سایه اژدهای قرمز بر سر جهان

آفتاب یزد – گروه سیاسی : در پسا کرونا دنیا چگونه خواهد بود ؟ این را می توان به شکل و ابعاد مختلفی سوژه سناریوها و فیلم‌های سینمایی –البته اگر می شد دراین ایام فیلم ساخت –کرد. درست مانند جنگ ستارگان یا سفر به فضا.
پسا کرونا ، دنیایی غیر قابل تصور، آخرالزمانی و البته اینروزها مملو از تخیلات و پیش بینی‌های گوناگون، گاهی از پایان جهان می گویند، برخی از تغییر غنی و فقیر، بعضی از جابه جایی جایگاه شرق و غرب .
اینروزها آمریکا ، رتبه اول در جانباختگان و مبتلایان به کرونا ست ، نیویورک شهر رویایی برخی تا دیروز ، اینروزها به شهر ارواح میماند، سوت و کور درقرنطینه .
قطب اول اقتصادی جهان در آچمز کروناست و به تبعیت آن در عرصه سیاست داخلی و خارجی نیز عقب نشسته است . از سویی دیگر اروپا نیز اگر چه نه به اندازه آمریکا، اما بی تردید حال و روز خوبی ندارد . خسته است و زخم خورده از بلای ویروس چینی . ایتالیا و اسپانیا و فرانسه و انگلیس و حالا حتی آلمان ...یکی از بدترین دوران تاریخ خود را تحمل می کنند . شبیه به جنگ جهانی دوم .

اما از آن سو لا اقل در ظاهرهم که شده ، رقیب اقتصادی آمریکا و اروپا وضعیتی به مراتب متفاوت تر دارد. زادگاه کرونا اینروزها از قرار معلوم امن ترین کشورها در دنیا شده است. کشوری که کرونا را به جان دنیا انداخت الان هفته‌هاست آماری که از مبتلایان به این ویروس میدهد دورقمی است. در مجموع حتی تعداد کشته شدگانش آن طور که ادعا می کند از ابتدا تا امروز به چهار هزار نفر هم نرسیده و بااین روند دیگر خطری را در گوشه و کنار خود احساس نمی کند. حیات نه فقط به چین بلکه به ووهان مرکز این ویروس نیز بازگشته است، کسب و کارها از نو شروع به کار کرده اند و دیوار چین دوباره محل بازدید گردشگرانی شده که می خواهند بعد از گذشت هفته‌ها ماندن در قرنطینه دمی برآسایند در هوای آزاد و این بنای تاریخی با عظمت .
درحالیکه آمریکا و اروپا با بیکاری مردمانش به واسطه قرنطینه طولانی مدت، مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند ، چین جان تازه ای گرفته برای سردمداری دوباره در عرصه جهانی، اما اینبار با این تفاوت که رقبای غربی اش از نفس افتاده اند و جان رقابت ندارند . ازهمینروست که بسیاری از تغییر جایگاه‌ها سخن به میان میاورند . درست مثل جنگ جهانی دوم که دنیا تغییر کرد . می گویند حالا وقت یکه تازی چین به جای آمریکا و اروپا در پسا کروناست . اینکه ابرقدرت جهان را زین پس چین بنامیم و به جای غرب ، شرق را مظهر پیشرفت و تمدن و بزرگی و مدرنیسم تلقی کنیم .
> مانند جنگ جهانی دوم
بسیاری عامل این که آمریکا تا امروز در عرصه
بین الملل حرف اول را می زده جنگ جهانی دوم می دانند جنگ که اتفاق افتاد تمام معادلات به هم خورد. امریکا تا قبل از جنگ جهانی دوم اینقدرها قدرت نداشت؛ دوری آمریکا از جنگ باعث شد تا این کشور از کشورهای دیگر جلو بیافتد و خودش را به عنوان ابر قدرت معرفی کند، تا حدی که امروز اروپا با همه ادعای پیشرفتی که دارد کماکان زیر سایه آمریکاست و نمی تواند مستقل از این کشور تصمیم بگیرد. این را در ماجرای تحریم‌ها ی آمریکا علیه ایران به خوبی مشاهده کردیم . هژمونی آمریکا تا قبل از کرونا ادامه داشت اما حالا همه چیز فرق کرده است .
