رمز و راز هم‎صحبتی با کودکان به روش لئو

 مدتی است دنیای پویانمایی‌ها از قصه‌هایی که صرفاً برای سرگرمی بچه‌ها ساخته می‌شد، به سمت آثاری رفته است که با محتوای‌شان هم بچه‌ها را جذب می‌کنند هم ذهن بزرگ‎ترها را درگیر می‌کنند. یکی از آخرین پویانمایی‌های آموزنده‌ای که می‌توان خانوادگی تماشایش کرد و بعد همراه فرزندان درباره داستانش صحبت کرد، «لئو» است که با دوبله فارسی در سکوهای داخلی پخش آنلاین فیلم و سریال هم ارائه شده و داستانش درباره یک مارمولک پیر است که در مدرسه زندگی می‌کند. او تصادفاً متوجه می‌شود زمان زیادی از عمرش باقی نمانده، برای همین تصمیم می‌گیرد آخر هفته که با بچه‌های کلاس به خانه آن‌ها می‌رود، در فرصت مناسبی فرار کند تا دنیا را بهتر ببیند. اما هر هفته که فرصت فرار دارد، به‌خاطر یکی از بچه‌ها که نیاز به همدل و هم‎صحبت دارد، می‌ماند، به حرف‌های او گوش می‎‌دهد و سعی می‌کند با استفاده از تجربه‌اش و به کمک ذهن هر بچه، مشکلات او را اعم از پرحرفی، خجالت، وسواس، ترس، کنجکاوی غیرضروری و... حل کند. او متوجه تنهایی و نیاز شدید بچه‌ها به هم‎صحبت است. نیازی که باید توسط خانواده‌ها رفع می‌شد. هر بچه نماینده‌ای از قشر خاصی از جامعه باسرمایه اقتصادی و فرهنگی متفاوتی است، برای همین مضمون فیلم کمابیش قابلیت تسری به هر جامعه‌ای را دارد. برای همین خانواده‌ها می‌توانند همراه فرزندان بالای 10 سال فیلم را ببینند و بعد درباره‌اش با بچه‌ها صحبت و سوالاتی کنند تا ببینند ذهن فرزندشان درگیر کدام شخصیت و مشکلاتش شده و به این بهانه با هم ارتباط برقرار کنند. در کنار این فرصت خوب، فیلم به والدین و بچه‌ها از ضرورت مکالمه برای رفع مشکل می‌گوید. ما در این پرونده نکات مثبت این پویا نمایی را مرور کردیم و از روش‌های صحبت با بچه‌ها برای این‌که بتوانند چالش‌های‌شان را بروز دهند و کنار خانواده رفع کنند گفتیم. با ما باشید.    
 
5 ویژگی‌ درس‌آموز «لئو» در ارتباط با کودکان این مارمولک برای برقراری ارتباط بهتر با کودکان علاه بر همدلی و جدی‌گرفتن احساسات‌شان، به آن‌ها کمک می‌کند تا خودشان برای حل مشکلات‌شان پیش‌قدم شوند سیده‌زهرا جلیلی‌هاشمی|    روان‌شناس  -  پویانمایی «لئو» درباره مارمولکی است که در یک کلاس درس و در یک حباب شیشه‌ای زندگی می‌کند اما دوست دارد که با بچه‌ها صحبت ‌کند. او به بچه‌ها کمک می‌کند تا با مشکلات‌شان کنار بیایند. در این مطلب می‌خواهیم از اهمیت صحبت‌کردن و همدلی با فرزندان‌مان بگوییم. مسئله‌ای که بسیار مهم است و اگر والدین از اصول آن مطلع باشند، می‌توانند صمیمیت بیشتری را در رابطه والد-فرزندی تجربه کنند و با چالش‌های تربیتی کمتری مواجه شوند.   1- همدلی و برقراری ارتباط چشمی همدلی، اولین ویژگی است که لئو در صحبت کردن با بچه‌ها از آن بهره می‌برد. او در اولین برخورد با بچه‌ها سعی می‌کند که با آن‌ها ارتباط چشمی برقرار کند و صحبت‌های آنان را بشنود و به آن‌ها بگوید که آن‌ها را می‌فهمد و درک‌شان می‌کند. به این مهارت، همدلی می‌گویند که در ایجاد صمیمیت بین والدین و فرزندان نقش بسیار مهمی دارد. این مهارت، مهم‌ترین مهارتی است که والدین باید سعی کنند فرابگیرند و از آن در برقراری ارتباط با فرزندشان استفاده کنند. همدلی کردن با فرزندتان به این شیوه است که زمانی که احساس می‌کنید فرزندتان مشکلی دارد در کنارش بنشینید و بدون گفتن کلمه‌ای یا قضاوت کردن و اتهامی، تنها شنونده صحبت‌های فرزند‌تان باشید. 