شهردار سابق جای زرگری،آهنگری می‌کرد!

مهم‌ترین اقداماتی را که شورای شهر تهران در راستای حفظ آثار و خانه‌های تاریخی باید انجام دهد، چه می‌دانید؟
اگر با نمایندگان شورای دوم یا سوم شهر تهران درباره لزوم توجه به سابقه تاریخی و حفظ آثار تاریخی شهر تهران سخن می‌گفتیم، به‌سادگی این موضوع را نمی‌پذیرفتند، اما در حال حاضر لزوم توجه به سابقه تاریخی این شهر برای همگان مشخص شده و به این موضوع توجه می‌کنند. در واقع جنبه تاریخی شهر تهران طی دهه‌های گذشته زیر غباری از عدم‌توجه پنهان شده بود و یکی از اقدامات مهمی که شهرداری باید انجام دهد غبارروبی از چهره تاریخی این شهر است. برای مثال، شهرداری باید دوباره خیابان لاله‌زار را به محور فرهنگی شهر تبدیل و میدان امام‌خمینی(ره) را دوباره بازسازی کند تا تهران دارای میدانی باهویت و اصیل شود. البته شهرداری در زمینه احیای میدان‌های شهر تمرین‌های خوبی داشته و مثال آن اقدامات صورت‌گرفته در میدان مشق یا ساماندهی کنونی خیابان انقلاب، سعدی و فردوسی است. بنابراین شهرداری زمینه پرداختن به این موضوع را در سابقه خود دارد و باید محور کار خود را ارتقای کیفیت فضاهای شهری قرار دهد. بخش‌های تاریخی شهر وجهه گران‌قیمت هر شهر محسوب می‌شوند و ثروت‌های بزرگ در هر شهر هستند. نکته قابل‌توجه کم‌هزینه‌بودن این اقدامات برای سازمان شهرداری است، توجه به وجهه تاریخی شهر برای شهرداری به میزان زیادی هزینه‌بردار نیست و با میزان اندکی بودجه می‌توان بخش‌های تاریخی شهر را ساماندهی کرد.
در اواخر دوران شهردار سابق شاهد اقدامات مخربی در رابطه با خانه‌های تاریخی بودیم؛ به اعتقاد شما شهرداری و شورای پنجم چه اقداماتی می‌تواند برای حفظ و احیای خانه‌های تاریخی انجام دهد؟
در دوره قبل شهرداری متوجه درآمدزایی از طریق خانه‌های تاریخی شد. درآمدزایی از خانه‌های تاریخی مانند پیشه زرگری است و ظرافت‌های خاص خود را دارد، اما مدیران شهری بیشتر از زرگری در این خانه‌ها کار آهنگری می‌کردند. در واقع به اسم زرگری، پتک و سندان ‌آهنگری در دست داشتند. البته اقدامات مثبتی نیز در این دوره در حوزه میراث فرهنگی شهر تهران انجام شد. برای‌مثال به خرید خانه و باغ اتحادیه و مرمت و بازسازی آن می‌توان اشاره برد. اقدامات نادرست شهرداری در خانه‌های تاریخی قابل اصلاح هستند. درحال حاضر نیز شورای شهر و شهرداری باید خانه‌هایی را که ارزش تاریخی و معماری دارند یا منتسب به شخصیت‌ها و مفاخر کشور هستند، خریداری و مرمت کند و امکان ایجاد زندگی فرهنگی را در این خانه‌ها به‌وجود بیاورد. این اقدامات به‌میزان زیادی برای شهرداری پرهزینه نیست و در نهایت به ثروت شهر افزوده می‌شود.


