روسیه درقلب انرژی جهان به دنبال چیست؟ دامی برای خاورمیانه؟

سمیه مقدم: روسیه نمی خواهد پا در جای پای اتحاد جماهیر شوروی بگذارد. چرا که این کشور، نه تنها از منابع لازم برای بازپس‌گیری موقعیت شوروی در خاورمیانه برخوردار نیست، بلکه این مساله از سوی مسکو به عنوان چشم‌انداز استراتژیکی در نظر گرفته نشده است. منافع کنونی روسیه در منطقه عمدتاً بواسطه ملاحظات امنیتی با ترجمان، ممانعت از حضور عناصر بی ثبات کننده در نزدیکی مرزهای روسیه تعریف می شود. این منافع استراتژیک به گونه‌ای طراحی شده‌اند که بتواند ضمن تامین منافع اقتصادی و ملی کامل این کشور، امکان تهدید حوزه های استراتژیک آن را به کمترین میزان ممکن کاهش دهد. تعاملات انرژی و قراردادهای این کشور با سایر کشورهای خاورمیانه به گونه‌ای است که بتواند تامین کننده کسری بودجه ای باشد که با آن مواجه است. خرید سهام «روس نفت» توسط قطر و قرارداد های کلان انرژی با اسرائیل، همچنین ایجاد روابط بسیار نزدیک با عربستان و همگامی با اوپک برای کاهش سطح تولید برای دست یابی به منابع ارزی عربستان را از مواردی می‌توان بر شمرد که بیانگر هم راستایی منافع استراتژیک و ملی این کشور است.
از طرفی این کشور در ایجاد حوزه‌های استراتژیک تهدیدهایی را تجربه می‌کند که با شرایط کنونی نمی‌توان نظریه قاطعی درباره روند این روابط که به تیرگی گذارده صادر کرد.
منافع روسیه
«جیمزدابینز» فرستاده ویژه سابق آمریکا در افغانستان و تحلیلگر ارشد موسسه رند آمریکا و «ایرینا زویا گلسکایا»استاد دانشگاه میگیمو روسیه و تحلیلگر ارشد انیسیتوی خاورشناسی آکادمی علوم روسیه برخلاف عقیده برخی که مدعی می شوندکه روسیه می خواهد پای در جای اتحاد جماهیر شوروی بگذارند معتقدند؛ روسیه منابع لازم و هدفی برای بازپس گیری موقعیت شوروی در خاورمیانه را ندارد. منافع کنونی روسیه در منطقه عمدتاً بواسطه ملاحظات امنیتی با ترجمان، ممانعت از حضور عناصر بی ثبات کننده در نزدیکی مرزهای روسیه است. از طرفی روسیه خواستار حفظ جایگاه خود به عنوان ملت و کشوری قدرتمند با مواضع سیاسی مستقل نسبت به موضوعات منطقه ای و جهانی از جمله خاورمیانه است. در نهایت، روسیه درصدد آن است تا از منافع تجاری خود که به منطقه پیوند خورده، بخصوص در بخش های انرژی و صنایع نظامی، حمایت کند.