2- جدی‌گرفتن مشکلات کودکان ویژگی بعدی لئو در این فیلم که می‌تواند برای بینندگان درس‌آموز باشد، جدی گرفتن مشکلات و مسائل کودکان است. خیلی از مشکلات بچه‌ها، به نظر بزرگ ترها بی‌ارزش و پیش پا افتاده می‌آیند و یکی از بزرگ ترین اشتباهات والدین این است که این مسئله را به حالت تمسخر یا جدی به فرزندشان ابراز می‌کنند! این رفتار باعث می‌شود که فرزند شما احساس بی‌ارزشی کند و نسبت به احساس خود یا شما بی‌اعتماد شود. عواقب و آسیب‌های این اتفاق به پایین آمدن کیفیت رابطه و احتمال دور شدن فرزندتان از شما ختم خواهد شد. 3- ابراز بی‌همتا بودن به‌جای مقایسه ابراز خاص و بی‌همتا بودن به فرزند، به‌جای این‌که او با دیگران مقایسه شود، باید سرلوحه هر پدر و مادری قرار بگیرد. همان‌طور که در این فیلم می‌بینید، لئو به همه بچه‌های مدرسه می‌گوید که خاص و بی‌همتا هستند و این باعث می‌شود که اعتماد به نفس پیدا کنند و بتوانند در خود، ویژگی‌ها و نکات مثبتی را پیدا کنند. شما هم به عنوان والد باید به فرزندتان نشان دهید که ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را خاص و بی‌همتا می‌کند. 4- کمک برای پیداکردن راه‌حل مشکلات توسط خودشان شما به عنوان پدر یا مادر باید به فرزندتان کمک کنید تا خودش به مشکلش فکر کرده و برای آن راه حل پیدا کند. اولین و مهم ترین نکته در این زمینه این است که زمان مشخصی را به فرزندتان اختصاص دهید و عجله‌ای برای پایان دادن به این ارتباط کلامی و رفتن به دنبال بقیه کارهای‌تان نداشته باشید. در این حالت با آرامش می‌توانید به صحبت‌های فرزندتان گوش دهید و به‌جای این‌که به سرعت راه‌حل‌های خودتان را به فرزندتان القا کنید، اجازه دهید فرزندتان در آرامش فکر کند و خودش راه‌حل‌هایی را برای مشکلش پیدا کند و سپس درباره راه‌حل‌های پیشنهادی فرزندتان فکر کنید و بهترین را انتخاب کنید. 5- تندتند و سربسته راهنمایی نکنید تمام افراد در مسیر یک مکالمه می‌توانند تعداد محدودی موضوع را به خاطرشان بسپارند و به همین دلیل است که کودکان وقتی بیشتر از ظرفیت خود می‌شنوند، دیگر تمایلی به گوش کردن ادامه حرف شما ندارند. اگر دوست دارید چیزهای زیادی به فرزندتان بیاموزید، ابتدا و در هر مکالمه، آن را به چند بخش کوتاه تقسیم کنید تا نتیجه بهتری بگیرید. پس یادتان باشد تندتند و خیلی سربسته و کلی با کودکان حرف نزنید، چون آن‌ها نمی‌توانند چند موضوع و کار را همزمان یاد بگیرند و انجام بدهند، پس او را قدم به قدم با انجام کارهای خوب آشنا کنید.                         راه و روش حرف‌زدن با کودکان یکی از راه‌های ارتباطی خیلی مهم با کودکان همین حرف‌زدن است؛ اما چطور با کودکان حرف بزنیم؟ حرف زدن باعث شروع روابط اجتماعی با دیگران می‌شود. یکی از راه‌های ارتباطی خیلی مهم با کودکان هم همین حرف‌زدن است. این روزها کم شدن حرف زدن و گفت‌وگو در خانواده‌ و کاهش ارتباطات کلامی میان اعضای آن به یک معضل تبدیل شده است. اما راه و روش حرف‌زدن با کودکان چگونه است؟ در ادامه نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد. از اهمیت حرف‌زدن با کودک غافل نشوید والدین و به ویژه پدرها معمولا با بیان کردن مواردی مثل گرفتاری‌ شغلی، خستگی و مشکلات مالی زمان بسیار کمی در روز را با کودک خود می‌گذرانند تا با او حرف بزنند. می‌دانیم که تمام والدین کودکان‌شان را دوست دارند ولی گاهی ما یادمان می‌رود که غیر از مسائل مالی، روح و روان کودک‌مان هم نیاز به تقویت و هزینه دارد. اگر بتوانیم راه درست حرف‌زدن با کودکان را یاد بگیریم، آن‌ها هم درست حرف‌زدن را از ما یاد خواهند گرفت؛ بنابراین بسیار مهم است که با تمام خستگی‌‌ها باز هم صحبت‌کردن با کودک و همچنین گوش‌دادن به حرف‌ها و آرزوهایش را در نظر بگیریم. برای پاسخ به سوالاتش وقت بگذارید این درخواست از کودک که هرچه شما می‌گویید و می‌خواهید، باید حتما انجام شود و لاغیر، می‌تواند برایش به این مفهوم باشد که او برای‌تان مهم نیست و توجهی به او ندارید و در واقعیت هم همین است، یعنی نظرات و افکار او برای ما مهم نیست! پس او هم در مقابل به شما توجه نمی‌کند و احترام نخواهد گذاشت. برای تربیت درست و بهتر بچه‌ها باید زمان صرف کنیم، همه چیز را در آره یا نه خلاصه نکنیم، برای پاسخ به سوالات زیادشان وقت بگذاریم و با صبر کامل و مرتبط به آن‌ها جواب بدهیم. نگذارید دچار خودسانسوری شود به بچه‌ها کمک کنیم با ما صحبت کنند تا در آینده دچار انکارهای مختلف شخصیتی و خودسانسوری نشوند. حرف‌زدن منجر به فکر کردن می‌شود. فکر کردن می‌تواند باعث ایجاد خلاقیت درونی یا برطرف‌شدن محدودیت فکری شود. سبک فکری افراد آموختنی و یادگرفتنی است که در دوران کودکی شکل می‌گیرد و هر کودکی شیوه فکر کردن را از والدینش و صحبت با آن‌ها می‌آموزد. به لحن‌مان دقت کنیم لحن حرف‌زدن شما اثر مشخصی بر یادگیری حرف‌زدن کودک‌تان دارد. اگر با کودکی که پرخاشگری یا مدام ناله می‌کند، با لحنی تند و پرخاشگر صحبت کنید، نتیجه کار مشخص است؛ اوضاع فقط بدتر خواهد شد! پس وقتی کودک آرام شد با او حرف بزنید و راهکارهای برخورد با ناله‌ کردن کودک‌تان را پیدا کنید. بچه‌ها فقط به صحبت‌های شما توجه نمی‌کنند، بلکه وضعیت، حرکات بدن، اضطراب، نگرانی، لحن و تن صدایتان را هم می‌بینند و می‌شنوند. پس هنگام حرف زدن با کودکان به این موارد هم توجه کنید. یعنی اگر حالتان خوب نیست و از چیزی ناراحت هستید، بهتر است کودکتان را در این ناراحتی سهیم نکنید یا اصلاً سعی نکنید با او در این مورد درددل کنید. سوال‌هایی مطرح کنید که پاسخش بله یا خیر نباشد اگر می‌خواهید کودک‌تان بیشتر فکر کند، برداشت‌های آزاد و شخصی داشته باشد و دیدگاه‌ها و احساسش را نشان بدهد، بهتر است کاری کنید تا او تشویق به توضیح‌دادن شود. به عنوان مثال، از او چیزهایی بپرسید که می‌دانید برای جواب‌شان لازم است کمی بیشتر حرف بزند. سوال‌هایی که پاسخ آن‌ها بله یا خیر نیست می‌تواند یک نمونه باشد. مثلاً به جای پرسیدن «خونه مامان‌بزرگ خوب بود؟» بپرسید «چه چیزی امروز بیشتر تو خونه مامان‌بزرگ تو رو خوشحال کرد؟» پس به کودکان خود اجازه دهیم افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند. از فهمیدنش مطمئن شویم اگر حس می‌کنید کودکتان واکنش درستی به درخواست‌ها و حرف‌های شما نشان نمی‌دهد، شاید گیج شده است. پرسش و درخواست‌تان را دوباره تکرار کنید تا متوجه شوید او موضوع را به خوبی فهمیده است. به عنوان مثال، از او بخواهید بگوید شما چه گفته‌اید، اما نه با عصبانیت و تحکم! کمک کنید کودک‌تان در کنار کمک شما، خودش به دلایل مسائل