مذاكره برای ما اجتناب‌ناپذير و ضرورت اقتصاد ماست

طرح گشايش اقتصادي دولت با چه هدفي صورت گرفت و چرا با واکنش‌هاي منفي در بورس و بازار سرمايه مواجه شد؟
واقعيت اين است که آقاي روحاني در يک سيکل معيوب مشاوران اقتصادي خود قرار گرفته است. اين افراد در اطراف رئيس‌جمهور حضور دارند اما اطلاعات علمي دقيق به رئيس‌جمهور ارائه نمي‌کنند. البته آقاي رئيس‌جمهور نيز عنوان کردند عده‌اي تنها نق مي‌زنند. کارشناسان اقتصادي که به دنبال تعديل کسري بودجه دولت بودند به‌صراحت عنوان کردند دولت با افزايش سهام بورس خطرناک‌ترين راه را براي تعديل کسري بودجه خود انتخاب کرده است. دولت از طريق پيش‌فروش کردن نفت در بورس قصد داشت يک اقدام غيرمتعارف انجام بدهد که داراي هيچ پيشينه اجرائي در هيچ نقطه‌اي از جهان نبوده است. هدف دولت نيز اين بود که با اين اقدام کسري بودجه خود را جبران کند. اين درحالي است که در کشورهاي ديگر جهان دولت‌ها از راه‌هاي ديگر و البته کم‌خطرتري کسري بودجه خود را جبران کرده‌اند و بحران را پشت‌سر گذاشته‌اند؛ به عنوان مثال در کشورهاي آمريکاي لاتين و حتي ترکيه که همسايه ايران است مدت‌ها با تورم زيادي همراه بودند و چالش‌هاي زيادي در زمينه تامين کسري بودجه خود داشتند. با اين وجود از راه‌هايي استفاده کردند که در نهايت مشکل آنها را حل کرد. مشاوراني که در اطراف آقاي روحاني قرار دارند در مرحله نخست بايد شرايط اقتصادي کشور را به صورت واقعي براي رئيس‌جمهور تشريح مي‌کردند. در شرايط ‌کنوني ما در روابط خارجي با تنش‌هاي زيادي مواجه هستيم و از سوي ديگر نيز سوءمديريت در بدنه اجرايي کشور وجود دارد. نکته مهم‌تر اينکه دست دولت نيز خالي است. به همين دليل دولت نبايد کاري انجام مي‌داد که با تحت فشار قرار دادن مردم مشکل خود را حل کرد. اين وضعيت مانند اين است که دولت مجبور است با سيلي صورت خود را سرخ کند.
چرا دولـت در ســال پايــاني خود در زمــينه اقتصادي با نوعي سردرگمي استراتژيک مواجه شده است؟
دولت آقاي روحاني به‌رغم برخي موفقيت‌ها که داشته در برخي زمينه‌ها ضعف‌هاي جدي داشته که شايد در کمتر دولتي در پس از انقلاب مشاهده شده است. البته اين سخن به معناي اين نيست که تنها دولت آقاي روحاني دچار ضعف بوده و بقيه دولت‌هاي خوب بوده‌اند. به‌هرحال دولت‌هاي گذشته نيز در برخي زمينه‌ها عملکرد ضعيفي داشته‌اند که آثار عملکرد ضعيف آنها امروز نيز قابل مشاهده است. البته ما تجربه‌هاي موفقي نيز داشته‌ايم. به‌عنوان مثال ما در دوران جنگ به‌رغم پيش‌بيني‌هاي صورت‌گرفته درباره طولاني شدن جنگ پروژه‌هاي سرنوشت‌ساز نيمه‌تمام کشور نيز به نتيجه رسيد. از سوي ديگر وضعيت اقتصادي مردم نيز مديريت مي‌شد و مردم مانند امروز با چالش‌هاي جدي در زمينه معيشت خود مواجه نبودند. يکي از مهم‌ترين اقداماتي که در اين مقطع زماني صورت گرفت پروژه ريلي بندرعباس به بافق بود که بسيار مهم و ‌استراتژيک بود و خليج‌فارس را به شبکه ريلي کشور متصل مي‌کرد. ساخت فولاد مبارکه به‌عنوان بزرگ‌ترين بنگاه ‌‌اقتصادي کشور پس از شرکت نفت نيز از جمله دستاوردهاي مهم اقتصادي بود که ما در زمان جنگ تحميلي به آن دست پيدا کرديم. در آن زمان ستادي به نام ستاد طرح‌هاي مهم انقلاب در دفتر نخست‌وزيري تاسيس کردند و آقاي ‌هاشمي‌طباء را به رياست آن انتخاب کردند. پس از اين دوران دولت آقاي هاشمي روي کار آمد که در عمل کشور به يک کارگاه ساخت‌وساز تبديل شد. دليل اصلي اين