محمد مهدی جعفری در بازگویی خاطرات محاکمه پایه‌گذاران نهضت آزادی: دادگاهی برای اتمام حجت با شاه

همدلی| فاطمه مرادخانی: روز 30مهرماه 1342، محاکمه موسسان و اعضای ارشد نهضت آزادی به اتهام اقدام علیه امنیت کشور در دادگاهی نظامی در تهران برگزار شد. محاکمه نیروهای سیاسی از جمله نهضت آزادی در دادگاه نظامی به این علت بود که یا قضات غیر نظامی حاضر به محاکمه نیروهای سیاسی نبودند و یا شاه و دستگاه مطمئن نبودند قضات غیر نظامی رای به محکومیت این نیروها خواهند داد. بنابراین تقریبا اکثر نیروهای سیاسی را در دادگاههاهای نظامی محاکمه می کردند تا از نتیجه و رای محکمه به نفع دستگاه مطمئن باشند.در یکی ازاین دادگاهها که با وجود اعلام فضای باز سیاسی از سوی شاه و علی امینی نخست‌وزیر برگزار می‌شد، اعضای نهضت به چندین سال زندان محکوم شدند. محمدمهدی جعفری از جمله افراد بازمانده از این محاکمه، خود به 4سال زندان محکوم شد. همدلی به مناسبت پنجاه و ششمین سالگرد برگزاری این دادگاه، گفت‌وگویی با ایشان صورت داده که از نظرتان می‌گذرد.
در ابتدا بفرمایید که چه کسی به نوشتن متن دفاعیات در دادگاه نهضت آزادی پرداخته بود؟
زمانی که دادگاه نهضت آزادی برگزار می‌شد، نام 9 نفر را اعلام کردند. به دلیل آنکه ما چندان به روند امور وارد نبودیم، آقای احمد صدر حاج سیدجوادی که هم عضو نهضت آزادی و هم آزاد بودند، کار انتخاب وکلا را بر عهده گرفتند. طبق قوانین، وکلا، چه بازنشسته و چه شاغل می‌بایست از نظامیان می‌بودند و وکلای غیرنظامی را قبول نمی‌کردند، چون دادگاه نهضت آزادی دادگاهی نظامی بود، به همین خاطر ایشان چندین نفر از نظامیان شاغل یا بازنشسته را دعوت کردند و برای وکالت، اسم ما 9نفر را برای یک یا دو نفر از آن‌ها فرستادند و در نهایت 13نفر این اسامی را پذیرفتند که به عنوان وکیل از ما دفاع کنند، اما ما دفاعیات خود را می‌نوشتیم، بدین معنا که کار ما آن‌چنان کار حقوقی نبود و بیشتر جنبه سیاسی داشت. از این جهت چون کیفرخواست سیاسی بود در نتیجه دفاعیات هم می‌بایست سیاسی صورت می‌گرفت، اما در برخی موارد وکلای ما دفاع حقوقی می‌کردند که ما هم به دنبال آن دفاعیه حقوقی را یاد گرفتیم، اما بیشتر مسائل سیاسی را مطرح می‌کردیم. پیش از آن آقای مهندس بازرگان دفاعیات را نوشتند که به صورت کتاب بسیار مفصلی درآمد، البته آقای دکتر سحابی هم به صورت مختصری دفاع کردند، اما آیت‌‌الله طالقانی هیچ‌گاه این دادگاه را به رسمیت نشناختند و هیچ دفاعی در دادگاه صورت ندادند. فقط وکلای ایشان گاهی اوقات دفاعیات حقوقی می‌کردند و آن کیفرخواست را رد می‌کردند، بقیه هم به همین صورت یا خودشان دفاعیات‌شان را می‌نوشتند یا وکلایشان، به هر حال شخص خاصی نبود که این دفاعیات را بنویسد.
