این آشوب بزرگ‌ترین «عملیات تأثیر» امریکا، انگلیس، صهیونیسم و سعودی روی ایران بود

«این اغتشاشات بیش از آنکه نماد اعتراض مردمی یا وقوع مشکل در کف خیابان باشد، در فضای رسانه‌ای و مجازی جریان دارد و به همین جهت به آن عنوان «بزرگ‌ترین عملیات تأثیرگذاری» می‌دهیم. در این صحنه، نقش رسانه‌های ماهواره‌ای و مجازی و شبکه‌های اجتماعی بیش از هر زمان دیگر و به دور از استاندارد‌های رایج رسانه‌ای در جریان است.» اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات در گفت‌وگویی تفصیلی با KHAMENEI. IR به تحلیل دقیق‌تر پشت‌صحنه آشوب‌های اخیر از منظر امنیتی پرداخته که بخش‌هایی از آن در پی می‌آید. رهبر انقلاب صراحتاً تأکید داشتند که این برنامه‌ریزی توسط سرویس‌های جاسوسی امریکا و اسرائیل انجام گرفته است. شبکه مجریان آشوب‌ها و ناآرامی‌های اخیر چگونه و در چه توالی و سلسله‌ای نهایتاً به سرویس‌های امنیتی بیگانه می‌رسیدند؟
میان عوامل میدانی با افسران اطلاعاتی سرویس‌های جاسوسی بیگانه معمولاً چند لایه واسطه وجود دارد. هرچند به دلیل عجله دشمنان، ما قبل از شروع آشوب‌ها نیز به افسران اطلاعاتی بیگانه به صورت مستقیم رسیدیم و تعدادی از آن‌ها را دستگیر کردیم. مأموران اطلاعات خارجی فرانسه (DGSE) اقدام به ارتباط‌گیری و آموزش کانون‌های صنفی غیرقانونی برای ایجاد جریان اعتراضی و آشوب کردند. از تمامی دیدارها، تماس‌ها و ارتباطات آن‌ها مستندات تهیه شده است و این جاسوسان به سزای اقدامات خود خواهند رسید.
برخی دیگر از عناصر مزدور هستند و آگاه یا ناآگاه از پشت ماجرا، به خاطر مقداری پول یا وعده اقامت در خارج، علیه مملکت خودشان اقدام می‌کنند. آتش‌زدن، تخریب‌کردن، چاقوکشی، تیراندازی با اسلحه‌های شکاری و جنگی و حتی فحاشی و اهانت به اهل بیت علیهم‌السلام بخشی از کار‌های این مزدوران است. ما در بیانیه مشترک با برادران‌مان در سازمان اطلاعات سپاه گفتیم دشمن در اغتشاشات اخیر از «جنگ ترکیبی» استفاده کرد. یکی از مهم‌ترین ارکان و بستر‌های مطرح در نبرد‌های ترکیبی (هیبریدی)، فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بیگانه و مشخصاً امریکایی است. این شبکه‌ها نقشی حیاتی در هسته مرکزی نبرد هیبریدی ایفا می‌کنند. پلتفرم‌های ارتباطی مجازی اکنون تبدیل به قسمتی از استراتژی جنگی شده‌اند، نه تنها به‌منظور هدایت اقدامات و اغتشاشات و جمع‌آوری اطلاعات، بلکه مهم‌تر از آن با هدف تأثیرگذاری بر اعتقادات و گرایشات مخاطبینِ هدف در مرحله بعدی به‌منظور حرکت دادن آنان به سوی اقدام موردنظر، بهره‌برداری می‌نمایند.
