واکاوی پیشگویی‌های کرونایی

علی میرزامحمدی‪-‬ با شیوع بحران کرونا توجه به پیشگویی‌های کاهنانه و این ادعا که فلان پیشگو در سالهای پیشین، از وقوع این بیماری مسری خبر داده است گرم شده است.برای مثال در کتاب پیشگویی سیلویا براون که در سال 1387 در ایران ترجمه و چاپ شده است درباره ظهور بیماری شبیه کرونا در سال 2020 مطالبی ذکر شده است. همچنین در کتاب «چشمان تاریکی» نوشته دین کونتز پیش‌بینی شده است یک بیماری «حدود سال ۲۰۲۰» در سراسر جهان شیوع خواهد یافت. تشابه این پیشگویی‌ها با بیماری کرونا موجب شده است اقبال به اینچنین آثاری افزایش یابد.
قالب دیگر این توجه‌های عمومی، داستان برخی فیلم‌های تخیلی است که در دهه‌ها و سالهای گذشته وضعیتی شبیه به بیماری کرونا را به تصویر کشیده اند. برای مثال برخی مدعی‌اند یک انیمیشن قدیمی به نام سیمپسون‌ها ۲۷ سال پیش شیوع کرونا را پیش‌بینی کرده است. ادعاهایی از این دست موجب شده است فیلم ژانر وحشت «شیوع» که در سال ۲۰۱۱ اکران شد این روزها به پربازدیدترین فیلم آنلاین تبدیل شود. این شباهت‌های سرگرم‌کننده از نظر روانی موجب هیجان و حیرت در افکار عمومی شده و توجه آنها را به پیشگویی‌ها افزایش داده است.
اما طرح پیشگویی‌های کاهنانه درباره کرونا همیشه به تقویت باور عمومی به قدرت و صحت پیشگویی‌ها منجر نشده است بلکه موجب شده است برخی افراد این ادعاها را نه پیشگویی و غیب گویی بلکه سندی بر توطئه‌ای از پیش طراحی شده توسط برخی گروه‌ها تلقی کنند که در قالب انیمیشن یا فیلم، پیش از این به تصویر کشیده شده است!؟
در بازتابی دیگر این پیشگویی‌های کاهنانه گاهی رنگ و بوی تفاسیر مذهبی نیز به خود گرفته است. برای مثال وزیر بهداشت اسرائیل مدعی شده است مسیح در عید پاک ما را از شر کرونا نجات خواهد داد! اظهاراتی که باعث شده است وزیر جنگ سابق این رژیم، وی را «وزیر بهداشتی بازمانده از قرن نوزدهم» بنامد!

درباره باطل بودن پیشگویی‌های موجود می‌توان به دو استدلال زیر تکیه کرد:
الف- به رغم شباهت‌های این پیشگویی‌ها با بحران کرونا تفاوتهای زیادی بین واقعیت جاری با آنچه پیشگویی شده است وجود دارد. همین تفاوتها نشان می‌دهد این پیشگویی‌ها نمی‌تواند نشانه‌ای از اطلاع مدعیان پیشگو از زمان آینده باشد. به عبارت دیگر در پیشگویی‌های مدعیان، موارد زیادی وجود دارد که محقق نشده است و اگر آنها از تحولات آینده خبر داشتند می‌بایست این موارد نقض وجود نداشت.
ب- مجموعه پیشگویی‌های موجود به خورجین یا صندوقچه‌ای شباهت دارد که در آن انواع خبرهای متعلق به آینده وجود دارد؛ طوریکه در صورت وقوع رخدادی خاص می‌توان دست در خورجین برد و پیشگویی فردی را که شباهت بیشتری به رخداد دارد بیرون کشید و مدعی شد که او سالها پیش آن را پیشگویی کرده است؟!بر این اساس شک نداشته باشید که در آینده نیز در صورت وجود رخدادهایی دیگر به راحتی می‌توان از این صندوقچه پیشگویی‌های دیگری را بیرون کشید که شباهت‌هایی با رخداد داشته باشد! به عبارت دیگر این خورجین شبیه شعبده بازی تردستان است و هرگز دلیلی بر اطلاع مدعیان از اخبار آینده نیست.