این دفاعیات یک متن یا چندین متن را در بر می‌گرفتند؟
متن این دفاعیات که کاملا باقی مانده از متن آقای مهندس بازرگان بود که به صورت کتاب درآمد و بعدها به چاپ رسید، اما در دادگاه، دکتر شیبانی و بنده با سرعت این متن‌ها را می‌نوشتیم. البته آقای مهندس بازرگان از قبل این متن‌ها را نوشته بودند، اما ما دفاعیات وکلا یا سایر متهمان را در دادگاه تجدید نظر می‌نوشتیم، زیرا در دادگاه بدوی ما اعتصاب صحبت کرده بودیم، این اعتصاب صحبت هم به دلیل محدودیتی بود که در دادگاه ایجاد کرده بودند، لذا هیچ دفاعی نکردیم، فقط وکلای ما دفاع می‌کردند. این دادگاه جمعا 32 جلسه به طول انجامید، اما در دادگاه تجدید نظر تصمیم گرفتیم که این دفعه به دفاع بپردازیم. این دفاع توسط آقایان مهندس بازرگان، مهندس سحابی و بنده به عنوان نماینده نسل اول، نسل دوم و نسل جوان صورت گرفت، اما بقیه این دفاعیات را ننوشته بودند. به همین دلیل ما آن دفاعیات را با سرعت می‌نوشتیم و در زندان هم به پاک‌نویس کردن آن‌ها می‌پرداختیم که به بیرون از زندان هم رفت. البته این دفاعیات در خارج از کشور منتشر می‌شد، اما دفاعیات ما بیشتر شامل متون سیاسی بودند و به مسائل حقوقی کار نداشتیم و فقط وکلای ما دفاعیات حقوقی را انجام می‌دادند.
مهم‌ترین دفاعیه دادگاه تجدید نظر، دفاعیات مهندس بازرگان بود که برخی از جملات ایشان هم ماندگار شد. ایشان در تهیه این دفاعیات از چه کسانی مشورت می‌گرفتند؟
ما در درون زندان جلساتی برگزار می‌کردیم و طی این جلسات با یکدیگر به صحبت می‌نشستیم، البته قبل از تشکیل جلسه دادگاه هم جلسه تشکیل می‌دادیم. آقای مهندس بازرگان جواب کیفرخواست را دادند. اتهاماتی در قالب کیفرخواست دادستان، به مهندس بازرگان نسبت داده شد که مهندس بازرگان پاسخ این اتهامات را به تفصیل شرح دادند، البته سرتیپ عباس قره‌باغی، رئیس دادگاه زمانی که مسائل به درجه حاد می‌رسید، یعنی اگر مستقیما حمله‌ای علیه شاه صورت می‌گرفت جلوی این حملات را می‌گرفت و اظهار می‌داشت که این مسائل ارتباطی به دفاعیات شما ندارد، اما آقای مهندس بازرگان ایستادگی می‌کردند و البته مانع از ادامه برخی از این مسائل نیز شدند. اما خودشان پاسخ کیفرخواست را به تفصیل دادند که به همان شکل درآمد و بسیاری از آن را در دادگاه بازگو کردند. برای گفتن برخی دیگر از آن مسائل هم اجازه‌ای به ایشان داده نشد که بعدها به صورت مجزا به چاپ رسید.
نظر آقای طالقانی درباره شیوه دفاع از اتهامات چگونه بود؟
آقای طالقانی به شخصه دادگاه را به رسمیت نمی‌شناخت، لذا هیچ‌گونه دفاعی هم نمی‌کرد. فقط وکلای ایشان دفاعیات حقوقی را انجام می‌دادند، اما مباحث جلسات مشترکی که ما 8 الی 9 نفر برای مشورت با یکدیگر برگزار می‌کردیم مورد تایید ایشان قرار می‌گرفت.