البته در سازماندهی و اجرا دست رژیم صهیونیستی آشکارتر بود. در ساماندهی تبلیغات دست روباه انگلیسی واضح‌تر بود. در هزینه‌کردن دست رژیم سعودی را به عیان می‌دیدیم تا آنجا که در نمایش منحط برلین که سلطنت‌طلبان و منافقین و تجزیه‌طلبان و گروه‌های منحرف جنسی جمع شده بودند، کل حمایت مالی این پروژه در حوزه تبلیغات، فضاسازی، پوشش صوتی و تصویری و اجاره تجهیزات پیشرفته برای تصویربرداری هوایی از تجمع و ارائه تسهیلات برای حضور پرتعداد و منسجم خبرنگاران و غذا‌های توزیع شده و... جملگی با هزینه رژیم بَدَوی سعودی صورت گرفت. ما برای این داعیه سند داریم. در مورد شبکه اجرایی این برنامه در داخل کشور توضیح دهید. این شبکه و سرشبکه‌های آن‌ها چه کسانی بودند؟ چگونه شبکه خود را شکل داده و کارگزاران‌شان را سر خط می‌کردند؟


به‌صورت ویژه این شبکه‌ها معمولاً یک کارفرما یا سفارش‌دهنده دارند، یک پشتیبانی مالی و یک عده هم عوامل اجرایی. کارفرمای این شبکه‌ها امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی هستند که تلاش دارند به‌واسطه عدم دسترسی مستقیم به ملت ایران و عدم امکان اثرگذاری مستقیم، از طریق رسانه‌ها و فضای مجازی، به جنگ شناختی علیه ملت ایران بپردازند. پشتیبانی مالی عمده این شبکه‌ها متأسفانه توسط عربستان سعودی انجام می‌شود و عوامل اجرایی نیز عمدتاً از بین اعضای گروهک‌های مختلف، فرقه‌ها و گروه‌های منحرف عقیدتی و جنسی، برخی ایرانیان ناراضی، بعضی افراد دارای مشکلات و آسیب‌های حاد اجتماعی و خانوادگی انتخاب می‌شوند. این عوامل پس از اینکه در دام این شبکه می‌افتند یا تصور می‌کنند که راه برگشتی ندارند به همکاری خود با دشمنان ادامه می‌دهند یا گرفتار سراب پناهندگی و زندگی در خارج و آینده روشن می‌شوند و زمانی به سراب بودن آن پی می‌برند که پل‌های پشت سر خود را خراب کرده‌اند.  در واقع عده‌ای بدون وابستگی تشکیلاتی در تجمعات شرکت نمودند که ناآگاهانه در نقش سیاهی لشکر و سپر انسانی عناصر تشکیلاتی و ضدانقلاب قرار گرفتند و دشمن از یک‌سو با ایجاد تکانه‌های اقتصادی، سیاسی، روانی و مدیریتی از طریق اعمال فشار حداکثری تمام تلاش خود را برای ایجاد اختلال در نظم و فرایند‌های سازنده کشور و کاهش مقبولیت عملکردی نظام به‌کار گرفته و از سوی دیگر با عملیات روانی و رسانه‌ای گسترده تلاش می‌کند این حس نارضایتی را در مردم صدچندان کند. ما البته منکر نارسایی و نارضایتی نیستیم، اما معتقدیم تزریق ناامیدی و یأس تحمل مشکلات را دشوارتر می‌کند و بذر نفرت و خشم را در بدنه جامعه می‌کارد؛ در واقع ضدانقلاب و جبهه معاند امروز محصول ماه‌ها سیاه‌نمایی و دروغ‌پردازی خود را در کنار ضعف حوزه اطلاع‌رسانی و تبیینی داخلی درو می‌کند. به جز بعد امنیتی، در بعد رسانه‌ای و تبلیغاتی هم هماهنگی عجیبی بین رسانه‌های خارجی اعم از فارسی زبان و غیرفارسی زبان برای پوشش این اغتشاشات وجود داشت. آیا وزارت اطلاعات در این زمینه هم شناخت و اطلاعاتی دارد که شبکه پشت صحنه این هماهنگی رسانه‌ای و تبلیغاتی چه افراد یا گروه‌هایی هستند که حتی بعضاً چهره‌های فرهنگی و رسانه‌ای خارجی را هم برای این موضوع سر خط می‌کردند؟
