«جیران» 60 هزار تومان «مهران رجبی» رایگان

چند روز پيش پيمان جبلي، رئيس سازمان صداوسيما درخواست مسدود شدن دامنه اينترنتي فيليمو را ارائه داد و نوشته است:« متاسفانه سکوي فيليمو بدون توجه به مقررات، به دفعات در حوزه توليد و انتشار سريال ها، از اخذ مجوز استنکاف کرده و در مورد اخير با انتشار قسمت اول سريال سقوط که با موضوعي کاملا امنيتي و بدون اخذ هر گونه مجوزي ساخته و منتشر شده است، سياست هاي نظام در خصوص نحوه حضور و فعاليت برخي بازيگران که در حوادث و اغتشاشات اخير به ارکان نظام توهين کرده است.» اما ايشان توضيحي ارائه ندادند که چرا مردم بايد هزينه‌هاي اشتراک 90 هزارتوماني ماهيانه فيليمو را بپردازند، پول اينترنت بدهند، اما تمايلي نداشته باشند شبکه‌هاي رايگان تلويزيون را ببنيد. حالا براي استحضار آقاي جبلي، چند نکته عرض مي‌کنيم تا شايد کنترل دستشان را به‌سمت تلويزيون بگيرند و ساعتي رسانه خود را ببينند.
همين چند روز پيش بود که خواستم براي مدتي فقط تلويزيون ببينم و ديگر سرم از پنجره بيرون نکنم تا از خانه همسايه ماهواره‌شان را نگاه کنم!‌. شبکه يک به عنوان شبکه ملي، دائم تبليغات ماست و پروفيل درو پنجره مي‌کرد و بعد سريالي از جناب مسعود خان ده‌نمکي درباره کرونا پخش کرد.
خودم که سابقه نوشتن و گزارش‌هاي ميداني از بيمارستان‌ها در زمان کرونا را داشتم، هاج و واج، پاي سريال نشستم و آنقدر تصوير غريبي از کرونا در جامعه روايت مي‌کرد که انگار دنياي ناشناخته «آواتار 2»بود.!
مهران رجبي هم در اين سريال طبق معمول با همان تيپ 10 سال پيش حضور داشت، اما با لباس روحاني!. شبکه دو که زدم، اخبار 20:30 داشت مي‌گفت که مملکت همپاي سويس و آلمان در حال رشد است و طفلي کشورهاي بينوايي مانند آمريکا، انگليس و فرانسه چقدر مفلوک و داراي مشکلات هستند، يک لحظه شک کردم که واقعا در ايران زندگي مي‌کنم؟! و تا مجري گفت: «اما بشنويد از...» کانال تلويزيون را عوض کردم که با تعجب ديدم آقاي مهران خان رجبي، اين بار لباس روحاني سريال شبکه يک را از تن درآورده و با همان تيپ، مجري برنامه خودموني شبکه 3 شده است! و با بچه‌ها و پيرمردها سروکله مي‌زند، با خودم گفتم که اين آقاي رجبي، هماني نيست که مردم به او ناسزا مي‌گفتند؟ پس اين برنامه‌ها براي چه کسي است. شبکه چهار هم داشت «کوارتت زهي» بتهون در تقابل با اسدالله ملک را تفسير مي‌کرد!. اما سازها و ويلون‌هاي ارکستر را شطرنجي کرده بود. شبکه خبر هم داشت اخبار پخش مي‌کرد و از مردم گزارش مي‌گرفت که با يک ميليون تومان چطور مي‌توانند داراي شغل، زن و بچه، مزدا 3، خانه در ولنجک شوند! و واقعا در اين گزارش مي‌شد!. شبکه «آي فيلم» هم براي هفتصد و شصت و يکمين بار، سريال زيرخاکي را نشان مي‌داد و همين‌که تمام شد براي نهصد و چهل و چهارمين بار بخش‌هايي از مختارنامه را پخش کرد.


از شبکه ورزش هم براي شما نگوييم مجري با ريش آنکارد کرده و کت و پيراهن رسمي، انگار در مکاني عمومي کفش‌هاي ورني‌اش را برده‌ بودند و مجبور شده بود از سرناچاري کتاني بپوشد، داشت فحش‌هاي ورزشگاه فولاد آرانا را با لحني تشريفاتي تحليل مي‌کرد و مي‌گفت: «واي واي اينها چقدر بي‌ادب هستن!» آنقدر حوصله‌اي سر رفته بود که مي‌خواستم براي اينکه اين همه بي‌حوصلگي را جبران کنم، کنترل تلويزيون را به ديوار بزنم تا شايد براي چند ثانيه، آدرنالين خونم بالا برود. بعد به اين فکر افتادم که بنده خداها، حق دارند با بودجه‌اي بالغ بر 5289237000000 توماني و ساختمان‌هايي که اگر تعدادهمه آنها را جمع کنيم، به اندازه شهر ايلام مي‌شود، چرا بايد انتظار داشت که برنامه‌هايي را که در يک ساختمان چند طبقه توليد مي‌شوند ببينيد!. چرا مردم سريال سقوط و پوست شير و جيران نبينند؟ انصافا جناب جبلي، يک شب تلويزيون ببينيد و اگر به همين VOD‌ها مراجعه نکرديد، آن زمان در خواست فيلتر کردن آنها را ارائه‌دهيد.