قضيه نيز مشخص بود. آقاي هاشمي يک دولت غيرسياسي و تکنوکرات تشکيل داده بود که مهم‌ترين اولويت آنها توسعه اقتصادي کشور بود. آقاي هاشمي به‌خوبي به اين نکته آگاهي داشت که مردم از دولت بازسازي کشور پس از جنگ را مي‌خواهند و به همين دليل به وزراي کابينه توصيه مي‌کرد که فقط به فکر کار کردن و بازسازي کشور باشند. توصيه ديگر آقاي هاشمي به وزرا اين بود که در امور سياسي دخالت نکنند و اجازه بدهند خود ايشان که در اين زمينه از تسلط کافي برخوردار هستند مسائل سياسي دولت را حل کنند. با اين وجود پس از دولت آقاي هاشمي و در دولت اصلاحات و آقاي‌احمدي‌نژاد ما دولت تکنوکرات را از دست داديم. اين در حالي است که مطالبه اصلي مردم در اين سال‌ها وجود يک دولت تکنوکرات و مديران غيرسياسي بر مسند امور است. به‌عنوان مثال، دولت امروز عراق يک دولت تکنوکرات است که بيش از اينکه دغدغه‌هــاي ســياسي داشته باشند دغدغه توسعه دارد.
چرا پس از دولت آقاي هاشمي ديگر يک دولت تکنوکرات در کشــور شــکل نگرفت؟ چــرا آقاي روحاني که مــدافع گفتمان اعتدال بود به سمت تشکيل يک دولـت تـکنوکرات حرکت نکرد؟
آقاي روحاني در چينش وزراي خود عملکـرد قـابل‌توجهي نداشــت و در برخـي زمينه‌ها ضـعيف عـمل کرد. به‌عنوان مثال در چينش مديران اقتصادي مانند رئيس کل بانــک مرکزي، سازمان برنامه و بودجه و وزراي اقتصادي قوي عمل نکرد. اگر به عملکرد مديران اقتصادي دولت در طول هفت سال گذشته توجه کنيم متوجه مي‌شويم که عملکرد مديران ضعيف بوده است. در طول سال‌هاي گذشته دولت موفق نشده چندين آزادراه بزرگ و سد مخزني بزرگ در کشور بسازد. البته پروژه‌هايي به نتيجه رسيده است اين پروژه‌ها بزرگ نبوده و براي اقتصاد کشور تعيين‌کننده نبوده‌اند. از سوي ديگر دولت در زمينه مسکن که يکي از مهم‌ترين مطالبات مردم و نيازهاي کشور است و امروز ممکن است چالشي به وجود بياورد اقدامي موثر و راهگشا انجام نداده است. امروز قيمت مسکن به حدي رسيده که خريد يا اجاره آن در حد توان مردم عادي نيست. مساله سقوط سهام در بورس نشان‌دهنده عدم تدبير لازم در وزارت اقتصاد و سوءمديريت بورس بوده است. وزارت اقتصاد به‌راحتي مي‌توانست با انتخاب مديران قوي‌تري در وزارت اقتصاد و بورس شرايطي را فراهم آورد کــه ايــن بي‌تدبيري‌ها صورت نگيرد. بي‌تدبيري در بــورس، فرابورس و بورس کالا وجود داشته است. اين وضعيت درباره پتروشيمي و فولاد نيز قابل مشاهده است. اين در حالي است که دولت مي‌توانست با شفاف‌سازي مردم را نسبت به بازار سرمايه آگاه کند. دکتر مصدق به‌راحتي با مردم سخن گفت و عنوان کرد ما تحريم شده‌ايم، دولت درآمدي ندارد و بنابراين مردم براي چرخاندن چرخ اقتصاد کشور وارد ميدان شوند. پس از اين نيز اوراق بهادار منتشر کرد و بسياري از مردم نيز اين اوراق را خريداري کردند. مردم اين اوراق را به خاطر سود خريداري نکردند و بلکه در جهت نشان دادن همدلي ملي و حمايت از دولت چنين کاري را انجام دادند. دولت نيز مي‌توانست با سخن گفتن بدون ‌واسطه و شفاف با مردم عنوان کرد ما به دنبال انجام يک پروژه اقتصادي است که اشتغال ايجاد مي‌کند و در رشــد اقتصادي کشور موثر است. در طول يک سال گذشته در حدود نهصدهزار ميليارد تومان وارد بورس کشـور شـده که اگر دولت از مسير درستي حرکت مي‌کرد اين مبلغ مي‌توانست منشأ خير و برکت زيادي شود. اين در حالي است که مايه دردسر شده و اتفاقي رخ داده که مي‌تواند براي کشور هزينه‌ساز باشد.
