وحدت حوزه و دانشگاه پادزهر اغتشاشات

هرچند کمتر از یک درصد دانشجویان کشور در جریان اغتشاشات اخیر کف دانشگاه آمده و در زمین دشمن قرار گرفتند، اما رفتارشناسی همین عده قلیل نیز آسیب پذیر بودن این قشر موثر در زمینه‌های مختلف را روشن ساخت. احساسی شدن در فضای غیرعقلانی، اثرپذیری از جنگ شناختی، توهم انکاری در میانه توطئه، ذهنیت گرایی مطلق، افراطی گری و خشونت‌طلبی، مقدس زدایی، استهجان ادبی و اخلاقی، آرمان زدایی و جنسیت گرایی، پرده دری و بی حیایی از جمله مصادیق آسیب‌هایی بود که متأسفانه آشکار گردید و برای همیشه در کارنامه دانشجو به ثبت رسید. این در حالی است که برخی از اتفاقات خلاف قانون و اخلاق مانند تخریب و آتش کشیدن اموال دانشگاه، درگیری فیزیکی و استفاده از سلاح، حمل کوکتل و مواد آتش زا، مسموم‌سازی و تلاش برای کشته‌سازی به افراد نفوذی و دانشجونمایان منتسب می‌گردد. با وجود این آنچه در این ایام از سوی تعداد معدودی دانشجو به نمایش درآمد وجود برخی اشکالات اساسی و بنیادین در دانشگاه و یا به عبارت دقیق‌تر در نظام آموزشی کشور را عیان ساخت.
بدون شک یکی از نواقص و اشکالات اساسی نظام آموزشی فعلی را می‌توان دانش محوری به جای علم محوری ذکر کرد. تمرکز بیش از حد دانشگاه بر دانش و فاصله بیش از حد علم سبب شد تا برخلاف پیشرفت‌های تکنولوژیکی، از نورانیت بخشی به جامعه دانشگاهی و دسترسی به حقیقت باز مانده است. این در حالی است که به کارگیری پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های روز بدون آگاهی لازم در خصوص چگونگی بهره‌گیری از آن سبب می‌شود در تشخیص راه درست از غلط، ترجیح آسایش بر آرامش، رجحان منافع عمومی بر منافع فردی، مصالح آنی بر مصالح پایدار دچار مشکل باشد.
جامعه‌ای که میان حق و باطل فرقی قائل نباشد و علم لازم برای تشخیص میان آن و ضرورت دفاع از جبهه حق را درک نکرده باشد، استیلای آن بر علوم روز شاید منفعتی برای دیگران داشته باشد و چه بسا در عرصه مادیات مشکلی از آن را حل نماید، اما سعادت پایدارش را هرگز تأمین نخواهد کرد.
وحدت حوزه و دانشگاه به مفهوم حذف فیزیکی دیوار‌های میان دو مجموعه، ادغام و انحلال ظاهری، یکی کردن رشته‌ها و دروس، برگزاری جلسات مشترک اساتید و روحانیت نیست. چنانکه با ورود طلاب به دانشگاه و دکترا گرفتن چند روحانی محقق نمی‌شود.


آنچه مقصود از وحدت میان این دو نهاد است چنانکه رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۲۴ آذر سال ۱۳۷۲ فرمودند: «وحدت در اهداف کلّی؛ وحدت در کامل ساختن این ملت و این کشور و حرکت با یکدیگر و عبور در دو خطّ موازی، بدون اصطکاک با هم. یعنی هر دو، کار خودشان را بکنند؛ اما برای یک هدف و آن هدف، ساختن و کامل کردن ملت و کشور ایران» است.
وقتی وحدت در هدف یکی شد، وحدت میان علم و دین، دانش و نور، سنت و مدرنیته، سیاست و دیانت نیز صورت می‌پذیرد.
اگر هدف واحد شد، دانشمندان با تسخیر طبیعت، بشریت را با قدرت بی انتهای الهی آشنا می‌سازند و علما با روزآمد کردن شارع مقدس، الهیات را در سبک زندگی مردم ساری و جاری می‌کنند.
چنانکه اشتراک در هدف صورت گیرد دانشگاه می‌تواند در مقابل ارتجاع مدرن و بازگشت به سبک زندگی سکولاریستی بایستد. حوزه هم می‌تواند به ارتجاع سنتی در حوزه پایان دهد.
وحدت در هدف دانشگاه را به سطحی می‌رساند که بتواند برای حل مشکلات کشور و مردم نظریه‌های بومی و اسلامی را در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ارائه دهد.
در صورتی که هدف حوزه و دانشگاه یکی باشد، محصول دانشگاه «مدیر متخصص متعهد کارآمد» خواهد بود و حاصل حوزه‌های علمیه «عالمانی مطلع روزآمد و مردمی» خواهد گردید که مصداق بارز آن را باید در بزرگمردانی، چون شهید محمد مفتح جست‌وجو کرد که از پیشگامان وحدت حوزه و دانشگاه بودند و هستند.