طالقانی، زنان و آزادی

مهدی غنی‪-‬ نکته قابل تاملی است که نزدیک 40سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و هنوز مسائل کوچکی چون حضور زنان به عنوان تماشاچی ورزشگاه معضلی حل نشده است. این در حالی است که از میان همه مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی بیش از هرچیز حساسیت ویژه دینی نسبت به مسائل مربوط به زنان وجود داشته‌است. در این سال‌ها هیچ مساله دینی به قدرمساله حجاب زنان چالش‌برانگیز، مورد توجه و حساسیت‌زا نبوده است. بنابراین دور از انتظار نیست که پس از چند دهه روحانیون محترم حداقل نسبت به مسائل مربوط به زنان به قدر کافی تحقیق و پژوهش کرده و به اجماعی دست یافته باشند. بویژه با امکانات و بسط یدی که پس از انقلاب داشتند.
آنها که سال‌های اول انقلاب را به یاد دارند، می دانند که در همان ماه اول بعد از پیروزی که هنوز نظام جدید مستقرنشده‌بود، با وجود مسائل برزمین مانده و مشکلات فراوان اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، برخی به گمان اینکه مهم‌ترین تفاوت نظام اسلامی با نظام شاهنشاهی در حجاب داشتن زنان است، در صدد برآمدند با اجبار زنان را به حجاب اسلامی مکلف سازند. در آن کشاکش مرحوم آیت‌الله‌طالقانی ضمن تشریح و تبیین نظر امام‌خمینی اعلام کرد در مساله حجاب اجبار درکار نیست که روزنامه‌های کیهان و اطلاعات 20 اسفند 1357 با تیتر درشت این موضوع را منعکس کردند. ایشان ضمن تایید حضورسیاسی و اجتماعی زنان، بر رعایت عفت و شخصیت زنان تاکید کرد. روزبعد هم امام خمینی طی مصاحبه‌ای نظر آیت‌الله طالقانی را درمورد حجاب تایید کردند. دادستانی کل انقلاب هم طی اطلاعیه‌ای کسانی را که برای خانم‌های بی‌حجاب مزاحمت ایجاد می‌کنند ضدانقلاب و مستحق مجازات نامید. این زمان هنوز یک ماه بیشتر از پیروزی نگذشته بود. طالقانی شش ماه بعد از میان ما رفت، اما کشمکش برسرحجاب و حضور اجتماعی زنان کشدار شد و تا به امروز همچنان باقی ماند.
شاید از همین نکته تفاوت دیدگاه طالقانی با سایرین را بتوان حدس زد. اما مروری بر وقایع گذشته سیمای وی را روشن‌تر می‌کند. پنجم دیماه سال 1341 کنگره جبهه ملی دوم در منزل حاج حسن قاسمیه درتهران پارس برگزارشد. در این کنگره زنان نیز دونماینده داشتند: خانم پروانه اسکندری(فروهر) و هما دارابی. حضور زنان با حق رای در کنگره یک حزب سیاسی برای خیلی‌ها قابل تحمل نبود. بویژه که تا آن زمان زنان حق شرکت در انتخابات مجلس شورا اعم از کاندیداشدن و رای دادن را نداشتند. چند ماه قبل از آن نیز که دولت طرح شرکت زنان در انتخابات انجمن‌های ایالتی و ولایتی را داده بود با مخالفت شدید روحانیت روبروشد. در نتیجه در دهم آذرماه یعنی یک ماه قبل از تشکیل کنگره آن لایحه را پس گرفت و آیت‌الله خمینی (ره)هم از انصراف دولت تشکرکرد.
بنابراین شرکت زنان با حق رای در کنگره از نظر برخی از جمله منکرات و ناهنجارتلقی می شد. حتی یکی از اعضای کنگره که روحانی و نماینده جبهه از آذربایجان بود به حضور این بانوان اعتراض کرد و به عنوان اعتراض جلسه را ترک نمود. در همین جلسه آیت‌الله‌طالقانی سخنرانی می‌کند و با استناد به آیات قرآن شرکت زنان را حق آنها دانسته و از تساوی حقوق آنها سخن می‌گوید. به گفته آقای شاه‌حسینی یکی از حضار به عنوان نقد موضع طالقانی مساله ارث را مطرح کرد که آیت‌اله گفت آن هم حل شدنی است(هفتادسال‌پایداری، ص358).


می‌دانیم پس از سال‌ها مبارزه، این موضع آیت‌الله طالقانی دائر بر شرکت زنان در انتخابات و اجتماعات، درجریان انقلاب اسلامی به عنوان امری عادی و حتی ضروری شناخته شد.
اما این نکته را هم ازیادنبریم که همین طالقانی در سال 1318 دربرابر ماموری که چادر از سر زنی برمی‌کشید ایستاد و به او سیلی زد و تاوان این گستاخی را هم پرداخت. یعنی اسلامی که طالقانی می‌شناخت هیچگاه با تحمیل و زورگویی و اجبارسازگاری نداشت.