نقش باندهاي مافياي در آشفتگي بازار سرمايه و ارز بيشتر تاثيرگذار بوده يا تصميمات نادرستي که مديران اقتصادي گرفته‌اند؟
عوامل خارجي روي اقتصاد ايران تاثيرگذار است و نمي‌توان به‌سادگي اين تاثير را ناديده گرفت. با اين وجود در علم اقتصاد براي هر بحراني راهکاري وجود دارد. در علم اقتصاد برخلاف علم پزشکي که براي برخي بيماري‌ها دارويي پيدا نشده اين وضعيت وجود ندارد و هر مشکلي داراي راه‌حل خاص خودش است. مذاکره براي برون‌رفت از اين شرايط اجتناب‌ناپذير است. اين مساله نيز با خود معضلات اقتصادي به همراه آورده است. ما نمي‌توانيم تا ابد در حالت کماي عدم رابطه با سيستم بين‌المللي بانکي باشيم. به‌همين دليل نيز دير يا زود بايد به سمت مذاکره حرکت کنيم. هر چند نشانه‌هايي هم از تمايل به مذاکره در کشور مشاهده مي‌شود. مهم اين است که ما با دست پر وارد اين مذاکرات شويم. براي ساختن آزادراه يا ريل‌گذاري نياز به ارز وجود ندارد. اين درحالي است که ريل نيز در ايران توليد مي‌شود. براي ساخت واحد‌هاي مسکوني نياز به واردات مواد اوليه از کشورهاي خارجي وجود ندارد. با اين وجود به دليل اينکه مديران وزارت اقتصاد به صورت همه‌جانبه به مسائل اقتصادي نگاه نمي‌کنند و از سوي ديگر به رئيس‌جمهور اطلاعات صددرصد دقيق و علمي منتقل نمي‌شود ما نتوانستيم از ظرفيت‌هاي موجود به خوبي استفاده کنيم. با روش‌هاي امنيتي نمي‌توان بورس و سرمايه را مديريت کرد.
نقش بخش‌هايي از اقتصاد را که در اختيار دولت است به چه ميزان در بازار سرمايه موثر مي‌دانيد؟
انتظار از برخي نهادها بيشتر از اين بوده است. البته ستاد اجرائي فرمان امام از جمله نهادهايي است که پروژه‌هاي مهم و بزرگي را اجرا کرده است. اين در حالي است که بنياد مستضعفان که مي‌توانست نقش موثري در توسعه اقتصادي کشور داشته باشد اين کار را نکرده و نقش موثري در توســعه اقـتصادي کشور ايفا نکرده است. اين نهادها مي‌توانستند با فــروش بــخشي از دارايي‌هايــي خــود به بخش خصوصي واقعي به خروج کشور از رکود فعلي کمک کنند. متاسفانه دود ايــن کــم‌کاري‌ها به چشم مــردم رفـته و در شرايط کنوني مردم با مشکلات اقتصادي و معيشتي مواجه هستند. مسئولان کشـور به واقـع نگران وضعيت مــردم هستند لذا بايد به خوبي به پيامــدهاي نــاگوار مشکلات اقـتصادي فکر کننـد. در شرايط کنوني بحـران‌هاي اقتصادي به صـورت مـستقيم روي افزايش آمار طلاق و ... در کشور تاثيرگذار بوده و ميزان طلاق را بيشتر از گذشته کرده است. افزايش آسيب‌هاي اجتماعي نيز پيامدهاي اجتماعي و اقتصادي خاص خود را به همراه آورده است. امروز وقت آن رسيده که عقل و منطق در بين مسئولان کشور جايگزين شعار و سخنان سطحي شود. امروز بخش‌هايي از اقتصاد ايران که نقش «لوکوموتيو» اقتصاد ايران را داشتند و از جمله بخش خدمات که در حدود پنجاه درصد توليد ناخالص ملي را تشکيل مي‌دهد از جمله مهم‌ترين بخش‌هايي است که تحت تاثير بحران کرونا قرار گرفته است. اين مساله که پنجاه درصد توليد ناخالص ملي را بخش خدمات تشکيل مي‌دهد نيز يک چالش ساختاري است و نشان‌دهنده عدم صنعتي شدن اقتصاد ايران است.