توافق سوچی وراه دشوار اردوغان

 اردوغان توافق خود با پوتین درباره سوریه  را «توافقی تاریخی» توصیف کرده است،  آیا به واقع این توافق که درست در روزی که مهلت پنج روزه آتش بس در شرق فرات به دنبال توافق هفته گذشته آمریکا و ترکیه به پایان می‌رسید، در سوچی روسیه به دست آمد برای اردوغان تاریخی است ؟
اردوغان در مذاکرات فشرده و شش ساعته خود با پوتین به دنبال چیزی بود که در توافق با آمریکا تحصیل نشد و از طریق تداوم حمله نیز ممکن به نظر نمی‌رسید یا در صورت امکان بسیار هزینه‌بر بود. به همین دلیل رئیس جمهور ترکیه در سوچی طولانی‌ترین گفت وگو در نوع خود با همتای روسی‌اش در این سال‌ها را با هدف دستیابی به این توافق انجام داد؛ این خود نشان می‌دهد مذاکرات دشواری در جریان بوده و چنین توافقی هم آسان به دست نیامده است.
فعلا ناظران در حال تجزیه و تحلیل این توافقات و تمرکز روی دستاوردهای ترکیه و ضرری هستند که نیروهای کُردی متحمل شده‌اند اما توافق دیروز در سوچی یک وجه دیگر هم داشت و آن هم ما به ازاو امتیازاتی است که ولادیمیر پوتین در قبال این توافق از رجب طیب اردوغان قول آن را گرفته است؛ به نظرم این بها ابعاد متعددی دارد، از مسئله ادلب و آینده سیاسی سوریه گرفته تا خرید تسلیحاتی از روسیه و ... .
به هر حال، اردوغان فعلا در نتیجه دو توافق با آمریکا و روسیه موفق شده نیروهای کُردی را از منطقه مرزی با سوریه دور کند؛ موضوعی که به نفع ترکیه و به ضرر نیروهای کُردی است اما واقعیت آن است که آنکارا به کل اهداف خود نرسیده و در رسیدن به آن‌ها با چالش‌های جدی مواجه است.
از این جهت که:
اولا، آن چه تا به حال اتفاق افتاده صرفا دور کردن نیروهای مسلح کرد از منطقه مرزی است نه پایان دادن به سلطه سرزمینی آن‌ها که برای آنکارا یک نگرانی راهبردی محسوب می‌شود. این نیروها هنوز بر حدود 40 هزار کیلومتر مربع از مساحت سوریه سیطره دارند و با توجه به تحولات اخیر، آینده این منطقه به شکل روابط میان کُردها و دولت سوریه در آینده باز می‌گردد البته در این خصوص هم نقش سه طرف دیگر یعنی روسیه، ایران و آمریکا تاثیرگذار و تعیین‌کننده است و نقش ترکیه مثل قبل پررنگ نخواهد بود. فارغ از رویکرد آینده روسیه و آمریکا در قبال آینده سلطه کردها بر بخشی از شمال و شرق سوریه، گزینه ترجیحی دمشق در تعامل با کردها مذاکره و گفت وگوست و بعید به نظر می رسد قبل از حل و فصل مسئله ادلب شاهد اتفاقات خاصی از جمله درگیری میان نیروهای کُرد و ارتش سوریه باشیم.
ثانیا، آینده توافق با روسیه در واقع به میزان جدیت روسیه در عملیاتی کردن آن بستگی دارد و این موضوع هم به عوامل زیادی از جمله تحصیل ما به ازایی گره خورده است که احتمالا قول آن را از ترکیه گرفته است؛ در این خصوص باید دید چه خواهد شد. اگر قرار باشد بخشی از این بها از جیب رابطه ائتلافی ترکیه با غرب به دست آید، زیاد هم آسان نیست. با این که به نظرم روسیه در اجرای مفاد توافق به این راحتی عمل نمی کند و تعلل نشان خواهد داد.
ثالثا، منطقه امنی که آنکارا به دنبال آن است، فعلا محدود به همان منطقه میان تل ابیض و راس العین است و در توافق 10 ماده‌ای با مسکو هیچ اشاره‌ای به آن نشده است، حتی از منطقه عملیاتی ترکیه داخل سوریه با عنوان "منطقه امن" نام برده نشده است.
رابعا، جدا از ذکر نشدن نامی از منطقه امن، استقرار نیروهای سوریه در امتداد 340 کیلومتر نوار مرزی بر اساس توافق دیروز عملا به معنای شکست طرح تاسیس منطقه امن در طول کل نوار مرزی و به تبع آن اسکان نیافتن آوارگان سوری در این مناطق است چون این افراد قبل از حل نهایی بحران، بعید است به مناطق تحت کنترل دولت سوریه بازگردند و اگر هم روزی این موضوع تحقق یابد، به مناطق خود باز خواهند گشت نه نوار مرزی.همچنان که دور از انتظار است جمعیت قابل توجهی از همین آوارگان هم رغبتی برای سکونت در همان منطقه میان تل ابیض و راس العین از خود نشان دهند؛ به این علت که اولا زیرساخت‌های کافی برای چند میلیون آواره ندارد و ثانیا بیم دارند که این منطقه نیز در نتیجه توافقاتی به سلطه دولت سوریه قبل از حل نهایی بحران باز گردد. به همین دلیل تغییر ساخت سیاسی نوار مرزی به طول ۴۶۰ کیلومتر در عمق ۳۰ کیلومتر از طریق تغییر بافت جمعیتی آن قابل تحقق نخواهد بود.