در طول یک دهه گذشته، پیام‌رسان‌های متعددی در شبکه اجتماعی مجازی شکل گرفته است که داده‌های اطلاعاتی نشان‌دهنده این است دشمن از این شبکه‌ها به مثابه ابزاری برای ناامن‌سازی کشور استفاده نموده است. در فضای شبکه، یک ساخت‌یابی شبکه‌های اجتماعی وجود دارد که عمومیت دارد و در پس این ساخت‌یابی، یک سازماندهی و ایجاد ساختاری وجود دارد که فاعل و عامل این سازماندهی، همان دست‌هایی هستند که اراده قطعی آن‌ها برای ضربه به پیکره کشور برای ما به اثبات رسیده است. فضای مجازی کشور و شبکه‌های اجتماعی طی یک دهه گذشته گرفتار هرج و مرجی شده است که هیچ‌کدام از کشور‌های مدعی آزادی، حد اندکی از این هرج و مرج را هم نمی‌پذیرند. در این فضای هرج و مرج، حقیقت، دروغ و دروغ، حقیقت نشان داده می‌شود.. حوادث اخیر برون‌داد هرج و مرجی است که از یک دهه گذشته در فضای مجازی کشور حاکم گردیده است و این فضا را به عرصه تاخت و تاز ضدفرهنگی و حتی ارتباطات و جولان گروه‌های تروریستی و اراذل و اوباش تبدیل نموده است. علاوه بر این، متأسفانه با توجه به اینکه بانک داده‌های برخی پیام‌رسان‌های اجتماعی در کشور‌هایی قرار دارد که دشمنی آن‌ها با کشور ایران به اثبات رسیده است، طبیعی است که شاهد شکل‌دهی به شبکه‌هایی باشیم که امنیت کشور را نشانه رفته‌اند.
چنان‌که برای عموم مردم و تحلیل‌گران عرصه رسانه نیز واضح شده است، این اغتشاشات بیش از آنکه نماد اعتراض مردمی و یا وقوع مشکل در کف خیابان باشد، در فضای رسانه‌ای و مجازی جریان دارد و به همین جهت به آن عنوان «بزرگ‌ترین عملیات تأثیرگذاری» می‌دهیم. در این صحنه، نقش رسانه‌های ماهواره‌ای و مجازی و شبکه‌های اجتماعی بیش از هر زمان دیگر و به دور از استاندارد‌های رایج رسانه‌ای در جریان است.
علاوه بر هدایت شبکه‌های ماهواره‌ای توسط سرویس‌های اطلاعاتی، گزارش‌های زیادی از فعالیت‌های گروه‌های مختلف ضدانقلاب در بستر رسانه وجود دارد که تحت مدیریت سرویس‌های اطلاعاتی متخاصم ایفای نقش می‌کنند که شاخص‌ترین آن، مداخله مستقیم امریکا برای هماهنگ‌سازی برخی از گروه‌های تروریستی ضدانقلاب با شبکه اینترنشنال بوده است که عملاً سازمان تروریستی اینترنشنال را شکل داده است و در مواردی نیز، رژیم صهیونیستی با برخی از اعضای گروهک‌های تروریستی ارتباطات و هدایت‌گری داشته است. * بر اساس بیانات رهبر انقلاب به طور مشخص کشور‌های امریکا، انگلیس و عربستان سعودی نقش واضحی در دمیدن به ناآرامی‌های اخیر در کشور داشتند. دستگاه‌های امنیتی و وزارت اطلاعات برای جبران این اقدامات ضدامنیتی چه برنامه و تدارکی دارند؟
ما با چند دسته از بازیگران مواجه هستیم. رژیم صهیونیستی که حسابش مشخص است و نیازی به بحث ندارد. این رژیم در موضع متخاصم تاکنون غلط‌هایی کرده است (که در بوق و کرنا کرده‌اند) و پاسخ‌های سهمگینی دریافت کرده (که با تمام توان لاپوشانی نموده است). از این پس نیز دریافت خواهد کرد.