مختلف فکر کند تا قدرت تحلیل کردن را به او یاد بدهید. با صدای کودکانه حرف نزنیم با بچه‌ها با زبان خودتان صحبت کنید، شاید کمی نرم‌تر و شمرده‌تر از آن چه با یک بزرگ‌سال حرف می‌زنید اما یادتان باشد که کودکان بسیار باهوش‌تر از آن هستند که تصورش را می کنید و لازم نیست صدای خود را کودکانه کنید یا با کلمات خیلی بچگانه با آن‌ها حرف بزنید. کودکان مکالمات شما و دیگران با یکدیگر را می‌شنوند و مدام کودکانه حرف زدن شما با خودشان را زیاد جالب نمی‌‌دانند، به ویژه وقتی بزرگ‌تر می‌شوند. وسط حرف کودک نپریم اگر کودک برایتان ماجرایی را تعریف می‌کند تا آخرین جمله‌اش به او گوش بدهید و حرفش را قطع نکنید. اگر مدام وسط حرف کودک بپرید یا وسط صحبتش نظر بدهید، او علاقه‌اش برای مطرح کردن دیدگاه‌های مختلف را از دست می‌دهد. بگذاریم خودش حرفش را تمام کند اگر کودک شما خیلی آرام و آهسته صحبت می‌کند، سعی کنید وسط حرفش نیایید و مدام جمله‌هایش را کامل نکنید. بلکه، با آرامش و صبر و حوصله بگذارید او خودش حرف‌هایش را تمام کند و از این راه به ترس و دلهره خود برای صحبت کردن در حضور دیگران مقابله کند.    پویانمایی‌هایی که فرصتی برای گفت‌وگوی خانوادگی هستند تماشای خانوادگی پویانمایی فرصت جذابی است که از دنیای زمخت و خسته کننده واقعیت‌ها و روزمرگی‌ها دور شوید، بخندید، هیجان را تجربه کنید و سرگرم شوید؛ و البته درباره یک اثر فرصت گفت‌وگو داشته باشید. البته بهتر است مثل یک کلاس درس مدام فیلم را متوقف نکنید تا درس‌های عبرتش را شرح دهید. بلکه در فرصتی بعد از تماشای فیلم با طرح سوالاتی زمینه بحث و تبادل نظر با بچه‌ها را فراهم کنید. در این بین ما فهرستی داریم که به شما کمک می‌کند انتخاب‌های خوبی داشته باشید. هرچند این فهرست چون شامل بهترین‌ها در چند سال اخیر است، ممکن است چندان گزینه تازه و جذابی نداشته باشد. 1. درون و بیرون  درباره احساسات ماست و این‌که کدام احساس کنترل رفتار ما را به عهده دارد. همه‌چیز را به ناراحتی سپردیم یا شادی؟ و آیا همه احساسات برای ما لازم است؟ 2. قرمز شدن  درباره این‌که بلوغ اتفاق ترسناکی نیست فقط آگاهی و مدیریت می‌خواهد و درکنار کمک خانواده و با گفت‌وگو، این تغییر بزرگ را نباید بحران تلقی کرد.                                         3. افسون   درباره این‌که برای خوب بودن نیازی به کامل بودن، متفاوت بودن  یا ویژه بودن نداریم، کافی است قلب مهربان داشته باشیم و در مسیر شادی دیگران قدم برداریم.   4. ران اشتباه رفته  درباره این‌که دوست مجازی بهتر است یا حقیقی؟ دوست خوب چه ویژگی‌هایی دارد و حقوق و وظایف مرتبط با دوست چیست؟                 5. ریچل‌ها علیه ماشین‌ها  درباره این‌که خانواده شاد و متحد هر بحرانی را سپری می‌کند. 6. لوکا   درباره این‌که برای رسیدن به رویاهای‌مان باید شجاعت داشته باشیم، تلاش کنیم و خطرات را به‌جان بخریم. 7. کلاوس   درباره این‌که خوبی و مهربانی مثل یک ویروس قدرتمند امکان سرایت دارد و زنجیره‌ای از اتفاقات خوب را رقم می‌زند. 8. من نفرت‌انگیز   اگر زمانی بد بودیم فرصت تغییر و خوب شدن را داریم. 9. شش قهرمان بزرگ   همکاری و همدلی نیروی قدرتمندی برای عبور از موانع دشوار و مشکلات بزرگ است. 10. المنتال (شهر عناصر)   باید در زندگی اجتماعی تفاوت‌ها را درک کنیم و در مسیر تعامل گام برداریم.