرایط جامعه در آن مقطع زمانی چگونه است.»
وی همچنین گفت: «مسئله مهم این است که اگر ما ورود به قدرت منهای آنچه که مردم می‌طلبند را در دستور کار قرار دهیم و نتوانیم انتظارات مردم را در حد مقدورات برآورده کنیم، ورود ما به انتخابات هیچ تاثیر مثبتی نخواهد داشت.
درایتی در پاسخ به اینکه اگر انتخابات ریاست‌جمهوری همین امروز برگزار شود، اصلاح‌طلبان از کاندیدای خود استفاده می‌کنند یا باز هم ائتلاف می‌کنند؟ گفت: «این صحبت‌ها از حالا فایده ندارد. صحبت از یک شرایط فرضی برای جامعه مفید نیست. خوشبختانه اصلاح‌طلبان رجل کم ندارند و دستشان از نظر اینکه بتوانند نظر جامعه را جلب کنند و سوابق قابل توجهی داشته باشند؛ خالی نیست. اگر قرار بر ائتلاف هم باشد حتما شرایط آن باید لحاظ شود».
درایتی ادامه داد: «توجه داشته باشید که ما در سال 92 در یک وضعیت خاصی قرار داشتیم. الان هم باید دید که شرایط رقیب چطور است و چه افرادی حضور دارند. باید جوانب مثبت و منفی ائتلاف با آن افراد را سنجید و بر اساس آن تصمیم گرفت».
این فعال اصلاح‌طلب در پاسخ به اینکه آیا اگر بنای ائتلاف باشد، فردی غیر از لاریجانی هم این پتانسیل را دارد؟ گفت: «چرا که نه؟ به‌طور کلی بستگی به این دارد که طرف مقابل چه کسانی و با چه نگاهی وارد شوند و ما هم ببینیم که جامعه به آنان اقبال دارند یا خیر. از الان نمی‌دانم که چه کسی غیر از لاریجانی این پتانسیل را دارد اما این را می‌دانم که اگر بنای ائتلاف باشد، این ائتلاف با هرکسی که باشد، با ائتلاف سال 92 تفاوت جدی دارد.»
وی توضیح داد: «با توجه به آن وضعیتی که بعد از ائتلاف با روحانی پیش آمد و تجربه‌ای که کسب کردیم دیگر ائتلاف روی هوا نخواهیم داشت. ائتلاف اقتضائاتی دارد که اگر آن اقتضائات فراهم شود، امکان ائتلاف وجود خواهد داشت. قطعا اگر یک‌جانبه حرکت کنیم جامعه نمی‌پذیرد و نه جریان اصلاحات به آن تن می‌دهد.
سایر اخبار این روزنامه