شهردار تهران اخیرا اعلام کرد تهران از «تهران‌بودهگی» تهی شده است. این سخن شهردار را تا چه میزان می‌توان به بی‌توجهی به سابقه تاریخی تهران نسبت داد؟
اشاره شهردار به نکته بسیار مهمی بوده است. شهر‌هایی که ارزش تاریخی دارند دارای کیفیت منحصر به خود هستند که باید به آن توجه کرد. در واقع سخن محمدعلی نجفی را می‌توان به سایر شهرهای ایران نیز تعمیم داد. برای‌مثال شیراز نباید از «شیرازبودگی» تهی شود یا اصفهان نباید «اصفهان‌بود‌گی» خود را از دست بدهد. عامل تهران‌بودگی شهر به میراث فرهنگی و طبیعی آن برمی‌گردد؛ در واقع به هر میزان بتوان میراث‌فرهنگی شهر تهران را از زیر گردوغبار فراموشی بیرون آورد، احیا، قابل مشاهده و مراجعه کرد و همچنین میراث طبیعی شهر را نیز گسترش داد و حفاظت کرد، به حفظ هویت شهر تهران به‌عنوان شهری تاریخی و تاثیرگذار طی برهه‌های زمانی مختلف کمک شده است. کیفیتی که او از آن سخن می‌گوید، در آثار تاریخی و فرهنگی شهر به منصه ظهور و بروز می‌رسند و وجهه متمایز اماکن تاریخی و آثار طبیعی تهران به‌نوعی هویت آن را تشکیل می‌دهند. اقدامات شورا و شهرداری تهران باید به‌گونه‌ای باشد که دو میراث ذکرشده برای شهر در کانون توجه قرار بگیرند تا بتوانند به نوعی فرصت عرض اندام پیدا کنند. در واقع شهر تهران یک موزه است و موزه‌ها صرفا مکانی برای نمایش اشیای منقول پشت درهای بسته نیستند. باید فرصتی برای شهروندان ایجاد کرد تا بتوانند از میراث‌تاریخی و طبیعی شهر بازدید و به آنها مراجعه کنند. ارتباط شهروندان را با دو میراث تاریخی و طبیعی شهر باید افزایش داد و در این راستا برنامه‌هایی با قابلیت اجرا داشت.
شهرداری و شورا چه اقداماتی می‌توانند در راستای افزایش مشارکت شهروندان در حفظ و احیای اماکن تاریخی انجام دهند؟
بحث مشارکت شهروندان در حفظ و احیای میراث‌فرهنگی بسیار مهم است، اما در ابتدا باید تلقی درستی از این مشارکت داشته باشیم، زیرا برداشت نادرست سبب اقدامات نادرست در این زمینه می‌شود. معنای درست مشارکت، همیاری و همکاری اهل شهر با یکدیگر به‌منظور یک اقدام مشترک است. بنابراین مدیریت شهری باید تنها به مشارکت میان مردم کمک کند تا بتوان آن را در سطحی گسترده‌تر در شهر محقق کرد. بنابراین اگر مدیریت شهری اقدامی در سطح شهر انجام دهد و اهل شهر را تنها به‌منظور همیاری دعوت کند، این کار به‌معنای مشارکت شهروندان نیست و تفاوت بزرگی میان این دو معنا وجود دارد. اگر مشارکت به‌معنای درست وجود داشته باشد، می‌توان راهکارهایی را برای چگونگی آن تعریف و اجرا کرد. برای مثال شهرداری تعداد زیادی فرهنگسرا در اختیار دارد که در آن فعالیت فرهنگی انجام می‌دهد؛ این فعالیت‌های فرهنگی قاعدتا باید توسط اهل‌فرهنگ انجام شود و اهل فرهنگ قطعا کارمندان شهرداری نیستند. در واقع فرهنگسراها باید در اختیار مردم و اهل فرهنگ قرار داشته باشد و اگر در روند کار این افراد دچار کمبود و مشکلاتی شدند، شهرداری تهران برای رفع این مشکلات کمک کند. رویکرد فعلی شهرداری تهران مانند نشستن پشت فرمان مراکز‌فرهنگی شهر و راندن آن است؛ هر زمان چرخ ماشین شهرداری در جوی آب می‌افتد، مردم را به کمک می‌طلبد. در ابتدا باید صورت‌مساله مشارکت را دریافت و سپس راهکار مشارکت اصولی مردم و شهرداری را ترسیم کرد و در این راستا گام برداشت. چرا فرهنگسراها دست نهادهای عمومی فرهنگی- هنری یا تشکل‌های صنفی نیست؟ این افراد فضای مناسبی برای ارائه آثار هنری و فرهنگی خود ندارند، اما فرهنگسراها نیز از حضور دائمی این هنرمندان بی‌بهره هستند. در واقع اهل فرهنگ در فرهنگسراها نیستند و تنها حضور آنها به دعوت این افراد در یک مراسم خلاصه می‌شود. اما نباید از یاد برد که دعوت اهل‌فرهنگ و هنر به یک مراسم یا همایش بسیار متفاوت‌تر از آن است که افراد فرهنگسراها را خانه خود بدانند.
شهرداری و شورای شهر چگونه می‌توانند میزان گردشگری و بازدید از اماکن تاریخی- فرهنگی شهر تهران را افزایش دهد؟
اگر شهرداری تهران بخش تاریخی شهر را ساماندهی، احیا، مراجعه‌پذیر و قابل‌بازدید کند و به‌طور کلی زندگی را در این مناطق دوباره به جریان بیندازد، یکی از فواید به جریان افتادن زندگی در این مناطق حضور قابل‌ توجه گردشگران داخلی و خارجی در میان بناها و مناطق‌تاریخی تهران است.