در استدلالی مشابه درباره شباهت داستان فیلم‌ها و انیمیشن‌های تولید شده در سالهای قبل با تحولات آینده نیز می‌توان گفت بسیاری از فیلم سازان در فیلم‌های خود، داستانهایی تخیلی درباره زندگی و مشکلات اجتماعی و بحران‌های احتمالی همانند بلایای طبیعی و بیماری‌های مهلک و مسری می‌سازند. مجموعه این فیلم‌ها به تدریج آرشیو بزرگی را می‌سازد که برخی از آنها می‌تواند با رخدادهای زمان آینده شباهت‌هایی از نظر محتوا یا شکل داشته باشد. بر این اساس شباهت داستان برخی از این فیلم‌ها با بحران کرونا نیز دلیلی بر اطلاع سازندگان فیلم‌ها از آینده نیست.
با وجود باطل بودن ادعای پیشگویی ها، طرح آنها در شرایط جهانی کنونی در فضای مجازی و حتی رسانه‌های مطرح از منظر جامعه‌شناختی و روانشناختی قابل تامل است. از منظر روان‌شناسی اجتماعی در واکاوی دلایل پررنگ شدن طرح پیشگویی‌های کاهنانه در بحران کرونا، می‌توان به شرایط بحرانی جامعه جهانی توجه کرد. استیلای ناامیدی اجتماعی که نتیجه عجز انسان مدرن در کنترل و درمان بیماری کرونا و تبعات ناشی از آن شامل قرنطینه اجباری و کلافه‌کننده خانگی، رکود اقتصادی و بیکاری است واکنش‌های عینی و ذهنی مختلفی را در جامعه به بار آورده است که یکی از آنها، پناه‌بردن روانی به پیشگویی‌های کاهنانه است. این مسئله حتی با تعطیلی مناسک دینیِ دسته‌جمعی، شدت بیشتری یافته است.
نکته کلیدی طرح این پیشگویی‌ها آن است که بخشی از اقشار جامعه به تمایز بین پیش‌بینی و پیشگویی توجهی ندارند. فرد پیشگو در پیشگویی خود از ابزار، مفاهیم و گاه به خیال خود از موجودات یا قدرت‌های تجربه ناشدنی بهره می‌گیرد و روش او روش تجربی رایج در علوم نیست. اما پیش‌بینی بر اساس احتمالات و الگوهایی مطرح می‌شود که تاثیرات متغیرهای مختلف را در کنار هم سنجیده و وقوع احتمالی پدیده‌ها را در زمانی احتمالی معین می‌کند. براساس این پیش‌بینی‌های احتمالی، علم "آینده پژوهی" شکل گرفته است که سناریوهایی را برای وقوع پدیده‌ها و یا راهکارهای مقابله و کنترل آنها بر اساس امکانات و محدویت‌های منابع پیشنهاد می‌کند. زمان در دانش "آینده پژوهی" برخلاف پیشگویی‌های کاهنانه متغیری رمزآلود و الهام شده نیست؛ بلکه متغیر زمان یا تاخیر و تسریع وقوع پدیده‌ها، تحت کنترل متغیرهایی است که با دستکاری می‌توان آنها را به نفع بهبود وضعیت زندگی بشر دگرگون کرد.
برای مقابله با اتکای روانی جامعه به پیشگویی‌های کاهنانه در بحرانهایی نظیر بحران کرونا لازم است آموزه‌های عقلانیت به افکار عمومی منتقل شود تا مردم به این باور برسند که خداوند سرنوشت هیچ قوم و «ملّتی» را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنها خود سرنوشت خود را تغییر دهند.
در کنترل بحران کرونا مردم و سیاستگذاران اجتماعی وظایف متقابلی دارند. مردم وظیفه دارند به توصیه‌های پژشکی که متخصصان ارائه می‌دهند عمل کنند و سیاستگذاران نیز وظیفه دارند برنامه‌هایی طراحی و اجرا نمایند که به دغدغه‌های مردم به ویژه به نگرانی‌های معیشتی آنها پایان دهد. این همکاری و درک متقابل، کلید عبور از بحران کرونا است. این همکاری در دوران پساکرونایی نیز می‌تواند ابعاد دیگری به خود بگیرد.