بی تردید گسترش ناتو تا مرزهای این کشور و اشاعه انقلاب های رنگی در سرزمین های پساشوروی (همچون اوکراین، گرجستان و قرقیزستان) که از دیدگاه بسیاری در روسیه با هدف خارج ساختن این کشورها از حوزه نفوذ مسکو انجام شده، برای این کشور به مثابه تهدیدات اصلی بر شمرده می‌شود. روسیه همچنین در خاورمیانه، منطقه‌ای را نظاره‌گر است که چندین انقلاب و تلاش تحت حمایت نیروهای خارجی با هدف تغییر رخ داده است. نمونه مهم آن، لیبی است. در مارس 2011، گزینه «وتو» برای قطعنامه 1973 شورای امنیت سازمان ملل متحد که اجرای منطقه پرواز ممنوع بر فراز کشور لیبی را تایید کرد، مورد انتخاب روسیه قرار نگرفت و متعاقب اجرای این قطعنامه، هنگامی که ناتو اقدام به گسترش عملیات نظامی در لیبی را تصویب کرد مسکو را در چند راهی تردید قرار داد. این تهاجم نظامی که در نهایت منتج به سقوط دولت قذافی و مرگ وی شد منطقه پرواز ممنوعی بود که امریکا برای روس‌ها ترسیم کرده بود، این تجربه که توان هوایی کشورهای غربی باعث سقوط دولت لیبی شد، موجب شد هدف ایجاد منطقه پرواز ممنوع به عنوان یک خط قرمز برای روسیه تلقی شود بر این اساس دریافت دلایل حساسیت مسکو نسبت به هر راهبردی که می‌تواند باعث تغییر رژیم در سوریه شده یا پیشنهاداتی با هدف ایجاد هرگونه مناطق پرواز ممنوع، بیشتر تظاهر پیدا می کند.
انگیزه های مشارکت نظامی روسیه در سوریه در دو بُعد قابل تبیین است. نخست، روسیه علاقه‌مند به جلوگیری از فروپاشی حکومت ها در منطقه بواسطه تقویت دولت بشار اسد است. دوم، روسیه در ائتلاف با شرکای خود، هر جا که ممکن است، درصدد مقابله و مبارزه با گروه های تروریستی بین المللی بر آمده که در بحران سوریه ریشه و شکل گرفته‌اند. این گروه ها شامل داعش و جبهه النصره است، اگرچه تهاجم نظامی روسیه متوجه دیگر گروه‌های وابسته به جبهه النصره نیز بوده است. مسکو در خصوص بسیاری از موضوعات با دولت بشار اسد در سوریه و همچنین موفقیت کامل نظامی در این کشور مخالف است. روسیه بواسطه حمایت های نظامی از دولت سوریه بر این باور بود که می تواند توازن نیرو را به سمت دولت بشار اسد تغییر داده و در نهایت شرایطی را به منظور مذاکرات حول فرایند سیاسی و با هدف ثبات در این کشور، ایجاد کند.
منافع امریکا
منافع ایالات متحده در خاورمیانه ریشه در دوره های قبل تری دارد. «جیمزدابینز» در باره دلایل حضور این کشور در خاورمیانه می نویسد؛ تعهد آمریکا به اسرائیل به زمان جنگ جهانی دوم و هولوکاست باز می‌گردد. در واقع، نگاه واشنگتن نسبت به این کشور، شکل گیری حکومتی کوچک و دموکراتیک بود که در محاصره همسایگان متخاصم قرار دارد. این التزام و تعهد آمریکا نسبت به اسرائیل در تمامی طیف های سیاسی مستحکم باقی ماند، اگرچه همدردی‌های فزاینده‌ای در این کشور برای جمعیت فلسطینیانی که آنچه در حال حاضر سرزمین آن‌ها نیم قرن تحت اشغال اسرائیل است، شکل گرفته و استمرار دارد.
«ایرینا زویا گلسکایا» معتقد است که منافع آمریکا در خلیج فارس ریشه در وابستگی این کشور و جهان به منابع نفت این منطقه دارد. وابستگی آمریکا یک موضوع قدیمی است، اما «رشد» در اقتصاد جهانی که رفاه آمریکا به آن وابسته است همچنان ایجاب می‌کند که ایالات متحده به نفت و گاز منطقه و خطوط دریایی انتقال انرژی دسترسی داشته باشد.