آیا شما از قبل، از کلیات دادگاه مطلع بودید؟‌ برنامه‌ریزی خاصی در این دادگاه وجود داشت؟
بله، کاملا از کلیات دادگاه مطلع بودیم و می‌دانستیم که همه چیز برنامه ساواک است. طبیعتا ساواک هم وابسته و تحت امر شاه بود و شخص شاه دستور دادگاه را داده بود و ما می‌دانستیم که در نهایت محکوم خواهیم شد. در دادگاه بدوی انتظار محکومیت و حتی انتظاری فراتر از آن را نیز داشتیم. نهایتا دادگاه بدوی، آقایان مهندس بازرگان و آیت‌الله طالقانی را به 10سال زندان، آقایان دکتر یدالله سحابی، علی بابایی و دکتر شیبانی را به 6 سال زندان و آقایان مهندس عزت‌الله سحابی، مهندس ابوالفضل حکیمی و بنده را هم به 4 سال زندان محکوم کردند. به دنبال این محکومیت‌ها ما نه تنها ناراحت نشدیم بلکه خوشحال هم شدیم، چون از تایید این حکم در دادگاه تجدید نظر اطمینان داشتیم، البته در این میان واسطه‌هایی را هم می‌فرستادند که از خودمان در دادگاه دفاع کنیم و دادگاه تجدید نظر حتما برای ما تخفیف قائل خواهد شد، اما ما می‌دانستیم که دادگاه تجدید نظر اختیار تخفیف در این دادگاه را ندارد، زیرا اختیار دست ساواک بود و خلاصه صحبت‌ها را پیش شاه می‌بردند و ما از جهتی خوشحال بودیم، زیرا آقای مهندس بازرگان اظهار داشتند که صدای ما را شخص شاه می‌شنود و از دفاعیات ما مطلع می‌شود. این برنامه‌ریزی از سوی ساواک به دستور شاه بود و هیئت قضات صرفا ابزار فعل بودند. زمانی که بر دفاعیات خود مبنی بر اینکه در دانشگاه به ما اجازه فعالیت نمی‌دادند ‌پافشاری‌های بسیاری ‌انجام دادم که این دفاعیه جزو آخرین دفاعیات من هم بود، تیمسار قره‌باغی، بسیار عصبانی شد و جلسه را تعطیل کرد و بعد از آن یک نفر از وکلای ما سرهنگ امیر رحیمی را که همواره یکی از وکلای بسیار شجاع ما بود، احضار کرد و از ایشان خواست که به این جوان یعنی بنده بگوید، آن‌ها از جای دیگری دستور می‌گیرند و حکم از پیش تعیین شده صادر خواهد شد. در واقع خودشان به صراحت این مسئله را اعتراف کردند، ما هم از آن مسئله مطلع بودیم، اما خواستار این بودیم که حرف خود را بگوییم که این کار را هم انجام دادیم.
دفاعیه‌ها بار حقوقی آن‌چنانی نداشتند و بیشتر جنبه‌های سیاسی را شامل می‌شدند. اگر دفاع حقوقی صورت می‌گرفت، امکان تخفیف وجود داشت؟
خیر، زیرا ما می‌دانستیم که حکم از بالا داده شده است و ساواک دستور داده که ما این‌گونه محکوم شویم. وکلای ما از جمله سرهنگ علمیه، سرهنگ نجاتی و سرهنگ خلعتبری بهترین دفاعیات حقوقی را انجام دادند و به مسائل حقوقی تسلط بسزایی داشتند. این وکلا با استناد و توجه به مواد قانونی و پرونده‌های گذشته، بهترین دفاعیات حقوقی را صورت دادند، اما این دفاعیات حقوقی هیچ تاثیری بر رای دادگاه نداشت و ما هم از بی‌تاثیر بودن دفاعیات کاملا مطلع بودیم، اما برای ثبت در تاریخ از خود دفاع کردیم.
