جدی جدی می‌میریم!

امید مافی‪-‬ خس خس سینه‌ها و هوایی که با تازگی غریبه است و مرگ و میرهایی که بر دلتنگی‌ها می‌افزایند و ماتم و مویه را به همراه می‌آورند.
مرگ سی هزار نفر در سال شاید نتواند طعنه محکمی به کرونا بزند اما آنقدر وحشتناک هست که اگر نادیده گرفته شود می‌تواند تراژدی بزرگ‌تری را کلید بزند و بر ترافیک سنگین بهشت زهرا (س) بیفزاید.
ما این روزها یا باید ناگزیر مازوت لعنتی را به ریه‌های خسته خود بفرستیم و یا شوفاژ و بخاری‌ها را خاموش کنیم و یخ بزنیم و با هوای حاکم در قطب همزیستی کنیم.
شاید بهتر باشد مرگ و میرهای ناشی از آلایندگی‌ها را به حاشیه نرانیم. شاید مطلوب باشد در برخورد با نیروگاه‌ها قاطع‌تر عمل کنیم و البته اتوبوس‌هایی که اگزوزهایشان مرگ را منتشر می‌کنند و به هوای تازه پایان می‌دهند را به مرخصی بفرستیم تا زندگی کمی به یادمان بیاورد که اینجا در این ملالستان بسیاری چشم انتظار اقدامات مسئولان هستند که همه چیز از نگاهشان گل و بلبل است و هیچ ملالی ندارند جز دوری از میزها و مناصب و پست‌های نان و آبدار.

با نگاهی عمیق می‌توان دریافت آنچه سبب شده دستگاه‌های مسئول مستقیم یا غیرمستقیم، از زیر بار آلودگی هوا شانه خالی کنند، نبودن یک متولی مرکزی و اصلی است که وظیفه نظارت و اجرای مسئولیت دیگر نهادها را داشته باشد و عملکردهای زیرمجموعه‌ها را پایش کند. اتفاقی که تشتت را به همراه آورده و سبب شده است تا هر کس ساز خودش را بزند و بی‌اعتنا به این معضل خانمان برانداز توپ را در زمین دیگران بیندازد.
همینکه پنج ارگان برای کنترل آلودگی صنایع ماموریت دارند نشان می‌دهد اوضاع از چه قرار است و اتفاقات حزن‌انگیز چگونه می‌توانند در بلبشو و بی‌نظمی حاکم بر اوضاع کام ملت را تلخ کنند و مجال نفس کشیدن را در حالی از ما سلب کنند که هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات است و چون برآید مفرح جان.
اینجا در تهران و در خیلی شهرهای دیگر دود و سرب مجوز وزش یک نسیم خشک و خالی را گرفته تا دلمان برای کمی بهار در این پاییزان نحس تنگ شود و با یاد عطر بنفشه‌ها خسته شویم از خستگی در این شهر درندشتِ بی‌مرام که جان می‌گیرد و نفس را در سینه‌ها حبس می‌کند و به یادمان می‌آورد که روزی روزگاری این خیابان‌های یائسه پرنده داشتند و انار داشتند و تبریزی داشتند
و شمعدانی...
شاید بهتر باشد دولت در تراکم شعارها یکبار برای همیشه معضل آلودگی هوا را رفع یا کاهش دهد و الگویی موفق از مدیریت منسجم را به یادگار بگذارد تا مجبور نشویم قبای ژنده خود را بر شب تیره بیاویزیم و با سرفه‌های ممتد ناقوس‌ها را به صدا درآوریم.