تامین منافع اسرائیل از سوی روس ها
اما این تنها امریکا نیست که منافع رژیم صهیونیستی را در خاورمیانه بیش از هر کشور دیگری در نظر می‌گیرد. روس‌ها نیز همانند امریکا متعهد به حفظ منافع یهودیان مقیم این کشور هستند، تاریخچه این اهتمام به هولوکاست باز می‌گردد در آن زمان، شوروی متعهد شد، حافظ منافع یهودیان شوروی باشد. اما این روند حتی با وجود فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان یک اصل بنیادین در سیاست خارجه روس‌ها با اسرائیل رعایت می‌شود. علاوه بر این، برخی از کارشناسان دلیل تداوم این بخش از سیاست خارجه روس‌ها را به قراردادهای فی مابین در بخش انرژی های تجدید پذیر و نظامی نسبت ‌می دهند و عده‌ای دیگر معتقدند حضور یهودیان در مدیریت‌های کلیدی این کشور را عامل تداوم رابطه حسنه مسکو- تل‌آویو است. اما نمی‌توان از نظر دور داشت که روس‌ها همواره به دنبال دست‌یابی به منافع ملی و چشم اندازهای ترسیمی خود هستند و هرجا که بتوانند بیشتر به این چشم اندازها دست یابند روابط استراتژیک خود با آن کشورها گسترش خواهند داد..
«دیمیتری مینین »کارشناس بنیاد فرهنگ استراتژیک روسیه معتقد است، وقتی که مسکو می‌گوید؛ نه تنها نگران امنیت اسرائیل است، بلکه حاضر به تامین امنیت اسرائیل هم هست، قصد حیله و نیرنگ ندارد و غلو نمی‌کند. این ادعا، ادعای صرفا ظاهری و دروغی نیست، بلکه واقعی است. قاعدتا نباید از دو طرف بحث حیله‌گری درمیان باشد. اکنون دیگر، بر هر ناظر بی طرفی معلوم است که فرجام جنگ در سوریه (از قبل) تعیین شده است. پیروز این جنگ نه تنها برخی سیاستمداران مثل اسد، بلکه کل مردم سوریه خواهند بودند. سیاستمداران دوراندیش باید واقعیت را اذعان کنند و تنظیمات لازم را در استراتژی خود اعمال نمایند و درصدد بازگرداندن تاریخ به عقب نباشند. آنها به این صورت قادر خواهند بود هم ثبات خود و هم در کل، ثبات منطقه را تامین نمایند
روس ها و کشور های حاشیه خلیج فارس
دیمیتری فرالُفسکی کارشناس خاورمیانه در مرکز مسکوی کارنگی، معتقد است پس از خصومت چندین ساله در مناسبات روسیه و کشورهای پادشاهی خلیج فارس روند رو به رشد آشکاری بروز یافته است. با این حال، کرملین برای رسیدن به توافقات واقعی اغلب ناگزیر است با شیوخ دول خلیج فارس و آنهایی که حتی برای امتیازات کوچک حاضرند وارد مزایده‌ها و چانه زنی های سخت شوند از موضع قدرت گفتگو نماید. کوچکترین نقطه ضعف یا اشتباه محاسباتی از جانب مسکو می تواند به راحتی دستاوردهای سال‌های اخیر را به باد فنا داده و مناسبات روسیه با این کشورها را به سطح پیشین تنزل دهد.
فرالُفسکی در مقاله خود اذعان داشته است که روابط روسیه و کشورهای ثروتمند پادشاهی خلیج فارس پس از یک دهه رو به گرمی نهاده است چرا‌که مسکو واقف است که پی‌ریزی سیاست منطقه‌ای بدون همکاری با کشورهای خلیج‌ فارس امکانپذیر نیست.در این بین با وجود تناقضات عمیق بین سران برخی از این کشورها، به دلیل قرابت قومی و دینی با یکدیگر، علاقمندند پیرامون همگرایی در چارچوب شورای همکاری دولت‌های عرب حاشیه خلیج فارس اظهارنظر کنند، اما درعمل پر واضح است که هنوز روابط این کشور‌ها دچار پراکندگی است، مسیر مشخصی ندارد و نشان دهنده همگرایی این کشور ها در رابطه با روسیه و بسیاری دیگر از موضوعات نیست.