ظاهرا شما مسئول بازنویسی دفاعیات بودید. چه خاطره‌ای از دادگاه در ذهن دارید؟
خاطراتی که در ذهن دارم پایمردی‌های آقای مهندس بازرگان، آیت‌الله طالقانی و همه دوستان است که با ایستادگی‌هایشان نشان دادند که ما هیچ ترسی از زندان و محاکمه نداریم. سخنان آقای مهندس بازرگان تماما سخنانی با ‌ارزش و تاریخی بودند و برخوردهایی که آیت‌الله طالقانی پس از اعلام حکم در دادگاه بدوی صورت دادند و آیات اول سوره فجر «اِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ» را تلاوت کردند، بسیار ارزش‌مند بود، به طوری که به هیئت قضات، سرتیپ زمانی، سرتیپ احترامی و سرهنگ رحیمی دستور دادند که بایستند و آن‌ها هم هنگام خواندن حکم خبردار ایستادند و بعد از آن که آیت‌الله طالقانی آیات اول سوره فجر را تا «اِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ» تلاوت کردند، به آن‌ها گفتند که به پیش ارباب‌تان بروید و به او بگویید شما محکوم هستید نه ما. از ترس‌شان در زمان فرار، درب خروج را هم گم کرده بودند. پس از دادگاه تجدید نظر هم تمام سخنانی که ما بازگو می‌کردیم در واقع به قصد اتمام حجت و ثبت شرایط سیاسی در تاریخ برای ملت ایران صورت می‌گرفت وگرنه می‌دانستیم که هیچ تاثیری ندارد. آیت‌الله طالقانی هم در مواقعی که لازم به سکوت بود، سکوت می‌کردند، هیچ دفاعی از سوی ایشان صورت نمی‌گرفت و دادگاه را هم به رسمیت نمی‌شناختند، اما در مواقعی که دادستان حرف خلافی می‌زد ایشان به شدت به دادستان می‌توپید که به دنبال آن دادستان عذر‌خواهی می‌کرد. همچنین سخنان دیگری که دوستان گفتند، آقای دکتر سحابی، در خصوص ماجرای خلع ید 29خرداد صحبت کرد و بازگو کردند که آقای مهندس بازرگان قهرمان خلع ید است، اما در این دادگاه به ناحق متهم ردیف یک خوانده شده است. آقای مهندس سحابی هم دفاعیات سیاسی کردند و این ایستادگی و مقاومت ما در این دو دادگاه نمونه بود و مسائل ماندگاری از آن به جای ماند.
شما دفاعیات‌تان را چگونه تنظیم می‌کردید؟
من کیفرخواست را در زندان تنظیم کردم و بیشتر قصدم دفاع از انجمن اسلامی دانشجویان و جوانان نهضت آزادی بود. ما زمانی که مصر، عراق و سوریه با یکدیگر متحد شدند، تلگرافی به جمال عبدالناصر فرستادیم که این تلگراف را جزو پرونده ما گذاشته بودند، ما هم با آیه‌ای از قرآن ثابت کردیم که سخنان ما در آن تلگراف خلاف نیست. من همچنین در دادگاه، به محدودیت‌هایی که در داخل دانشگاه ایجاد می‌کردند نیز اشاره کردم. البته از خارج هم دفاعیه‌ای برای من نوشتند و فرستادند، اما من هیچ‌گونه استفاده‌ای از آن دفاعیه نکردم، زیرا دفاعیه بیشتر جنبه حقوقی داشت و ما هم قصد دفاعیه حقوقی نداشتیم، در نتیجه بنده مطلبی را برای دفاع از خود نوشتم.
بازتاب این دادگاه و دفاعیات شما چگونه بود؟
بازتاب این دادگاه و دفاعیات ما هم در داخل کشور، میان ملت ایران و هم در خارج از کشور بسیار عالی بود. در داخل کشور، تعداد زیادی بزرگان از امام خمینی تا مراجع دیگری از جمله آیت‌الله شریعتمداری، آیت‌الله گلپایگانی و آیت‌الله شیخ بهاءالدین محلاتی در شیراز و سایر شهرستان‌ها، همه آن را تایید کردند. تمام ملت ایران بسیار خوشحال و از این دادگاه راضی بودند، خصوصا در خارج از کشور به دلیل آزادی که وجود داشت بیانیه می‌دادند و در آن دادگاه و احکام آن را محکوم می‌کردند.
سایر اخبار این روزنامه