امنیت منطقه بدون بیگانگان

بسم‌الله الرحمن الرحیم
برایان هوک، هماهنگ‌کننده اقدامات ضدایرانی در وزارت خارجه آمریکا از تشکیل نشست ویژه برای بررسی امنیت دریائی خلیج فارس در بحرین در اولین فرصت ممکن خبر داد و گفت در این اجلاس همان 65 کشوری که در «نشست ورشو» حضور داشتند، دعوت خواهند شد.
همین جملات کوتاه برایان هوک حاوی نکات عمده‌ای است که به اندازه کافی گویای حقایق فراوانی است. ازجمله آنکه صحنه‌گردان اجلاس، رژیم فاسد بحرین و کشورهای منطقه نیستند بلکه این آمریکا است که صحنه‌گردانی می‌کند. نکته دوم اینکه اجلاس بحرین هم نشستی در ردیف اجلاس ورشو و مکمل آنست. همین اقدام نشان می‌دهد که اجلاس ورشو، نمایشی ناکام بود که حتی برگزارکنندگانش را هم سرخورده کرد و به هیچ‌یک از اهدافش نرسید. اکنون قرار است یکبار دیگر همان اجلاس نمایشی با همان ترکیب در بحرین تکرار شود تا بلکه خواسته‌های واشنگتن را تا حدودی تامین کند.
نکته مهم به حضور پررنگ صهیونیست‌ها در هر دو اجلاس بازمی‌گردد. حضور نتانیاهو در اجلاس ورشو نشان داد صهیونیست‌ها بازیگر اصلی آن اجلاس نمایشی هستند و در بحرین هم قرار است صحنه‌گردان اصلی باشند.
شبکه 13 تلویزیون اسرائیل با اشاره به این مسئله به نقش فعال صهیونیست‌ها در اجلاس بحرین تاکید می‌کند که هیئت اسرائیلی نماینده وزارت خارجه رژیم صهیونیستی خواهد بود. پیش از این «یسرائیل کاتس» وزیر خارجه اسرائیل از ماموریت امنیتی و اطلاعاتی در قلمرو دریائی خلیج فارس خبر داده بود که اجرای آن به اسرائیل واگذار شده و در هر زمینه‌ای که اسرائیل حرفی برای گفتن دارد، حضور و نقش فعال خواهد داشت. هرگز تصور نشود که باز کردن پای اسرائیل به آب‌های خلیج فارس با سکوت و بی‌تفاوتی ایران مواجه می‌شود. آنها که مرتکب چنین خیانتی می‌شوند، لازم است پیشاپیش به عواقب مرگبار آن برای خود بیندیشند.
بیان صریح این واقعیت‌ها کمترین آبروئی برای رژیم‌های فاسد عربی در منطقه باقی نگذاشته و نشان می‌دهد که آنها برای حفظ موجودیت ناپاک خود حتی دست به دامن رژیم اشغالگر صهیونیستی شده‌اند. با نگاهی به فهرست کشورهایی که قرار است به بحرین دعوت شوند، بهتر می‌توان دریافت که آنها همانند اجلاس ورشو فقط «سیاهی‌لشکر دشمنان ایران» هستند و بسیاری از آنها حتی در میان کشورهای دست چندم هم رقمی نیستند و اصولاً به حساب نمی‌آیند و فقط با دریافت دلارهای نفتی از رژیم‌های فاسد عرب، دلالی می‌کنند.
صرفنظر از این مسائل که از اهمیت خاصی هم برخوردارند، اصل تشکیل یک اجماع برای تامین امنیت آب‌های خلیج فارس موضوع مهمی است که نمی‌توان با این گردهمائی‌های نیم‌بند و فرمایشی به آن پرداخت و به نتیجه ملموس و قابل ذکری دست یافت.
اجلاس بحرین قرار بود چند ماه قبل برپا شود و تاخیر آن نشان می‌دهد که تلاش‌های مشترک محور شرارت غربی – عبری – عربی در این زمینه به جایی نرسیده و آنها هنوز هم در «نقطه صفر» قرار دارند و حتی از رژیم‌هایی که قرار است سیاهی‌لشکر باشند هم، هنوز دعوتی به عمل نیامده است. همین امر نشانگر وجود تردیدهای جدی در اصل ماجراست که ناکامی و عدم موفقیت اجلاس بحرین را پیش از تشکیل آن، ثابت و مسجّل می‌کند.
آب‌های خلیج فارس به ثبات و امنیت احتیاج دارد ولی این تمامی کشورهای دارای ساحل در منطقه هستند که باید عهده‌دار تامین و تضمین ثبات و امنیت آب‌های منطقه باشند. نمی‌توان پذیرفت عده‌ای تلاش کنند با استمداد از بیگانگان و با اتکاء به دشمنان شرور دنیای اسلام بخواهند علیه ایران وارد عمل شوند ولی باور کنند که امنیت و منافع آنها تامین می‌شود. ایران دارای بزرگترین خط و مرز ساحلی در آب‌های خلیج فارس است و به گواه تاریخ، لنگر ثبات و امنیت آب‌های منطقه و گلوگاه اصلی آن یعنی تنگه هرمز بوده و هست.
اندیشیدن به امنیت آب‌های منطقه بدون حضور ایران، یک تفکر انحرافی است تا چه رسد به تلاش برای عملیاتی کردن تقابل با ایران به آرزوی تامین و تضمین امنیت دیگران. از این بازی‌های رسوا بوی تند خصومت و کینه‌توزی به مشام می‌رسد که قویاً با پیام‌های مودت‌آمیزی که این روزها رد و بدل می‌شود، به‌کلی در تضاد و تعارض است. باید پرسید همسایگان ما چند بار باید شانس خود را در دشمنی علیه ایران امتحان کنند تا دریابند با طرفی که نمی‌توانی با آن دشمنی کنی، دوستی کن؟ جنگ تحمیلی 8 ساله هم نتوانست ملت‌ها و دولت‌های ایران و عراق را دشمن یکدیگر کند و امروز بهترین همسایه قابل اعتماد و کارآمد عراق، ایران است. اجماع 54 کشور عربی و اسلامی با پادرمیانی آمریکای ترامپ هم که چند ساعت بیشتر دوام نیاورد. اجلاس ورشو با حضور 65 کشور هم که به جائی نرسید و امروز برای احیای همان اجماع، دشمنان ما بازهم دست به کار شده‌اند ولی بازهم دستاوردی به جز رسوائی و ناکامی عاید آنها نخواهد شد.