عربستان
با این همه چندی پیش محمد بن سلمان ولیعهد عربستان اعلام کرد که روابط دو کشور یکی از بهترین دوره‌های خود را سپری می‌کند. وی در مصاحبه ای که در ماه آوریل با نشریه واشنگتن پست داشت با صراحت کامل هدف ریاض از برقراری روابط با مسکو را چنین اعلام کرد: «هدف اصلی ریاض متقاعدکردن روسیه برای امید نبستن به ایران در منطقه است».
این کارشناس خاورمیانه مهمترین موفقیت در روابط دوجانبه روسیه و عربستان، را توافق درباره کاهش استخراج نفت در سال جاری خوانده و می‌گوید: کرملین می‌خواهد به کمک این راه حل، تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری، به اقتصاد روسیه تکانی داده و به آن شتاب بخشد. کرملین همچنین از توجه به پول و سرمایه بنیادهای سعودی غافل نیست. صندوق‌های اضطراری روسیه به سرعت در حال خالی شدن هستند، عربستان سعودی هم طی سال‌های رونق بازار نفت، به طور فعال، ذخایر قابل توجهی را اندوخته کرده است.
قطر
در ماه های اخیر، عامل قطر نیز تا حد زیادی بر نتایج چانه زنی‌های ریاض و مسکو موثر بوده است.به احتمال زیاد، در دوحه هم سعی بر این است، با برقراری روابط حسنه موقت با مسکو از فرصت کنونی به طور کامل استفاده شود. اقدامات فعال فهد محمد العطیه سفیر جدید قطر در روسیه و همچنین انتصاب چنین شخصیت پرقابلیتی در این پست، به معنای آن است که قطر، به طور جدی پیرامون تغییر سیاست و خط مشیء خود در روابط دوجانبه با روسیه اندیشیده است و سعی دارد به عنوان مبتکر و بانی گرم کردن روابط ظاهر شود. سفیر فعلی قطر، پیش از این، عهده‌دار ریاست برنامه ملی امور امنیت غذایی بود و به ویژه از نزدیکان امیر قطر است. به نظر می رسد که انتخاب بر مبنای اقتصاد انرژی بوده است چرا که انتصاب العطیه در سال گذشته مقارن با ایامی بوده که قطر بستر خریداری سهام «روس نفت» را آغاز کرده است. پس از این اتفاق، در تابستان جاری، دوحه به طور غیرمنتظره صدور روادید برای گردشگران روس را تسهیل کرد، سران دو کشور هم، از این زمان، به طور مرتب با هم به طور تلفنی در تماسند.
 در نهایت  اینکه، پس از خصومت چندین ساله در مناسبات روسیه و کشورهای پادشاهی حاشیه خلیج فارس، روند رو به رشد آشکاری در مناسبات روسیه با این کشورها نمایان شده است. با این حال، کرملین برای رسیدن به توافقات واقعی اغلب ناگزیر است با شیوخ دول خلیج فارس و کسانی که حتی برای امتیازات کوچک حاضرند وارد مزایده‌ها و چانه زنی های سخت شوند، از موضع قدرت گفتگوکند..
حال باید دید که با وخامت روابط واشنگتن و کرملین که به اعتقاد برخی کارشناسان موجب تاخیر توسعه میادین ساخارین 1 و 2 خواهد شد؛ به چه صورتی بر روابط سود جویانه کرملین از کشورهای خاورمیانه تاثیر خواهد گذارد و آیا این کشور حاضر خواهد شد منافع استراتژیک خود را فدای منافع اقتصادی کند یا خیر؟ و یا چه تدابیری را اتخاذ خواهد کرد تا ضمن دست‌یابی به منافع استراتژیک، منافع اقتصادی و ملی خود را حفظ کند.