جامعه مدنی مسئله اساسی کشور است

امید جهانشاهی‪-‬ این روزها که بازار انتخابات به تدریج گرم می‌شود و کاندیداها می‌آیند تا با شعارهای رنگارنگ در بازار انتخابات دلبری کنند، رسالت روزنامه نگاران این است که با احساس مسئولیت نسبت به منافع عمومی، مردم را به مسائل حیاتی و اساسی کشور متوجه کنند و دیدگاه‌ها و برنامه‌های کاندیداها را در مورد آنها مطالبه و پرسش کنند و در عرصه عمومی به سنجش داوران دانشگاهی و کارشناسان بگذارند.
مردم عمدتاً متوجه مسائلی هستند که از نظر آنها بر معیشت شان تاثیر می‌گذارد و برخی مسائل مهم که اتفاقاً بسیار بر معیشت آنها موثرند را ممکن است نبینند و بر اهمیتشان واقف نباشند و یا فعالان سیاسی چنان شعارها را صورتبندی کنند که مردم متوجه برخی مسائل عمده جامعه نشوند. وظیفه رسانه‌های مستقل در این میان آن است که بستری برای عرضه شعارها و برنامه‌ها و در عین حال عرصه‌ای برای نقد منتقدان و کارشناسان باشند. رسانه‌های خبری باید توجیه کنند که ملاک قضاوت در مورد کاندیداها، روشنی نگاه و موثر بودن برنامه در مواجهه با این مسائل باید باشد.
با همه نفوذ و دامن گستری رسانه‌های اجتماعی، چیزی از این تعهد روزنامه نگاری در قبال جامعه و رسالت رسانه‌های خبری و رسمی برای منافع عموم کاسته نشده است.
با وجود مزایایی که رسانه‌های اجتماعی دارند اما متاسفانه در این رسانه‌ها مسائلی مسئله می‌شوند و موج‌های خبری همه را متوجه خود می‌کنند که تنها چون مردم پسندند، لایک می‌خورند و کامنت می‌گیرند و بر صدر توجه می‌نشینند. اینها اغلب نادقیق و عموماً گذرا و البته بعضاً روایتهایی ساده‌سازی شده، فریبنده و اغفال‌کننده هستند. رسانه‌های اجتماعی هرگز بستری سامانمند برای ارائه صورتبندی جامعی از مهمترین مسائل عمومی کشور نیستند. همهمه توئیتها و تهمتها و تکرار مدام خبرهای بی‌منبع و لایکها، آوار پریشانی را بر ذهن مخاطب خراب می‌کند.

مسائل مهم جامعه البته متنوعند و اولویت‌بندی آنها بر اساس ایدئولوژی‌های سیاسی متفاوت، اما رسالت رسانه آن است که با تبیین درست، نگاه‌ها را از آن موج‌های گذرا به مسائل جدی معطوف کند که اگرچه در ظاهر ربط مستقیمی با معیشت ندارند اما ستون‌های یک اقتصاد سالم را می‌سازند. برای مثال لازم است رسانه‌ها مردم را نسبت به اهمیت سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از کانونی‌ترین مفاهیم اجتماعی توجیه کنند. سرمایه اجتماعی، یعنی آمادگی روانی جمعی برای مشارکت در توسعه اجتماعی اقتصادی یک ملت و در واقع به نوعی ثروت ملی است. سرمایه اجتماعی چیزی است که شهروندان را برای کنش جمعی به هم پیوند می‌دهد و موتور محرک یک اجتماع برای مشارکت است. اگر مردم به این باور برسند که ارتقای سرمایه اجتماعی لازمه حرکت در مسیر توسعه اقتصادی اجتماعی است، ایده‌ها و برنامه‌های ارتقای آن را ملاک قضاوت در مورد کاندیداها قرار می‌دهند.
مثال دیگر جامعه مدنی است که یکی از بنیادی‌ترین پایه‌های جامعه سالم است. جامعه مدنی فضای گفتگوست، جایی واسط بین مردم و حکومت که همه نهادها و سازمانهای غیر حکومتی را شامل می‌شود. در جامعه مدنی مردم با نهادهای مدنی و سازمان‌های مردم نهاد صدا می‌یابند و این گفتگو و تعامل با حکومت کمک می‌کند که سیاستگذاری‌ها کارامدتر و موثرتر باشند. جامعه مدنی همان حوزه عمومی است که به مردم امکان می‌دهد برای ساختن جامعه بهتر مشارکت داشته باشند، کنش اجتماعی داشته باشند و گفتگو کنند تا برای رسیدن به درک مشترک از مسائل جامعه به تفاهم برسند. احزاب و اتحادیه‌های صنفی که در اهمیتشان برای اداره بهتر یک جامعه تردیدی نیست در بستر جامعه مدنی است که معنا می‌یابند. آنقدر باید از چیستی و کارکردهای جامعه مدنی گفت که در اذهان عمومی نهادینه شود تا به یک مطالبه عمومی تبدیل شود. تنها در این صورت است که کاندیداهای ریاست جمهوری از آن سخن خواهند گفت.
متاسفانه به دلایل مختلف که در حوصله این یادداشت نیست
بعد از دوم خرداد سال 76 بخشی از مردم به این باور رسیدند که جامعه مدنی یک مسئله صرفاً سیاسی با کارکرد صرفاً در حوزه سیاسی است و دغدغه گروه روشنفکران است. لازم است جامعه مدنی را به مثابه امری که به شدت تبعات اقتصادی هم دارد و به معیشت مردم کمک می‌کند برای عموم مردم تبیین و تشریح کرد.
جامعه مدنی امری لوکس و چیزی منحصر به گروه روشنفکران نیست بلکه مکانیسم گفتگوی اجتماعی است؛ چیزی که لازمه حرکت برای توسعه است و نتیجه‌اش را در اقتصاد و معیشت جامعه قطعاً می‌توان دید. ارتقای سرمایه اجتماعی و تحقق جامعه مدنی به اقتصاد و تولید و بهبود معیشت کمک می‌کند چون روحیه جمعی برای مشارکت و همدلی و همراهی در تولید را تسهیل می‌کند و با فعال کردن جامعه کمک می‌کند که دولت به نقش سیاستگذاری به جای تصدی گری نزدیک شود و جامعه بتواند چابک و توانمند برای رونق تولید گام بردارد.
از سوی دیگر، بسیار حکیمانه تاکید شده است که «باید قوی شویم». قوی شدن تنها معنای سخت افزارانه ندارد که منحصر به پیشرفت در صنایع دفاعی مثل موشک‌سازی باشد که البته لازم است به عنوان ابزار بازدارنده از تعدی و تهاجم دشمن؛ بلکه قوی شدن معنای نرم افزارانه هم دارد که مستلزم ارتقای سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی پویا و توانمند است. اصلا جامعه قوی معنایی جز جامعه‌ای با سرمایه اجتماعی بالا و جامعه مدنی زنده و پویا ندارد.
در ورای شعارهای مختلف که عمدتاً بر راهکارهای اقتصادی برای بهبود وضعیت معیشت متمرکز هستند، لازم است روزنامه نگاران که در برابر منافع عمومی متعهد و مسئول هستند، مردم را متوجه اهمیت مسائل اساسی جامعه کنند که مهمترین آنها جامعه مدنی است.