لئوی ابدی در گالری قلب‌های ازلی!

امید مافی‪-‬ زمین و زمان را بهم بدوزند و خواب‌هایش را پر از کابوس کنند، باز هم این جامه به درد تن او می‌خورد. تن توپچی فرازمینی که حالا دیگر دست خدا را می‌توان در شمایلش جستجو کرد و به این اندیشید که دیه گوی بزرگ زیر خروارها خاک با تماشای گرد و خاک پسرک زاغه‌نشین به آرامش رسیده است.
در شبی که جهان برای انتخاب لواندوفسکی بی‌بدیل به عنوان برنده توپ طلا لحظه شماری می‌کرد، فرانس فوتبال همه را بهت زده کرد و لیونل مسی را روی استیج آورد تا کشف تازه‌ای اتفاق نیفتد و هفتمین تاجگذاری شکوهمندانه برگزار شود.
او لئو مسی کبیر است. پسر محله فقیرنشین آن سوی روزاریو که با دستان پدر و مادر کارگری که آه در بساط نداشتند بزرگ شد، قد کشید و در قامت نجات‌دهنده گیتی پای در نیوکمپ و دیگر ورزشخانه‌های دنیا گذاشت. شوالیه‌ای که هجده سال تمام برای کاتالان‌ها جنگید و زیتون زاران آنسوی آندلس را بارها شعله‌ور کرد. پسری که در بیست و یک سالگی نامزد دریافت عنوان بهترین بازیکن جهان شد تا کودکان مستمند آمریکای لاتین ترانه‌های حزن‌انگیز را از یاد ببرند و باور کنند یکی از جنس خودشان از پلکان مهتاب بالا رفته و پای رواق آفتاب تکلیف فوتبال را روشن کرده است. حالا سیزده سال پس از آن روزها و آن خاطرات لال، اعجوبه شماره ۳۰ اردوگاه پی اس جی در رمانتیک‌ترین شب دنیا می‌درخشد و در قامت تفنگداری آوانگارد همه رقیبان خود از لواندوفسکی تا کریم بنزما را جا می‌گذارد تا معلوم شود هنوز برای غروب خدایگان مرتع سبز زود است و جادوگر بی‌تکرار می‌تواند تا اطلاع ثانوی در خیابان شانزه لیزه قدم بزند و با نجیب‌زاده‌های آن سوی رود سن عکس یادگاری بگیرد.
باور کنید جهان را نمی‌توان تغییر داد و با پرتاب ترکش‌ها به سوی خلف مارادونا و سلطان کوپا آمریکا جنگ و خون و فقر را از چشمان مادران داغدیده زدود. پس در چنین عرصاتی بهتر است به خاطر پولسازترین توپچی دنیا کلاه از سر برداریم و باور کنیم مردی که دلتنگی‌هایش را در جیب‌هایش پنهان می‌کند تا سینه چاکانش غمباد نگیرند آن بالا ایستاده. بالاتر از تمام ستاره‌ها و سیاره‌هایی که نشانی رویاهایشان را گم کرده‌اند و به تماشای دلبری لئو نشسته‌اند. لئوی ابدی که ثابت کرده این هنر را دارد پس از هر زخم تازه‌ای دوباره به کارزار برگردد و عزیزتر و عمیق‌تر از پیش عاشقانه‌ترین فیلم‌ها را

کلید بزند.
حالا این شما و این مسی دست نیافتنی. وقتی به مردمک چشمانش در جعبه رنگی زل می‌زنید کمی به این فکر کنید که بهار برای سوگلی
پی اس جی از اواخر پاییز شروع می‌شود.