ماجرای کووید 19 مناسبات دردنیا را تغیر داده کووید را با جنگ جهانی دوم مقایسه می کنند این که در آن همه کشورها درگیر شده اند و چین از آن فارغ وهمین شاید چین را در پسا کرونا در جایگاه آمریکا قراردهد.
معلوم نیست اروپا و آمریکا چه زمانی ازاین بلا رها می شوند، سیاست‌های قرنطینه، اقتصاد این کشورها را تحت الشعاع قرارداده و به نابودی نزدیک کرده است و حالا این یعنی باید جای چین و آمریکا راعوض شده بدانیم به نحوی که از این پس کشور اژدهای قرمز برجهان حکمرانی خواهد کرد و سیاست‌های خود را به دنیا دیکته می کند . سیاست‌هایی با چاشنی کمونیسم ؟
حالا خیلی‌ها می گویند پیش بینی‌های خیلی از پیشگوهای اسطوره ای که می گفتند تمدن و پیشرفت همانگونه که از شرق به غرب رسید ، بار دیگر از غرب به شرق بازخواهد گشت درست ازآب درآمده . آیا واقعا چنین است ؟
> مشکل شرایط سیاسی و امنیتی چین
مرتضی مکی کارشناس مسائل بین الملل به آفتاب یزد می گوید: درپاسخ به این سوال باید تبعات کرونا را به کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت تقسیم کرد، تا بتوان نگاه بهتری از پیامدهای کرونا داشت . شاید درکوتاه مدت بسیاری میگویند که این موضوع می تواند پیامدهای جدی برای دولت‌های بزرگ بخصوص آمریکا و اروپا به همراه داشته باشد که درست هم می گویند، کرونا خلا‌های بزرگ در جوامع غربی را نشان داد و برعکس ، چین در این شرایط توانست توانایی‌های خودش را به رخ جوامع غربی بکشاند، اما باید این نکته را هم مدنظر داشت که اولا این‌ها تبعات کوتاه مدت هستند و از سویی خود چین هم از موضوع کرونا دچار ضررو زیان‌های قابل توجهی شده است .
وی ادامه میدهد : قبل از بحران کرونا، چین به عنوان کارخانه و یکی از موتورمحرکه‌های تولید در جهان تلقی می شد. بورس چین دراین مدت افت کرد، بسیاری از کارخانجات چین متوقف شد، این موضوع می تواند کاهش رشد اقتصادی چین را هم به همراه داشته باشد از سویی همانطور که پیامد کاهش رشد اقتصادی چین کاهش رشد اقتصادی دیگر کشورهای جهان بخصوص آمریکا و اروپا را نیز منجر می شود چه بسا پیامدهای امروز کاهش رشد اقتصادی آمریکا و اروپا دامن چین را هم در ادامه بگیرد . بنابراین اقتصاد در جهان امروز به گونه ای نیست که بگوییم چون مثلا چین در بحران کرونا پیروز شد و اروپا و آمریکا ناکام ماند، چین قطعا یکه تاز می شود و یا برعکس آن تا قبل از شیوع کرونا در غرب و آمریکا این تصور هم درست نبود که گمان کنیم چین چون در دام کرونا افتاده و اقتصادش نابود شده پس آمریکا با خیال راحت تر می تواند در اقتصاد حرکت کند.