در مورد رژیم امریکا، افزون بر همه دشمنی‌ها و خسارت‌ها و ضرباتی که مستقیم و غیرمستقیم به ملت ایران وارد کرده، این رژیم تروریستی رسماً قاتل سردار بزرگ مقاومت شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی است. آن‌هم نه در جبهه رویارویی مستقیم آن سردار با عوامل نیابتی امریکا همچون داعش، بلکه خارج از میدان جنگ و در شرایطی که میهمانِ کشور ثالث بوده، به زبونانه‌ترین، ناجوانمردانه‌ترین و تروریستی‌ترین وجه ممکن او را ترور کردند. این موضع امریکایی رو به افول در برابر ایرانِ قوی است. من به یقین و با قاطعیت می‌گویم که امریکا یارای جنگ رو در روی نظامی با ما را ندارد و لذا یا در هیئت یک گروهک تروریستی در می‌آید و رسماً ترور می‌کند (و البته پاسخِ دندان شکن، آشکار، جوانمردانه و نظامی می‌گیرد). یا به پشت صحنه می‌رود و به جنگ‌های ترکیبی و نرم و تحریک این و آن رو می‌آورد، که در این صورت نیز همیشه پاسخ گرفته و از این پس نیز خواهد گرفت.
اما در مورد انگلیس خبیث، حساب انگلیس به‌عنوان کشوری که بر اساس خوی روباه پیر هیچ‌گاه دست از شیطنت علیه جمهوری اسلامی ایران برنداشته است متفاوت است. در حال حاضر، رسانه‌هایی در خاک انگلیس، به دنبال ایجاد و گسترش اغتشاش در ایران بوده و هستند. این رسانه‌ها چه در گذشته و چه در حال حاضر، پا را از حوزه راهبری اغتشاش فراتر نهاده و به دنبال سازماندهی حرکت‌های ایذایی و تروریستی در کشور هستند. این اقدامی است که کشور انگلیس آن را شروع کرده است. در گذشته، بار‌ها و بار‌ها ایران مانعی برای اقدامات تروریستی علیه کشور‌های اروپایی بوده است، ولی انگلیس و برخی کشور‌های اروپایی در مقابل از هیچ‌گونه دشمنی علیه جمهوری اسلامی ایران فروگذار نکرده‌اند. بی‌تردید ما هرگز مثل انگلیس، پشتیبان اقدامات تروریستی و ناامن‌سازی سایر کشور‌ها نخواهیم بود، ولی تعهدی برای ممانعت از بروز ناامنی در این کشور‌ها هم نخواهیم داشت، لذا کشور انگلیس هزینه اقدامات خود را برای ناامن ساختن کشور بزرگ ایران خواهد پرداخت.
متأسفانه دولت انگلیس که شبکه‌های ماهواره‌ای بی‌بی‌سی و اینترنشنال تحت حمایت او و در چارچوب رسانه‌ای او فعالیت دارد امروز نقش تروریستی گرفته و این موضوع عبور از خطوط قرمز امنیتی جمهوری اسلامی ایران است. در همین‌جا می‌گویم که شبکه ماهواره‌ای اینترنشنال از سوی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان سازمان تروریستی شناخته شده و عوامل و دست‌اندرکاران این سازمان تحت تعقیب وزارت اطلاعات قرار خواهند گرفت و من‌بعد، هر نوع فعالیت و ارتباط با این سازمان تروریستی به‌عنوان ورود به حوزه تروریستی و تهدید امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تلقی خواهد شد.
اما در مورد سعودی می‌گویم که سرنوشت ما و دیگر کشور‌های منطقه به دلیل همجواری، به هم گره خورده است. از نظر ایران، هرگونه بی‌ثباتی در کشور‌های منطقه تسری‌یابنده است و هر گونه بی‌ثباتی در ایران، قابل تسری به کشور‌های منطقه است. کشور‌های دور دست بی‌ثبات‌کننده منطقه هستند. سنگ‌اندازی به سوی ایران قدرتمند از سوی کشور‌هایی که در خانه‌های شیشه‌ای نشسته‌اند، معنایی جز عبور از مرز‌های عقلانیت به تاریکی حماقت ندارد. جمهوری اسلامی ایران تاکنون با عقلانیت استوار، صبر راهبردی در پیش گرفته است، ولی هیچ تضمینی برای تداوم این صبر راهبردی در صورت تداوم دشمنی نمی‌دهد. بی‌تردید، اگر اراده جمهوری اسلامی ایران به مقابله به مثل و مجازات این کشور‌ها تعلق بگیرد، کاخ‌های شیشه‌ای فروخواهند پاشید و این کشور‌ها روی ثبات و پایداری را نخواهند دید.