با این توصیفات از مکی می پرسیم آیا چین می تواند فارغ از مباحث اقتصادی ، بعد از کرونا به عنوان یک کشور موثر در تحولات سیاسی و امنیتی جهان نیز نقش بزرگتری ایفا کند ؟ او پاسخ میدهد : بی تردید نگاه اقتصادی چینی‌ها خیلی بهتر و پیشرفته تر از نگاه سیاسی و امنیتی آن‌هاست . به این معنا که اگرچه چین قدرت برتر اقتصادی است اما در زمینه سیاسی و امنیتی نیازمند خیلی از تحولات دردرون خودش است تا بتواند در عرصه جهانی نقش بازی کند. ازهمین روست که گفته می شود پیامدهای بلند مدت کرونا آنچنان نخواهد بود که چین بتواند نقش آفرینی تحولات در دنیای بعد از کرونا را برعهده بگیرد . اما چرا مکی تا این حد مطمئن است؟ وی می گوید : شرایط سیاسی و اقتصادی که در چین حاکم است با هنجارهای بین المللی انطباق ندارد و همین موضوع، بزرگترین مانع برای چین است تا بتواند همچون آمریکا و اروپا آن نقش آفرینی پیش از کرونای این کشورها را ، در پسا کرونا برعهده داشته باشد . از سویی اولویت چین در مناسبات جهانی و تعاملات هم همیشه اولویت اقتصادی بوده است و نه مسائل سیاسی امنیتی. انتقادات جدی به سیاست‌های چین وارد است . در همین موضوع مهار کرونا ، گفته می شود که به خاطر این بیماری، تبعیضات جدی نسبت به سایر افراد غیر چینی در این کشور به ویژه آفریقایی‌ها اعمال کرده است و نشان داد که در عرصه جهانی نمی تواند نقش مدیریتی برعهده داشته باشد بلکه توان مدیریتی این کشور با شیوه‌های خاص خود و مخصوص همین کشور است . مکی اما در ادامه تاکید می کند : ولی باید پذیرفت که در کوتاه مدت جایگاه اقتصادی و سیاسی اروپا و آمریکا افول خواهد کرد و آن روند گذاری که گفته می شد در آن بت‌های سیاسی و اقتصادی در غرب به شرق حرکت می کنند با کاهش نقش آفرینی آمریکا در منطقه خاورمیانه سرعت بیشتری هم میابد، اما از سویی قاعدتا این شرایط می تواند تنش‌ها را میان چین با آمریکا و اروپا بیشتر هم بکند .
> واقع بین باشیم
وی در پاسخ به اینکه اگر چین در پسا کرونا به شکل ابرقدرت دربیاید تبعات آن برای جهان چه خواهد بود میگوید : اگر می خواهیم واقع بین باشیم واژه ابر قدرت حتی در دوران پیش از کرونا نیز به شکل زمانی که با نظام دو قطبی در جهان روبه روبودیم وجود نداشت . اما در پسا کرونا می توان این انتظار را داشت تا به جای هژمونی آمریکا شاهد یک نظام چند قطبی باشیم که چین می تواند یک قدرت موثر در این نظام باشد با کاهش نقش آفرینی امریکا و اروپا در نظام جهانی نقش چین پررنگتر خواهد شد و بنابراین ما شاهد یک تعادل و توازن میان قدرت‌های جهانی هستیم تا جایگزینی یکی به جای دیگری .این کارشناس مسائل بین الملل در جواب به اینکه روزگاری تمدن از شرق به غرب حرکت کرد آیا امروز ممکن است باردیگر شاهد تغییر جهت تمدن از غرب به شرق باشیم؟ می گوید: حقیقت این است که ما از دنیایی صحبت می کنیم که حتی از مرحله دهکده جهانی نیز گذشته است، همه کشورهای جهان با شدت و ضعف در مسیر توسعه وپیشرفت قرار دارند و تصوری که ما از تمدنسازی چین، اروپا و پس از آن آمریکا داریم متفاوت است و شاهد تنوع بیشتری خواهیم بود، یعنی همه کشورها به نوعی از دستاوردهای بشری بهره مند می شوند و تولید علم به یک نوع رقابت و یک تلاش جمعی برای رسیدن به رفاه و توسعه بیشتر تبدیل خواهد شد، به عنوان مثال چینی‌ها برای آنکه نسل پنجم فناوری‌های تلفن همراه را به نمایش بگذارند به شدت به اروپا و آمریکا نیازمند هستند و به دنبال قراردادها و تفاهمنامه‌هایی با اروپا و آمریکا می گردند تا ازاین عرصه عقب نمانند برای همین در پسا کرونا به جای جابه جا شدن کشورهای قدرتمند با یکدیگر، شاهد یک سبقت رقابت میان قطب‌های اقتصادی و سیاسی جهان برای نقش آفرینی در عرصه‌های مختلف دنیای اقتصادی ، سیاسی اجتماعی خواهیم بود، پس از کرونا دوران رقابت سنگین و سختی میان دولت‌های سیاسی و اقتصادی در سیاست‌های منطقه و جهانی خواهد بود.
نیاز به پیمانی فراتر از خلع سلاح اتمی
محمد علی بصیری- اینکه کدام کشور از بحران کرونا خارج شود قطعا بسیار مهم است . خروج از این بحران ربطی به اینکه این کشور دموکرات است یا دیکتاتور ، لیبرال یا سوسیالست، ایدئولوژیک است یا سکولار، ندارد، قضاوت تنها به کارآمدی دولت‌ها در مهار این بحران است . اینکه کدام کشور با بسیج منابع داخلی و خارجی و با مدیریت کارآمد وبرنامه ریزی از عواقب و هزینه‌های سیاسی اقتصادی و اجتماعی این بحران با حداقل زمان خارج شوند اهمیت دارد. در شرایط کنونی هنوز نمی توانیم بگوییم چین در این کار موفق بوده است و آمریکا و اروپا نابود شده اند آنچنان که چین دومرتبه به واسطه روابط تجاری خود شاهد بازگشت این ویروس است .
اما در مجموع باید این موضوع را مبنا قرار دهیم که یکی از کاتالیزورهای جابه جا شدن جایگاه‌های کشورها می تواند بحران‌ها باشد، قاعدتا بعد از بحران کرونا دنیای متفاوت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، نظامی خواهیم داشت خیلی از دولت‌ها اگر در این زمینه ناکارآمد باشند جایگاه آن‌ها افول میابد.
دراین مدت تا به امروز اروپا و آمریکا مشکلات بیشتری داشتند و اگر نتوانند ازاین بحران به صورت منطقی بیرون بیایند جایگاه آن‌ها تنزل میابد و اگر چین ادامه این بحران را هم مدیریت کند، مسلما جایگاهش ارتقا پیدا خواهد کرد .
به هر جهت در دوسه دهه گذشته چین روند ارتقای قدرت را طی کرده است و بر عکس قدر تهای اروپایی و آمریکا به طور کلی روند معکوس را طی میکردند ،کرونا هم به این روند ادامه داده است مطمئنا جایگاه چین ازاین پس بهتر هم خواهد شدولی اینکه در بلندمدت چه اتفاقی میافتد نمی توان قضاوت کرد.
در ادامه باید گفت، تا پیش ازاین بسیاری می گفتند که بیشتر تهدیدها برای بشریت تهدید بمب هسته ای و تروریسم و یا مواد مخدر است اما امروز وضعیتی که رخ داد نشان میدهد که ویروس جهان شمول ،خطرش از تروریسم و سلا ح‌ها یا جنگ اتمی برای بشریت بیشتر است و لازمه مقابله با آن این است تا خلا‌هایی که در بحث مقابله با این تهدید در نظام‌های بین المللی بوده رفع شود ، لازم است که پیمان جهانی بسیار محکمتر از خلع سلاح شیمیایی و باکتریولوژیک تنظیم شود که اگر ویروسی ساختگی و آزمایشگاهی است آن پیمان بتواند نظارت‌های بسیار سنگین تر بر لابراتورهای مخفی دولت‌ها و مجازات‌های بین المللی برا ی دولت‌هایی که بخواهند ازاین پیمان تخطی کنند داشته باشد . اگر هم ویروس در نتیجه آزمایشات لابراتوری و ساختگی نیست لازم است که پیمان مکمل در کنار میثاق سازمان بهداشت جهانی وجود داشته باشد تا کشورها بودجه‌های ویژه را برا ی تحقیقات و شناسایی ویروس‌هایی که در آینده ممکن است بشریت را تهدید بکند اختصاص دهند و به تبع آن ازمایشگاه‌های مجهز با سرمایه گذاری و امکانات فراهم شود تا اگر چنین اتقاقاتی مشابه در آینده رخ داد بتوانند دارو‌های لازم و تدابیر برای کنترل مشکل را داشته باشند